گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

هنر سرخ گیلان، رنگ باخته ؛ باوجود مزایای استفاده از ظروف مسی، مسگربازار بی رونق است


از راسته ای که مسگری بوده، حالا تنها نامی به یادگار مانده است.  دو دهه پیش وقتی از خیابان مطهری وارد بازار رشت می شدید؛ صدای تَقُ و تَقِ چکش مسگران بر ظروف مسی گوش فلک را کر می کرد. اما حالا،  تک و توک مس های چکش خورده زنجان و اصفهان تمنای مشتری دارند.

راسته ای که دو دوهه پیش کوره های مس سازیش، رخسار قرمز مس را سفید می کرد، به دستور شهرداری یک آن همه کوره هایش برچیده شد. حالا نه قلع سایی بر ظروف قدیمی مسی مانده و نه جیب مشتری از پس قیمت گزاف  دیگ های مسی بر می آید.

مسگرانی که سحرگاه بر کوره ها می دمیدند

یکی از کسبه این راسته می گوید: سابق میانه مسگر بازار پر بود از کوره های مسگری. صاحبان این شغل از ساعت 5صبح پای کوره عرق می ریختند و چکش می زدند وقتی قلع و تیزاب و  «کیسِ لاته» برای سفید کردن داخل مس ها داغ می شد، یک آن، بخار بدی از ترکیب مواد شیمیایی به هوا بلند می شد.

حسن مقدم می افزاید: در گذشته در بافت بازار واحدهای مسکونی نبود برای همین مسگرها سحرگاه کار خود را شروع می کردند تا دیگر کسبه که دیرتر می آمدند، سر و صدا و بخارهای قلع آزارشان ندهد.

او تصریح می کند: تصور کنید مس به این سختی بخواهد با چکش حالت پیدا کند. بیشتر مسگرها بعد از عمری دمیدن در کوره و چکش زدن روی مس، شنواییشان ضعیف می شد و از ناحیه ریه هم آسیب می دیدند.

راسته مسگر بازار، حالا جولانگاه، کفش و لباس شده.  با این حال هنوز یکی دو مغازه  هستند که  یا پذیرای  مس های قدیمی سیاه شده اند و یا سرخی  مس زنجان را  به رخ مشتری می کشند.

کوره های مسگری  بیرون شهر منتقل شدند

«فریبرز یزدان پناه» مغازه داری در این راسته است که بصورت محدود مس تولید می کند. البته کوره اش را  در مسگر بازار برچیده  و در حوالی انزلی سرپا نگه داشته است. مغازه اش پر است از ظروف مسی قدیمی و جدید. حتی مس هایی که دیگر کمتر کاربرد دارد؛ آفتابه و لگنی که سر سفره های اعیانها برای دست شستن استفاده می شد، قابدانی که مخصوص کشیدن آب از چاه خانه ها بود، تشت های مخصوص پختن دوشاب و مجمّه هایی که برای خونچه های عروس طبق کشی می شد.

زنی در هیاهوی مشتری، ماهی تابه ای سیاه و کج شده  را برای سفید کردن نزد او آورده، بازمانده ای از جهیزیه مادر مرحومش. خودش می گوید: مادرم «فاطمه حسین پور»، وقتی زنده بود تمام ظروف مسی اش را فروخت و قابلمه های فلزی خرید. تازه این ماهی تابه کوچک را در انبار خانه اش پیدا کرده  و می خواهم به یاد مادر مرحوم سفید کنم.

رضا شانه چیان لابه لای ظروف آشپزخانه از جنس روی، مس های زنجان و اصفهان می فروشد. خودش سازنده نیست ولی پدربزرگش مسگر بوده، او حالا پذیرای ظروف مسی قدیمی مردمی است که برای سفید کردن به نزدش گرو گذاشته اند.  کوره قلع سای او نیز بیرون شهر است.

