گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

آغاز تعطیلات تابستانی و کلاس های اجباری زبان برای کودکان


عصر یک روز بهاری. حیاط یکی از آموزشگاه های زبان خارجه در خیابان معلم رشت مملو از مادرانی است که کودکان خود را به این موسسه سپرده اند. این موسسه تنها کودکان پیش از دبستان را پذیراست و زمستان و تابستان نمی شناسد. والدین روی نیمکت های حیاط انتظار کودکانشان را می کشند تا زمان کلاس به اتمام رسد. هرکدام از آنها با افتخار در مورد پیشرفت کودکشان در یادگیری زبان انگلیسی سخن می گویند.

زوال دوران کودکی پشت نیمکت های یادگیری زبان خارجه

یکی از این مادران می گوید: استفاده از فضای مجازی، بخشی از واقعیت دنیای امروز ماست و کسی که زبان انگلیسی نداند، از زندگی  و پیشرفت در جامعه عقب می ماند.

وی در مورد متد آموزشی در مدارس می گوید: هنوز در سیستم آموزش و پرورش کشور ما به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت داده نمی شود به همین دلیل هم هست که نسل ما با وجود گذراندن درسهای زبان انگلیسی از راهنمایی تا دانشگاه، هنوز قادر به کاربرد این زبان نیست.

این مادر، از ناکارآمدی معلمان زبان در مدارس و حذف درس فوق زبان در مقطع ابتدایی با بخشنامه آموزش و پرورش گلایه دارد و روشهای آموزش سنتی را از دیگر عوامل ناموفق بودن دانش آموزان در یادگیری زبان خارجه برمی شمارد و عقیده دارد؛ باید از همان کودکی وقتی هنوز زبان مادری برای کودک ملکه نشده،  فراگیری زبان خارجه به عنوان زبان دوم آموزش داده شود و این وظیفه پدر و مادر است که از همان کودکی بفکر آینده فرزند خود باشند.

کلاس تمام شده و شادی 8ساله، از پله های آموزشگاه پایین می آید. او از 4سالگی به کلاس زبان می آید ولی بقول مادرش هنوز هم نخواسته این فضا را بپذیرد و درک کند که والدین همه این سختی ها را برای آینده او متحمل می شوند.

 بی رغبتی را می توان در نگاه ناشادش خواند. کیفش را به مادر سپرده و به طرف دوستش می رود که به مقطع بالاتررفته. تازه  دارد  اسباب بازی جدیدش را توصیف می کند که مادر دستش را  کشیده  و می گوید: « بدو دختر دیر شد، هنوز شام درست نکردم. اگر امتحانت را خوب داده بودی، الان باهم توی یک کلاس بودید »

یکی از مادرانی که از سن 5سالگی فرزندش را به کلاس زبان فرستاده، حالا در سن 10سالگی او پشیمان است که چرا در سن پایین اقدام به چنین کاری کرده است. وی هرچند از پیشرفت های فرزندش در فراگیری زبان و علاقه بیش از حد فرزندش به زبان خارجه بسیار راضی است، اما نگران همشاگردی های بالغی است که با فرزندش همسطح هستند.

الگوپذیری از همکلاس های بزرگسال و بلوغ زودرس

او که در طی این سالها اجازه نداده بین مدرسه و کلاس های زبان دخترش وقفه ایجاد شود؛  در این باره می گوید: بجز استرسی که فرزندم دچار شده، طی این سالها فشار مضاعفی برای فراگیری همزمان متون درسی خود و انگلیسی متحمل  شده است.

 حالا او نگرانی دیگری هم دارد؛ دخترش با کسانی همکلاس شده، که هیجانات دوره بلوغ را دارند او نگران الگو پذیری دخترش در سن پیش از بلوغ است او علائم بلوغ زودرس را هم در دخترش مشاهده کرده .

این مادر  با اینکه ترجیح می دهد در تداوم کلاس زبان وقفه ایجاد نماید، ولی معلم زبانش تاکید دارد که وقفه موجب فراموشی واژگان می گردد. او نگران و دودل، پیرو خواسته معلمی می شود که به او پیشنهاد داده  از قرص هایی که بلوغ را به تاخیر می اندازد؛ استفاده کند.

اجبار به نونهالان برای فراگیری زبان

تب یادگیری زبان انگلیسی به حدی در جامعه بالا رفته که کودکان خردسال نیز به کلاسهای زبان آموزی فرستاده می شوند و حتی مهدهای کودکی که دارای کلاس زبان هستند؛ بیشتر مورد توجه والدین قرار می گیرند.

