گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

آیین های استقبال از ماه محرم در گیلان


ماه محرم، آغاز سوگواری  برای سرور و سالار شهیدان در همه جای ایران است. اما در گیلان چند روز زودتر از آغاز محرم مردم خود را برای انجام آیین های سوگواری آماده می کردند. برخی از این آیین ها کم و بیش در تمام گیلان مشابه است ولی برخی از آنها بخصوص در مناطق روستایی و کوه نشین  متفاوت با دیگر مناطق است.  در گذشته این آیین ها پررنگ تر بود ولی امروزه با گسترش وسایل ارتباط جمعی از یک سو و توسعه امکانات، آیین ها کم و بیش مشابه شده است.

گل مالی و نظافت مساجد

گل مالی مساجد و بقاع متبرکه یکی از آین آیین ها بود. حسین شهاب درباره آداب استقبال از ماه محرم در شرق گیلان و کومله می گوید: یکی دو هفته مانده به محرم، دختران جوان مساجد و بقاع متبرکه را غبار روبی می کردند و کف مساجد را گل کاری می کردند. بعد از چند روز روی طاقچه ها و منبر را گلاب می پاشیدند تا  بوی نم محیط برطرف گردد.

  

وی می افزاید: پیش از اول محرم غروبها قبل از اذان یکی دو ساعتی، جوانان و نوجوانان دسته های سینه زنی به راه می انداختند و به پیشباز محرم می رفتند  و این شعر را می خواندند:

محرم آمد و عیش عزا شد/ حسین(ع) با اهل خود در کربلا شد

گل مالی مساجد و تمییز کردن حسینیه ها تقریبا در تمام گیلان به جهت استقبال از محرم رایج بود.  در گذشتهف عمده مصالح ساختمانی گل بود و به دلیل روشن کردن هیزم در داخل ساختمان، بنا دچار دود گرفتگی و سیاهی می شد. آیین گل مالی  به نیت برآورده شدن حاجات عمدتا توسط دختران جوان صورت می گرفت. در در روستاهای غرب گیلان نیز  زنان و دختران وظیفه نظافت و گل مالی مسجد را برعهده داشتند.

اَستنه تاشی در روستای گُمل

در روستای گُمل از توابع بخش مرکزی شهرستان لاهیجان، آیین استنه تاشی اجرا می شد.

روستای گمل هفت محله دارد. همه این روستاها یک بقعه یا به روایت محلی  استونه- اَستُنه دارند که زیارتگاه مردم و  محل دفن  مردگان است که به گویش محلی « گُرکنار» (گوهرکنار) نامیده می شود. برخی می گویند که آن، آرامگاه حضرت ابراهیم بن موسی  بن جعفر و خواهرش، گوهر است و بعضی دیگر عقیده دارند این جا، محل کوچ بهار و تابستان (تابستان نشین) حضرت ابراهیم بن موسی بوده و آرامگاه خواهرش گوهر می باشد.

یکی از ساکنان گمل می گوید: بقعه روی یک تپه پوشیده از جنگل قرار گرفته و از نظر جغرافیایی در مرکز  چندروستا قرار دارد. جاده آن خاکی است. هرساله در شب عاشورا از سه مسجد این روستا دسته های عزاداری راهی بقعه می شوند و پس از نوحه خوانی و زیارت، هر یکی از این دسته ها با نظم خاصی به مساجدشان برمی گردند.

رضا پور علی درباره این آیین می افزاید: منظور از استنه، بقعه و مقصود از تاشی، تراشیدن و بریدن است. در گویش شرق گیلان، فتاشتن یعنی تراشیدن و بریدن علفهای هرز و گیاهان خودرو و هرس کردن شاخه های اضافی  درختان را می گویند.  پور علی می افزاید: محل بقعه در یک ناحیه جنگلی و دور از روستاهای پیرامون است و مردم همیشه نمی توانند به زیارت آن بروند و آنرا تمییز کنند، این آیین بومی مذهبی که در اینجا پیشینه دیرینه و چند صد ساله دارد ، با هدف زیبا نگهداشتن و پاکیزگی این بقعه صورت می گیرد.

