جدی است و سختکوش. منضبط و هدفمند. صفاتی که بیشتر کارکنان موزه میراث روستایی گیلان به بنیانگذار موزه روستایی نسبت می دهند. نام «دکتر محمود طالقانی» که پیش کشیده می شود، تاثیر جدیت یک مدیر باسواد را می توان در چهره کارکان موزه دید.
در ورودی موزه میراث روستایی به سراغش می روم نگاهش عمیق است و روبه جلو. گرد سپیدی بر موهایش نشسته، اما ذره ای از اراده و توانش کاسته نشده است. برای دانش آموخته دکترای علوم اجتماعی و رئیس پژوهشکده تحقیقات کاربردی فرهنگ ایرانی دانشگاه تهران، حرف از بازنشستگی هنوز زود است. برای او بهره برداری از آخرین فازهای موزه میراث روستایی گیلان، تازه اول کار است. آغازی برای احداث چنین موزه هایی در دیگر استانهای کشور. خوشحال است از اینکه دکتر نوبخت، معاون اول رئیس جمهور به او خبر داده اعتبار لازم برای احداث موزه میراث روستایی گلستان هم تامین شده است. او امیدوار است اعتبار لازم برای فاز دهم موزه موزه روستایی گیلان هم تامین شود. فازهایی که قرار است معماری کشورهای صاحب تمدن چوب به گیلان بیاید و معماری بومی گیلان برای شناسایی بیشتر به دیگر کشورها برود.
- جنابعالی در مصاحبه هایتان همواره نگران خود را از رشد مدرنیته در کشور بدون نگاه به ریشه ها را ابراز کرده اید، بخصوص در حوزه معماری!
واقعا همین طور است. ما سنت های گذشته مان را به بهانه ای که می خواهیم مدرن شویم کنار گذاشه ایم در حالیکه یکی از پیش شرط های مدرنیته یا وارد شدن به مرحله مدرن شدن، نگاه به گذشته است یعنی میراث گذشته برای رفتن به جلو لازم است. متاسفانه ما با گذشته خودمان گسیختگی پیدا کرده ایم، بویژه با گذشته نزدیک به خودمان قطع رابطه پیدا کرده ایم و به منظور جایگزینی به گذشته دور -که قابل لمس و بهره برداری نیست- چنگ زده ایم. همین امر باعث شده در ساخت و ساز های جدید، تجربه صد سال پیش را کنار بگذاریم.
چطور شد که از آوارهای زلزله مهیب سال 69 منجیل، جوانه احداث موزه روستایی گیلان سربرآورد؟
زلزله مهیب تابستان 1369 که گیلان، زنجان و قزوین را لرزاند، خرابی زیادی به بار آورد. من به چشم خودم آوارهای سهمگین، را دیدم مهمترین آورا تخریب معمکاری سنتی ما بود.
وقتی مامور بررسی ابعاد زلزله در منجیل و رودبار شدم، متوجه یک نکته در معماری سنتی شدم. عمده آسیب در بافت سنتی متوجه خانه هایی بود که یا رها شده بودند و یا بطور غیر اصولی مرمت شده بودند. یعنی بخش قدیمی خانه سالم مانده بود و بخش جدیدی که با بلوک و سیمان و تیر آهن ساخته شده بود، تلفات و خسارت بیشتری ایجاد کرده بود. هرکدام از خانه هایی که مرمت شده و نگهداری شده بودند، به ندرت آسیب در آنها مشاهده می شد و تلفات جانی هم در همین معماری سنتی حفظ شده به هیچ وجهه مشاهده نمی شد. خانه هایی که رها شده و یا غیر اصولی بازسازی شده بودند؛ به شدت آسیب دیده و تلفات زیادی را هم داشتند.
جنابعالی مدلهای اکوموزه را در کشورهای اروپایی دیده بودید، موزه میراث روستایی گیلان الگوبرداری از آلزاس فرانسه بود؟
ما هیچ وقت از هیچ موزه ای الگوبرداری نکردیم، چون نمی توانستیم الگوبرداری کنیم موزه میراث روستایی گیلان هیچ شباهتی به موزه آلزاس فرانسه ندارد.
من در ابتدای کار 5تن از همکارانم را برای گذراندن دوره فن «واچینی» و «دوباره چینی» به «آلزاس فرانسه» فرستادم . مشکل ما این است که در دانشکده های معماری ما هیچ وقت درس واچینی و دوباره چینی را نمی دهند، در بهترین شرایط درس تخریب می دهند. گروه معماری من به هیچ وجه نمی دانستند چگونه می شود یک خانه چوبی را «واچینی» کرد، باید می رفتند و این دوره را می دیدند. در همین راستا ما یک همکاری با اکوموزه آلزاس داشتیم، آن هم تحت نظارت سازمان یونسکو و با سازماندهی وزارت فرهنگ فرانسه، 5تن از همکاران ما متشکل از سه معمار و دو مردم شناس به مدت 4ماه در آلزاس، فن واچینی را دوره دیدند.