مزایا و معایب  استفاده از ظروف مسی

او در این باره می گوید: دهه 70 بود که شهرداری و اداره بهداشت، در راستای جمع آوری مشاغل آلاینده دستور جمع آوری کوره های مسگری را دادند. بخار اسیدیته ای که برای سفید کردن استفاده می شد، به شدت خطر آفرین اعلام گردید. حالا در حد یکی یا دو کارگاه سفیدگری، خارج از شهر فعالیت می کنند.

این مسگر جوان، در مورد خواص استفاده از ظروف مسی برای بدن توضیحاتی ارائه داده و بیان می دارد: استفاده از مس برای جبران کم خونی و جلوگیری از بیماریهای مفصلی بسیار مفید است بشرط آنکه قلع آن از بین نرفته باشد زیرا مس های زنگار گرفته خطرناک هستند. شانه چیان  در همین راستا جزوه ای هم آماده کرده و به مشتریان می دهد.

وی با اشاره به حمایت سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی از مسگرهای اصفهان و زنجان می گوید: چرا نباید شهرداری و میراث فرهنگی از تولید کننده های استان حمایت کنند. ترویج همین هنر می توانست در راسته مسگر بازار رشت یک بافت گردشگری  ایجاد نماید.

فراز و فرود مسگری در گیلان

یک دکترای باستان شناسی،  به پیشینه صنعت مس در گیلان اشاره دارد و می گوید: فلز مس در خاک گیلان از گذشته های بسیار دور موجود بوده و حتی یکی از دلایل سبزی آب دریای کاسپین به دلیل وجود همین آلیاژ است. در گیلان معدن مسی هم به نام چاله مس داشتیم.

دکتر میرصالحی می افزاید: در حفاری های باستان شناسی دست ساخته هایی از جنس آلیاژ مفرغ یافت شده است. ولی در دوره اسلامی به دلیل ممانعت های شرعی استفاده از طلا و نقره ، شاهد تولید ظروف مسی هستیم.

وی به حفاری های «قلعه صلصال» تالش اشاره می کند و می افزاید : در این قلعه، ابزارهای مسی دوره سلجوقی یافت شده و این یافته ها، پیشینه  مسگری در گیلان را تقویت می کند.

این کارشناس میراث فرهنگی یادآور می شود که مسگری در گیلان بیشتر صنعتی کاربردی بوده تا تلفیقی از هنر و صنعت. صنعتی که بیشتر در قالب ظروف کاربردی ماند و نتوانست همانند شهرهای فلات مرکزی ، مانند اصفهان در عرصه قلم زنی و هنرهای تزیینی هم وارد شود.

میرصالحی همچنین اذعان دارد: گیلان صنعت مسگری خود را  در دهه 1340 از دست داد. در واقع دهه 1370، مسگری در حوزه تولید ظروف کاربردی، نفس های آخر را می کشید.

وی تاکید می کند: تولید روزافزون ظروف آلومینیومی به دلیل وزن سبک، ارزانی و استفاده راحت در شست و شو، موجب افول مسگری شد. همچنین مردم به تجربه دریافتند که مسی که لایه قلع اندود آن از بین رفته؛ بسیار سمی و گاه کشنده است. در نهایت، خود مسگرها به مشاغل دیگر روی آوردند.

در حال حاضر قیمت یک قابلمه مسی یک نفره، 25هزار تومان است. و اگر یک خانواده 4نفره تنها بخواهد یک دیگ مسی تهیه نماید، می باید بیش از 70هزار تومان هزینه بپردازد. هزینه تردد و واسطه گری مس های زنجان و اصفهان، هم قیمت خرید را افزایش می دهد.

 حالا اگر هزینه سفید کردن هر ظرف مسی را -که بسته به ابعاد و میزان زمان استفاده  قیمت آن متغیر است، به قیمت تمام شده اضافه نماییم، طبیعی است که جیب طبقات متوسط جامعه هم از پس  خرید ظروف مسی برنمی آیند.

 

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 26/3/95

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.