گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

سرو هرزویل استوار و مهجور؛ لزوم توجه مدیران به حفظ آثار ملی


ابر سروی در استان گیلان است که به روایتی1000سال و به روایتی 3000سال است نفس می کشد. خیلی ها به دیدنش رفته اند. از ناصرالدین شاه  قاجار گرفته (1250ش) تا نیکتین، کنسول روس (1300ش) . شاه قاجار در سفرنامه ی فرنگش آورده که در زیر  این درخت غول پیکر عصرانه خورده و موزیسین هایی -که لای شاخ و برگ های درخت مخفی شده بودند-  برایش موسیقی نواخته اند.

سرو زردشت یا ابردرخت هرزویل

با اینکه سرو روستای هرزویل در منجیل 16سال زودتر از سرو ابرکوه یزد در فهرست آثار طبیعی کشور ثبت شده ؛ ولی برای بسیاری از گیلانیها هم ناشناخته است.

این سرو در مسیر خیل مسافرانی است که به دیدن طبیعت گیلان می آیند ولی  بیشتر مسافران منجیل از توربین های توربین های بادی و سد سفید رود عبور کرده و کمتر به دیدن ابرسرو هرزویل می روند.

با اینکه درخت را در حصارهای فلزی محبوس کرده اند؛ ولی تنومندی و قطوری اش را می توان از پشت حصار ها دریافت.

یکی از مسافران بازدید کننده، اطلاعات اندکی در مورد این درخت در فضای مجازی خوانده و حالا به قصد دیدن این درخت، مسیر پادگان منجیل را به سمت روستای کوهستانی هرزویل کج کرده است.

علی خرسندی درباره عظمت این درخت می گوید: دیدن این درخت مرا به یاد سرو معروف زردشت انداخت که در کاشمر کاشته بود و بعدها به دستور خلیفه بغداد  قطع شد. نوشته اند،  تا سالها حمام های بغداد را با هیزم آن گرم می کردند.

وی می افزاید: وقتی این مطالب را در تاریخ بیهق ابن فندوق خواندم برایم بنظر افسانه بود؛ ولی دیدن این درخت نشان می دهد چنین درختانی وجود داشته اند.

تندبادهای منجیل به سرو هرزویل آسیب نرسانده

سمانه خمسه از زنجان برای دیدن سرو هرزویل آمده است. استواری این درخت او را شگفت زده کرده و می گوید: در مسیر راه منجیل به هرزویل چناهاری تنومندی دیدم که در اثر بادهای منجیل کج شده اند برایم عجیب است که این درخت در طی این سالها، اصلا خم نشده است.

پارچه هایی که به نیت حاجت خواهی به شاخه های این درخت بسته شده، در بادهای عصرگاهی منجیل به این سو و آن سو تاب می خورد و بیننده را به یاد افسانه درخت گیسو می اندازد.

درخت نذر کرده و مقدس

یکی از اهالی هرزویل که در نزدیکی این درخت مغازه دارد؛ در این باره می گوید: از قدیم سرو هرزویل برای مردم منطقه قداست داشت، مردم به نیت حاجت خواهی به شاخه های درخت پارچه های سبز می بستند و یا داخل شکاف های  تنه و شاخه های درخت سکه فرو می کردند.

وی می افزاید: از وقتی محیط زیست دو تا دور درخت را حصار کشیده، مردم کمتر به شاخه ها دسترسی دارند و به فنس های فلزی نخ می بندند.

در سالهای اخیر اطراف این ابر درخت، واحدهای مسکونی زیادی ساخته شده است . این روند بخصوص بعد از زلزله سال 69منجیل شدت بیشتری گرفت. به گفته یکی از اهالی هرزویل، در زلزله بافت قدیم هرزویل به شدت تخریب شد و اهالی برای سکونت به بخش های بالاتر و نزدیک چشمه و درخت مهاجرت کردند.

حالا هرزویل جدید در جایی ساخته شد که قبلا  باغهای زیتون و گردو بود. ساخت و ساز جدید در حریم درختی که ثبت ملی شده است، ممکن است به این اثر طبیعی آسیب بزند. نفوذ سیمان  و پس آب منازل مسکونی به ریشه های درخت ، مهمترین نگرانی دوستداران این درخت است.

ایجاد محدودیت های حفاظتی برای ابرسرو

بهروز آژند، مدیر محیط زیست شهرستان رودبار درباره این اثر طبیعی ملی می گوید:  سرو کهنسال هرزویل، یکی از یادگاران طبیعی استان گیلان است که در 30شهریور سال 1366 از سوی شورای عالی محیط زیست به عنوان اثر ملی به ثبت رسیده است.

با اینکه تابلوی نصب شده در نزدیک درخت به بازدیدکنندگان یادآور می شود که سن درخت 3000ساله است، اما مدیر محیط زیست رودبار سن درخت را 1000 سال عنوان می کند و در این باره توضیح می دهد: کارشناسان محیط زیست در سال 1366 به  وسیله دستگاه مخصوصی سن درخت هرزویل را 1000سال تخمین زده اند. همچنین ارتفاع این درخت 30متر و قطر تنه آن 40/4 متر می باشد.