از همان روزهای نخست احداث موزه میراث روستایی، جنابعالی تلاش داشتید این موزه را به عنوان منطقه نمونه گردشگری بین المللی در هیات وزیران ثبت نماید. ظاهرا در دولت نهم موفق شدید.
در دولت نهم اینجا به عنوان منطقه نمونه گردشگری بین المللی تعیین شد، ولی همه روی کاغذ است یعنی همانطور که در گیلان- تاجاییکه حافظه من یاری می کند- حدود 10 حوزه منطقه گردشگری ملی و نمونه در سفر استانی دولت وقت معرفی شده اما اگر اکنون بررسی کنید، عملا وجود خارجی ندارند. تنها مکانی که در خلال سفر استانی رئیس جمهور وقت در استانداری گیلان، پیرامون آن بحث شد و وجود خارجی داشت، همین موزه میراث روستایی بود، باقی مناطق نمونه گردشگری را قرار بود ایجاد کنند.
مشکل بزرگ فرهنگ ما، بویژه در بین مسئولان این است که مدام از افعال آینده استفاده می شود؛ قرار است ایجاد شود، قرار است منطقه نمونه گردشگری شود. بروید و بررسی کنید مصوبات سفر استانی دولت نهم به عنوان ایجاد مناطق نمونه گردشگری که وعده داده شد، کدامیک اجرایی شده است؟! به استثنای موزه میراث روستایی گیلان که از قبل هم ایجاد شده بود؛ کدام حوزه نمونه گردشگری ایجاد شده ؟! یا اصلا کدام منطقه گردشگری را توسعه داده اند.
در مورد فاز دهم توضیح دهید گویا در این فاز تبادلات فرهنگی بین ملتها قرار است صورت گیرد.
در فاز دهم قرار است ، از کشورهایی که صاحب تمدن چوب و خانه های چوبی هستند مثل کره، ژاپن، اروپای مرکزی و اروپای شمالی یک نمونه از معماری چوب آنها را بیاوریم به موزه میراث روستایی گیلان و یک نمونه از معماری چوب گیلان را به آنها هدیه دهیم. واسط این کار هم یونسکو خواهد بود. این تبادل فرهنگ معماری به این دلیل صورت می گیرد که بازدید کننده ایرانی و غیر ایرانی بتواند یک مقایسه ای بین فن ، دانش و زیباشناسی معماری تمدن های حوزه چوب داشته باشد. ولی بخاطر کمبود اعتبار تاکنون نتوانسته ایم گام عملی برداریم.
احداث موزه روستایی استان گلستان در چه مرحله ای است؟
2 سال است راجع به احداث موزه گلستان مطالعه می کنیم، تیرماه سال گذشته هم به اتفاق آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور و دکتر سلطانی فر، رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور، برای آغاز بکار احداث به گلستان رفتیم، اما مطالعات ما نشان می دهد خیلی سخت می توانیم خانه اصیل روستایی در گلستان پیدا کنیم. یعنی طی سالهای اخیر بسیاری از خانه های روستایی گلستان با معماری سنتی کاملا تخریب شده است. یعنی اگر ما در همین تابستان امسال و در بهترین شرایط تا سال آینده بسیج نشویم، همین تعداد محدود خانه هایی که باقی مانده، تا دو سال دیگر باقی نخواهد ماند.
دکتر طالقانی، در پایان از حمایت های بی دریغی که طی این سالها برای توسعه موزه صورت گرفته، تشکر می کند و ادامه می دهد: شروع و توسعه این موزه با حمایت و همت شخص آقای سلطانی فر به عنوان استاندار وقت گیلان و دکتر نوبخت بوده است. حتی طی این سالهایی که ایشان مسئولیت رسمی و دولتی هم نداشتند، حمایت و پشتیبانی کردند. دولت نهم هم واقعا کمک کرد، اما با روی کار آمدن دولت دهم عملا توسعه موزه میراث روستایی گیلان متوقف شد.
در دولت یازدهم اراده بسیار قوی است برای تدوام کار موزه و ایجاد و توسعه این حرکت فرهنگی حتی در سایر استانها منتها دولت کمبود اعتبار دارد.
تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی22/4/95