ساعت شماته دار رنگ و رو رفته ای روی میزش است، اما عقربه هایش قفل شده. هر از گاهی به ساعت می نگرد و امیدوار است روزی بتواند چرخ دنده های ساعت را به حرکت درآورد. قلبش48سال است به این امید می تپد ولی عقربه های ساعت درست روی عدد های 11 از حرکت بازایستاده.
دکتر سید مهدی میرصالحی، دانش آموخته ی باستان شناسی است و در اتاق محقری از خانه ی قدیری در انبوهی از کتاب و اشیای به جای مانده از تاریخ رشت گم شده است. کارشناس مسئول ثبت میراث فرهنگی شهرستان رشت، از اشکالات مدیریتی و نگاه مدیرانی می گوید که منجر به رکود گردشگری در گیلان شده است.
- چرا گردشگری در گیلان بیشتر در حوزه طبیعت گردی باقی مانده و آمار های غیرقابل باورانه ای از میزان ماندگاری مسافر در مرکز استان شنیده می شود؟
اول از همه باید تعریف درستی از ظرفیت های گردشگری یک شهر یا استان بشود. باید قبول کنیم که رشت ظرفیت گردشگری استان های همجوار خود را هم ندارد. قزوین با اینکه چند دهه از استان شدنش نمی گذرد، خیلی خوب توانسته از ظرفیت های گردشگری فراموش شده اش؛ بهره ببرد. ما مسجد جامع و کاروانسرای سعد السلطنه قزوین را نداریم. مجموعه شیخ صفی اردبیل را هم نداریم. الگوبرداری کردن از دیگر استانها برای جذب گردشگر بدون درنظر گرفتن شرایط اقلیمی، اقتصادی، بناهای تاریخی و فرهنگ بومی و حتی فرهنگ مصرفی رشت با دیگر استانها هم کار درستی نیست. رفتارهای یکسان فرهنگی در شهرها برای جذب گردشگر با شکست مواجه است. گیلان علاوه بر تراکم جمعیت، فاقد بناهایی با وسعت زیاد است. هرچند رشت باراندازها و کاروانسراهای زیادی در دوران شکوفایی اقتصادی خود داشته است، ولی وسعت هیچکدام از آنها به پای کاروانسرای سعدالسلطنه قزوین نمی رسد.
- یعنی مثلا خرید و مرمت خانه های میراثی برای رونق گردشگری در رشت جواب نمی دهد؟
نه اینکه نباید به بناهای میراثی توجه کرد، بلکه باید شاخص تعریف شده ای داشته باشیم. یکی از ویژگی های تمام سازمانهای مرتبط با مقوله ی مثلا گردشگری این است که با یک شاخص واحدی به موضوع بیندیشند و با همان شاخص کار کنند. این شاخص اول از همه باید تعریف شود و گروههای مرتبط با آن مقوله باید اتفاق نظر داشته باشند. مثلا همه می دانیم اقلیم گیلان به گونه ای است که بناهای تاریخی به سرعت تخریب می شوند. اما همین اقلیم موجب جذابیت های طبیعی را فرآهم آورده. مثلا کوهستانی بودن لاهیجان و ایجاد مراکز تفریحی در همین کوهها موجب رفتن مسافر به لاهیجان می شود.
اما جغرافیای رشت -که جلگه ای است- خیلی برای مسافر طبیعت گرد جذاب نیست. در عوض همین جلگه آب و هوای معتدلی ایجاد می کند که در زمستان هم مسافر می تواند به رشت بیاید ولی به کوههای ماسال و هشتپر نمی رود. گرمترین روزهای آفتابی رشت به ندرت به 40درجه می رسد، روزهای یخبندان نیز در دی ماه یک هفته بیشتر دوام نمی آورد. پس این اقلیم کمک می کند تا تمرکز متولیان گردشگری بر ایجاد یک شهر نمایشگاهی در مرکز استان باشد.
- نمایشگاهی با بناهای ایجادی یا مرمت بناهای تاریخی ؟
تلفیق هر دو. خرید و احیای خانه های تاریخی هم باید بر تمرکز بر همین اصل و نگرش صورت گیرد.
در مرکز رشت کاروانسراها، بازار و مجموعه بناهای میراثی میدان شهرداری را داریم که نیازمند توجه است. در کدام شهر کشور جلگه ای با سقف های شیروانی می بینید؟ در مرکز کدام استان بناهایی با معماری اروپایی می بینید؟ اما همین معماری باقیمانده در اثر ناهماهنگی متولیان گردشگری به شدت دچار تخریب و تغییر است. و یا بناهای مرمت شده هم با اولویت نیست. همین خانه ی قدیری سالهای 60خریداری و مرمت شد ولی قرار گرفتن آن در یک کوچه باریک که ماشین آتش نشانی نمی تواند به داخل کوچه رود، خود یک آسیب است. می توانست خانه ای با موقعیت جغرافیایی و با نگاه گردشگر خریداری شود. نمونه ان خانه ابریشمی است که در اثر تعلل میراث، توسط دانشگاه گیلان خریداری شد و حالا هم بیشتر کاربرد اداری یافته تا اینکه درب آن به روی بازدیدکنندگان باز باشد. اینجاست که می گویم متولیان باید شاخصه ی فرهنگی مشترکی را بپذیرند. مسکن و شهرسازی و شهرداری نباید اجازه دهند در بافت میراثی، بنایی با نمای مثلا کامپوزیت قد علم کند.
