روستای «پاکده» از جمله، دورترین روستاهای جنوبی استان گیلان است. جمعیتش بعد از زلزله منجیل و تعطیلی معدن ذغال سنگ سنگرود، به یک سوم کاهش یافت و حالا بیشتر روستاییان بخش جیرنده مهاجرت کرده و تنها در تابستان و تعطیلات به دیدار سالمندان ساکن روستا می روند. مهمترین مشکل روستا وضعیت اشتغال است که بعد از تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود (در نزدیکی پاکده)، حادتر شد. کمبود آب شرب و آب کشاورزی و فقدان گاز شهری نیز از دیگر مشکلا روستاست.
نیمه شب 31 خرداد سال1369 ، خشم زمین یکباره تعداد زیادی انسان را در دل زمین فرو برد. مرکز زلزله «جیرنده» گزارش شد. جیرنده و روستاهای اطراف آن بعد از زلزله منجیل جمعیتش به یک سوم کاهش یافت.
خشک شدن رودخانه پاکده بعد از زلزله 69منجیل
بعد از زلزله، رودخانه پاکده -که آب کشاورزی منطقه را تامین می کرد- یکمرتبه خشک شد. با مختل شد تولیدات کشاورزی منطقه، به دلیل کمبود آب، عملا روستاهایی که تولید کننده بودند، به عنوان جمعیت مصرف کننده در حاشیه دیگر استانها و شهرها ساکن شدند.
هم اینک آب شرب روستای پاکده با حفر یک حلقه چاه نیمه عمیق تامین می شود که یک سالی است، آب دهی آن به شدت کاهش یافته و کفاف منطقه را نمی دهد. کمبود آب شرب و کشاورزی، عمده ترین شکایت اهالی روستاست بطوریکه همین مشکل موجب شده در سالهای اخیر جمعیت 350خانواری روستا به 200خانوار کاهش یابد. با اینکه پاکده، تنها سه کیلومتر تا شهر جیرنده فاصله دارد، اما هنوز فاقد گاز شهری است که خط لوله آن به جیرنده رسیده است.
کمبود آب و تعطیلی کشاورزی منطقه
روستای پاکده بر روی تپه ای واقع شده است که از سه جهت به دره های عمیق منتهی می شود. در بستر این دره ها می توان آثار مسیر رودخانه و جویبارهایی را دید که حالا خشک شده اند. هر جا شیب زمین کمتر است، گندم دیم زیر آفتاب ظهر می درخشد. در روستاهای شهر لوشان –که معروف به شهر آفتاب است- گندم های دیم زودتر از موعد به بار نشسته است. ولی وضعیت توپوگرافی زمین در این محدوده موجب شده کشتِ زمین همچنان سنتی بماند. ضمن اینکه کمبود آب کشاورزی، امکان توسعه کشت مکانیزه را نمی دهد. حالا می توان کشاورزان منطقه را دید که در زیر آفتاب سوزان، با «داس» گندم ها را چیده و دسته دسته بر روی بام های پلکانی روستا خرمن کرده اند.
با اینکه فاصله پاکده تا مرکز شهرستان یعنی لوشان، 35کیلومتر است، اما جاده این مسیر بسیار ناهموار است و مشخص نیست آخرین بار چه زمانی روکش آسفالت شده است.
به گفته برخی اهالی اول بار در حدود 35 سال پیش، فرد خیری از اهالی روستا به نام آقای «جوانبخت»، راه شوسه مانندی به کمک اهالی منطقه ایجاد نموده است.
کارگران معدن سنگرود به دیگر استانها واگذار شدند
در نزدیکی پاکده، یک معدن زغال سنگ هم بوده که مهمترین اشتغال منطقه را فرآهم می کرد. ولی با تعطیل شدن معدن از سال گذشته، 300کارگر این معدن، به معادن دیگر استانها واگذار شده و 108 کارگر دیگر معدن نیز با بیمه بیکاری گذران عمر می کنند.
بر سر راه آسفالته، زنان کشاورز اندک محصولات باغی خود را برای عرضه بفروش گذاشته اند. «گل لطیفی» بانوی 75ساله ای است که گیلاس های حیاطش را برای مسافران گذری لب جاده چیده است، محصولش زیاد نیست ولی تمنای خرید دارد. گل بانو با لباس محلی منطقه و به زبان شیرین تاتی – که یادگار قدیمی ترین زبان های باستانی ایران است- توضیح می دهد که زمستان سخت درفک و برف و بوران اوایل بهار ، بیشتر صیفی جات محله را نابود کرده است و به دلیل کمبود آب، میوه های درختی هم زیاد بار نداده است.