وی در تشریح این آیین بومی تصریح می کند:  هر ساله متولی بقعه در یکی از روزهای جمعه ، مردم را به انجام  این آیین فرامی خواند. سپس اهالی روستا یا آنها که در شهر بسر می برند، در بامداد روز مشخصی که توسط متولی بقعه معین شده است، با هر وسیله ممنکن به محل بقعه می آیند؛ پس از رفع خستگی  و دید و بازدید، مردان روستا به انجام این مراسم می پردازند. آنها به طور دسته جمعی داس و داره برداشته و علف های هرز و شاخه های زائد درختان و درختچه های اطراف بقعه را می برند و بوته های کیش (شمشاد)  اطراف را پیرایش می کنند.

پور علی درباره نقش زنان در این آیین می گوید: زنان روستا معمولا داخل بقعه را تمیز می کنند، تعدادی درون بقعه  و ایوان آنرا جارو می کشند و پاکیزه می کنند و برخی دیگر در تهیه  ناهار برای زائران و کسانی که برای نظافت مشغولند، فعالیت می کنند. پس از ناهار برای درگذشتگان فاتحه خوانده  و  راهی خانه هایشان می گردند.

آیین علم بندی

آیین علم بندی در بیشتر گیلان، سنتی  است که از گذشته تا کنون رواج داشته و تنها در برخی جزییات تغییر یافته است. علی ایمانی بیان می دارد: در مساجد کوهپایه معمولا متولی مسجد به همراه تنی چند از جوانان چوبی از درخت شمشاد را که ضخامت سی یا چهل سانتی متری و ارتفاعی دو سه متری داشت، انتخاب می کردند. سر آنرا یک دست فلزی گذاشته و اطراف آن را با پارچه های سبز و سیاه می بستند و آنرا به یاد شهادت امام حسین (ع) و یارانش آماده می کردند و در گوشه ای از مسجد تا اربعین قرار می دادند و در پایان مراسم عزاداری، پارچه های علم باز می شد و کسانی که حاجت داشتند، به نشانه گرو برای برآورده شدن حاجت پارچه را با خود می بردند و اگر حاجتشان برآورده شد، سال دیگر پارچه ی جدیدی تهیه کرده و به علم می بستند.

بستن پارچه های رنگی به نشانه عزاداری جز علم بر اسب نیز دیده می شود. اسب سمبل وفاداری ذوالجناح به امام حسین بود که با نشانه های صاحبش به سمت خیمه های حرم برمی گردد. در روستاهای شهرستان صومعه سرا، اسب ها را زین می کردند و به گردن و یال اسب ها پارچه های رنگی می بستند، به این نیت که مردم محله برای عزداری امام حسین(ع) آماده شده اند.

کرناف زدن در حوالی غروب در غرب گیلان نیز نشانه ای برای استقبال از محرم بود و در دهه عاشورا هر مسجدی که کرناف می زد، بدین معنی بود که امشب در این مسجد مراسم عزاداری است.

تهیه وسایل مشعل

در کوه های شرق گیلان در گذشته چند روز مانده به محرم بچه ها و جوانها به در خانه می رفتند و کهنه پارچه های مردم را جمع می کردند. همچنین نفت نیز از اهالی تهیه می کردند. قدیم برق و روشنایی نبود و مردم برای تهیه روشنایی دسته های عزاداری، مشعل هایی با کهنه پارچه درست می کردند و سر آن را به نفت آغشته  و در شبی که دسته ها حرکت می کرد، جلوی دسته آتش می زدند تا هیات بتواند در محلات حرکت کند.

بعدها که چراغ زنبوری باب شد، نفت و پارچه کهنه جای خود را به چراغ زنبوری داد و مردم جلوی دسته جات عزاداری، چراغ زنبوری روشن می کردند. وقتی درست کردن صلّهُ (حجله) مرسوم شد، مردم به نیت برآورده شدن حاجات، شمع نذر می کردند و برای روشن کردن داخل صله ها به کودکانی که برای تدارک دهه عاشورا به در خانه ها می آمدند، اعطا  می کردند.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 1/7/94

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.