- حالا که شهرداری پیاده راه سازی هسته مرکزی شهر را در دستور کار قرار داده، می توان به این ظرفیت سازی امیدوار بود؟
اگر به شاخصه ای که گفتم توجه شود. ما اگر نقش جهان را نداریم، می توانیم مجموعه میدان شهرداری را دوباره احیا کنیم. الگوی بناهای ریخته شده در این محدوده را می توان از نو ساخت. همین کاری که لهستان در پایتخت خود کرد. مجموعه بناهای میراثی ورشو در جنگ جهانی تخریب شده بود، ولی بناهای فعلی دقیقا الگوبرداری از بناهای میراثی است. متولین گردشگری ورشو بناهایی ساخته اند با امکانات مدرن ولی با معماری کاملا سنتی. احیای سینما آبشار یا تماشاخانه گیلان، احیای هتل ساووی، هتل فردوسی، حمام گلستان و بناهای اطراف سبزه میدان می تواند دقیقا مانند گذشته ساخته شود.
پیاده راه علم الهدی یک ظرفیت گردشگری ایجاد کرده اما تخریب بناهای سنتی کاملا چشم بیننده را می آزارد. بخش تحتاتی بسیاری از مغازه های علم الهدی کاملا مدرن و ناهمخوان با طبقه فوقانی بازسازی شده است و دیگر گردشگر در این مسیر بنایی با معماری اروپای شرقی نمی بیند. این تخریب ها، موجب شده مثلا بنای کتابخانه ی ملی هم درمیان تجدید بناهای غیر اصولی، گم شود.
- میراث فرهنگی از سازمان مسکن و شهرداری نخواسته که جلوی اینگونه تجدید بناها را بگیرد؟
متاسفانه میراث هم در این مقوله ها منفعل عمل می کند. ضمن اینکه قوانین بازدارنده در تخریب بناهای تاریخی نیز ضعیف است. همیشه عناصری هستند که به متولیان شهری برای تخریب یک بنای میراثی فشار می آورند. نمونه آن تخریب خانه دریابیگی بود. یا خانه ی مادام ژنی که دو سال پیش شهرداری رشت بدون بررسی مجوز ساخت داد و بعد از آنکه خانه با خاک یکسان شد، نگذاشت تجدید بنا شود! اینجاست که از بالاترین مقام استان، استانداری انتظار می رود فعالانه در همگرایی بین دستگاه های متولی نقش ایفا نماید. ولی متاسفانه استانداری نیز آن نقش موثر در ایجاد همگرایی را ندارد.
- خیلی از بناهای ما قابل احیا هستند، ولی سرمایه ی کلان می خواهد. پس از سالها بسته ماندن کاروانسرای لات، تازه یک سرمایه گذار بخش خصوصی پیدا شده!
برای استفاده بهینه از مکان و سرمایه می توان مانند بسیاری از کشورهایی که در صنعت توریسم فعالند؛ بناهای تاریخی در ابعاد مینیاتوری ساخت. دیوار چین ، برج پیزا، برج ایفل و... به صورت مینیاتوری ساخته شده اند. پس ما هم می توانیم الگوهای گذشته خود را در ابعاد کوچکتر بسازیم.
- بزرگترین پارک شمال کشور در اختیار شهرداری رشت است. پارک 450هکتاری لاکان چنین فرصتی را می تواند برای میراث فرهنگی فراهم آورد تا با ایجاد بناهای مینیاتوری و معماری خانه های شهری در این پارک آن هم در مسیر موزه میراث روستایی، بهترین فرصت را برای رونق گردشگری فرآهم آورد.
به شرطی که شهرداری بخواهد فضایی در اختیار ما قرار دهد. باز هم به نقش پدرانه ی استاندار می رسیم. دکتر نجفی باید نقش رابط را بازی کند و متولیان گردشگری، میراث فرهنگی و شهرداری را دور یک میز بنشاند. استانداری چندین هکتار زمین را از منابع طبیعی گرفت و در اختیار شهرداری قرار داد، اما آیا از شهرداری خواسته همگرا با دیگر دستگاه ها برای لاکان برنامه ریزی کند؟! بودجه شهرداری هم کفاف نمی دهد در این مکان بناهای تاریخی مینیاتوری ایجاد کند.
متاسفانه شهرداری حتی از داشته های خود هم به درستی استفاده نمی کند. مثلا نمایشگاه هایی که در خانه میرزا برپا می شود، آیا همخوانی با نهضت جنگل دارد؟! در جوار مزار میرزا آیا نمی توان یک نمایشگاه دائمی از اسناد جنگل دایر کرد؟ خانه خلیل رفیع را چرا موزه تاریخ مشروطه نمی کنند و هنوز کاربری اداری دارد؟ از دوره پهلوی دوم قرار است ساختمان میدان شهرداری، موزه هنر یا موزه مردم شناسی شود، اما شهرداری حاضر به تخلیه این بنای میراثی نیست.
- بالاخره به رونق گردشگری در مرکز استان امیدوارید یا خیر؟
در یک نشست فرهنگی در شورا، پیشنهاد داده بودم لااقل نگهبان های عمارت شهرداری، لباس درجه داران دوره ی قاجار را بپوشند، این پیشنهاد با تمسخر روبرو شد. به همین دلیل می گویم تا متولیان گردشگری شاخصه ی یکسانی را نپذیرند، امیدی به رونق گردشگری نخواهد بود.
میر صالحی تسبیحش را می گرداند و به ساعت قدیمی روی میزش می نگرد و « به روزی فکر می کند که بالاخره فرا می رسد و او آن ساعت را به کار می اندازد و... او به همه ثابت می کند که آدم ها هرکار بخواهند می توانند بکنند.»
*بخش داخل گیومه از رمان سمفونی مردگان است
تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 12/8/94