« زهرا قضایی» نیز عمده ترین مشکل روستا را اشتغال و فقدان آب کشاورزی توصیف می کند و می گوید: پاکده و روستاهای اطراف به نوعی جمعیت ییلاق و قشلاق دارند. بیشتر مردها و جوانان برای جستن کار به دیگر استانها رفته اند و بیشتر جوان ها به استان قزوین و مازندارن مهاجرت کرده اند.
آب شرب منطقه کفاف جمعیت باقی مانده را هم نمی دهد
وی ادامه می دهد: کارگران معدن به استانهای دیگر رفته و برخی که خانواده ای خود را همراه نبرده اند، هر 15 روز یکبار برای دیدن خانواده به پاکده می آیند.
«علی وحیدی»، یکی از کارگرنی است که در مازندارن شاغل است و تنها در تعطیلات می تواند به زادگاهش بر گردد. او می گوید: منبع و پمپ آب روستا در اثر کمبود آب تنها نیم ساعت در روز کار می کند و بیشتر روز اهالی با فقدان آب دست و پنجه نرم می کنند.
وی مغازه توزیع کپسول گاز را نشان داده و می افزاید: با اینکه لوله گاز شهری تا جیرنده آمده و فاصله پاکده تا جیرنده تنها سه کیلومتر است، ولی هنوز پاکده از گاز شهری بی بهره است.
وحیدی تصریح می کند: سوخت مصرفی روستا نفت است و شرکت نفت آن را سهمیه بندی کرده ولی به ازای سهمیه هر خانوار نیز توان سوخت رسانی ندارد.
بیشترین درختان باغی منطقه، قبل از زلزله گردو بوده که به گفته اهالی بعد از خشک شدن رودخانه پاکده از بین رفته است. زیتون محصول دیگری است که در سالهای اخیر آفت به جانشان افتاده است. تنها درآمد فعلی ماندگان در روستا، گله داری در ییلاقات است که از عهده سالمندان مانده در روستا برنمی آید. با تعطیلی شرکتی که در آن محدوده آب معدنی تولید می کرد، حالا جمعیت جوانان جویای کار عمارلو ، در دیگر استانهابه دنبال قوتی می گردند.
درصورت واگذاری معدن به بخش خصوصی جمعیت مهاجر بازمی گردد
رضا سمیع پور، دهیار پاکده در گفتگو با همشهری، مهمترین چالش منطقه را تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود و فقدان آب کشاورزی توضیح می دهد و می گوید: با حل این دو معضل، جمعیت مهاجر به روستا بازمی گردد.
وی می افزاید: معدن سنگرود سال 82 حدود 19ماه تعطیل شد. استاندار وقت با دولتی نمودن معدن مجدد آن را احیا نمود ولی ارزیابی های دولتی نشان می دهد این معدن نه تنها سوددهی نداشته بلکه دولت از سال 85به این سو بیش از 73میلیارد تومان برای سرپا نگه داشتن معدن به آن تزریق مالی داشته است.
معدن سنگرود توان زیادی برای استخراج دارد
وی مدیریت غلط و عدم ارائه اطلاعات درست را مهمترین عامل تعطیلی معدن از سال 94 به این سو می داند و یادآور می شود: با اینکه مدیریت دولتی اعلام نموده معدن توان تولید ندارد، یک مهندس معدن که خود قبلا در سنگرود کار می کرده، اخیرا وضعیت معدن را بررسی نموده و با قاطعیت اعلام کرده که دو فاز غربی و شرقی معدن سنگرود توان استخراج زغال سنگ برای سه نشل را دارد و اطلاعات مدیریت وقت معدن مبنی بر تمام شدن زغال سنگ اشتباه می باشد.
سمیعی از تلاش مسئولان محلی برای واگذاری معدن به بخش خصوصی خبر می دهد و می گوید: اخیرا یک ایرانی مقیم آلمان بدین منظور اعلام آمادگی کرده است و امیدواریم استاندار و نماینده مردم در مجلس همکاری نموده و در رفع موانع اداری و قانونی تلاش نمایند.
اندکی اعتبار دیواره سنگی نقطه آبی را باز خواهد کرد
دهیار پاکده همچنین می گوید: روستای پاکده، برخلاف روستاهای خورگام و رحمت آباد، 7نقطه آبی زیرزمینی دارد و در صورتی که منابع مالی تامین می شود می توان یکی از نقاط آبی را که بعد از زلزله مسدود شده، مجدد احیا نمود.
وی یادآور می شود تنها با برداشتن دیواره سنگی 10متری یکی از نقاط آبی باز و می توان کشاورزی منطقه را احیا نمود.
تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 30/3/95
بازدید از پاکده:15/3/95