اینکه این کلاسها تا چه  حد کیفیت آموزشی دارد؛ مورد بحث نیست، بلکه عدم توجه به علاقه، انگیزه و ضرورت یادگیری کودک در سن پیش از دبستان است.

مدیر یکی از آموزشگاه های زبان در خیابان رشتیان از شیوه های نوین این آموزشگاه در تدریس می گوید و یادآور می شود: برای مقطع دبستان و پیش از دبستان چه برای دختران و چه برای پسران از معلم خانم بکار گیری می شود تا کودک با عطوفت های مادرانه معلم، ترس از کلاس زبان را نداشته باشد.

وی همچنین تاکید دارد: در این مقطع سنی، خبری از امتحان نیست و نوآموزان در کلاسهای 7تا 8نفره عمدتا با بازی و شعرخوانی زبان انگلیسی می آموزند.

با این حال این مدیر با سابقه، متذکر می شود که بیش از 60درصد کودکان و حتی نوجوانان با اصرار والدین در کلاسهای زبان ثبت نام می کنند. وی همچنین ترس ها و استرس های کودکان در مقطع دبستان و پیش از دبستان را یادآور می شود و تصریح می کند: ما نوجوانانی داریم که از کودکی به  اصرار والدین به کلاس های زبان آمده اند،  با اینکه در مقطع دبیرستان هستند و از نظر درسی هم پیشرفت زیادی دارند، از اصرار والدین برای تداوم در این کلاس ها گله دارند و اصلا دوست ندارند به کلاس زبان بیایند. نفرت از زبان خارجه خاطره این نوجوانان است که حالا مجبورند در مدرسه آموخته هایشان را دوره کنند نه اینکه چیز جدیدی بیاموزند.

انگیزه هایی که در اثر اجبار نابود می شود

یک مربی زبان هم در این باره می گوید: مهمترین نکته در یادگیری زبان، ایجاد انگیزه است و وقتی والدین کودکان را برای یادگیری زبان دوم تحت فشار می گذارند؛ انگیزه های کودک را می کشند.

سارا خداوردی می افزاید: یادگیری زبان دوم می باید یک تجربه مثبت و آرامش بخش باشد، فشار آوردن بیش از حد به کودک، موجب مقاومت وی در برابر یادگیری می شود. ولی عمده موسسات زبان انگلیسی بنگاه اقتصادی شده اند. اگر از روشهای جدید آموزشی هم استفاده می کنند؛ برای جذب بیشتر مشتری  و کسب درآمد است.

یک استاد مطالعات فرهنگی هم می گوید: هر چند آموختن زبان دوم، پنجره ای برای آشنایی با دیگر فرهنگهاست، اما والدینی که در سنین دبستان و پیش از دبستان، فرزندان خود را به زبان آموزی می فرستند؛ دوران کودکی آنها را به زوال کشانده و زودتر از موعد کودکان را وارد دنیای بزرگسالی کرده اند.

عباس ایمانی می افزاید: بخشی از رشد اجتماعی و خلاقانه کودکان در سنین کودکی رخ می دهد  درگذشته بازی با همسالان  و بازیهای گروهی در کوچه، بخشی از این نیاز را برطرف می کرد. با از بین رفتن این فضا، عملا کودکان در فضای محصور آپارتمانها وارد دنیای مجازی می شوند. تقلید  رفتن به انواع کلاس های آموزشی، آن هم بدون درنظر گرفتن ویژگی های منحصر به فرد دوران کودکی، درحقیقت موجب سلب بخشی از حقوق کودکان می گردد. کودکانی که می باید زودتر از موعد برای دوران بزرگسالی کسب تجربه کنند.

 

با شروع گرمای تابستان، انواع و اقسام پوسترهای تبلیغاتی کلاسهای زبان ویژه کودکان جلوی درب خانه ها توزیع می شود. آیا  به اجبار بردن کودکان در  فضاهای آموزشی فراگیری زبان خارجه، بدون در نظر گرفتن شرایط روانی و توانمندی کودک، از مصادیق بارز کودک آزاری نیست؟! کودکانی که این روزها در فضای خانواده تک فرزندی  و کم امن محیط کوچه و خیابان، عمدتا با دوستان خیالی خود همبازی می شوند؛ حالا با گرم شدن هوا،  به اجبار باید به آینده  بزرگسالی خود بیاندیشند و به کلاس هایی فرستاده می شوند که با زبان مادریشان نامانوس است. و والدین ناخواسته، ترس از دنیای بزرگسالی را از همان کودکی در ذهن فرزندان نهادینه می کنند.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 24/3/95

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.