آژند در پاسخ به این سئوال که برای حفاظت از این درخت با توجه به ساخت و سازهای حریم  محیط زیست چه تدابیری دارد، خاطر نشان می سازد: اطراف درخت  فنس کشی شده و برای اطراف درخت با محیط 06/0 هکتار محدوده حفاظتی درنظر گرفته شده است و یکی از محیط بانان منطقه مرتب وضعیت درخت را رصد کرده و اجازه آسیب رساندن به درخت را نمی دهد.

ظرف سه سال اخیر، در اطراف این درخت بخصوص در محدوده خیابانی که بنام سرو نامگذاری شده، ساخت و سازهای زیادی صورت گرفته است.  با اینکه سرو هرزویل در مرتفع ترین نقطه هرزویل است؛ اما ارتفاع بناهای جدید مانع از دید کامل درخت می شود. آژند پرسش ما را در ایجاد محدودیت های ساخت و ساز در اطراف درخت، را  بی پاسخ می گذارد و تنها یادآور شد؛ زمین های اطراف جزو املاک شخصی است و عملا شورا و شهردار می باید چنین محدودیت هایی را اعمال نمایند.

تنها معرفیِ این درخت در مسیر مسافران، تابلوی رنگ و رو رفته ای است که در سمت راست جاده ورودی منجیل نصب شده. ابعاد آن به اندازه ای نیست که معرف سرو غول پیکر باشد. مدیر محیط زیست شهرستان رودبار، می گوید؛  اداره راه شهرستان محدودیت های ابعاد برای نصب تابلو درنظر گرفته است. او معتقد است سرو هرزویل آنقدر معروف هست که بی تابلو هم مردم به دیدنش بروند!

4کیلو سکه داخل شکاف های درخت

کیانوش تقویمی پور، محیط بان حافظ سرو هرزویل در باره حفاظت از این درخت می گوید:  تاچند سال پیش مهمترین نگرانی ما نوشتن یادگاری، فروکردن اشیاء تیز به تنه درخت و روشن کردن آتش زیر سرو بود  ، خوشبختانه با پیگیری های مکرر محیط زیست  اطراف درخت فنس کشی شد.

وی با اشاره به اعتقادات  مردم به این درخت می گوید: اهالی برای درخت نذر می کردند و سکه های فلزی داخل شکاف فرو می کردند. مدتی پیش و پس از چند ماه تلاش به کمک یکی از همیاران محیط زیست، حدود 4کیلو سکه از تنه درخت خارج کردیم و هنوز هم این سکه ها موجود است.

وی به کم کاری شهرداری و شورای هرزویل در مورد معرفی و حفاظت از این درخت می گوید: قبلا شهرداری تمام اطراف تنه درخت را بتن سیمانی کرده بود و محیط زیست  تلاش زیادی کرد تا تمامی بتن های سیمانی را از حریم درخت بردارد.

این محیط بان به سرکشی مداوم به این درخت اشاره می کند و می افزاید: شخصا آبیاری و مبارزه با آفات این درخت را برعهده دارم و اجازه نمی دهم شاخه های درخت دچار شکستگی و آسیب توسط دیگران شود.

وی همچنین در مورد سرریز پس آب خانگی در رودخانه نزدیک درخت می گوید:  قبلا پس آب خانگی داخل رودخانه نزدیک درخت می ریخت ولی در حال حاضر مشکل فاضلاب نداریم زیرا پس آب منازل لوله کشی شده و داخل رودخانه نمی ریزد.

تقویمی توضیح می دهد: قانونا محیط زیست نمی تواند محدودیت های بیشتر برای این درخت ایجاد نماید. بارها از شهردار و شورای هرزویل خواسته ام تا با نصب تابلوهایی در مسیر دسترسی، هم این درخت را بیشتر معرفی نمایند و هم با دریافت ورودی برای منطقه درآمدزایی نمایند ولی تاکنون اقدامی نشده است.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 20/4/95

 

معدن زغال سنگ سنگرود؛ چشم به راه بخش خصوصی پاکده 7نقطه آبی مسدود شده در زلزله منجیل دارد ولی از کمبود آب رنج می برد


روستای «پاکده» از جمله، دورترین روستاهای جنوبی استان گیلان است. جمعیتش بعد از زلزله منجیل و تعطیلی معدن ذغال سنگ سنگرود، به یک سوم کاهش یافت و  حالا بیشتر روستاییان بخش جیرنده مهاجرت کرده و تنها در تابستان و تعطیلات به دیدار سالمندان ساکن روستا می روند.  مهمترین مشکل روستا وضعیت اشتغال است که بعد از تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود (در نزدیکی پاکده)،  حادتر شد. کمبود آب شرب و آب کشاورزی و فقدان گاز شهری نیز از دیگر مشکلا روستاست.

نیمه شب 31 خرداد  سال1369 ، خشم زمین یکباره تعداد زیادی انسان را در دل زمین فرو برد. مرکز زلزله «جیرنده» گزارش شد. جیرنده و روستاهای اطراف آن بعد از زلزله منجیل جمعیتش به یک سوم کاهش یافت.

خشک شدن رودخانه پاکده بعد از زلزله 69منجیل

بعد از زلزله، رودخانه پاکده -که آب کشاورزی منطقه را تامین می کرد- یکمرتبه خشک شد. با مختل شد تولیدات کشاورزی منطقه، به دلیل کمبود آب، عملا  روستاهایی که تولید کننده بودند، به عنوان جمعیت مصرف کننده در حاشیه دیگر استانها  و شهرها ساکن شدند.

 هم اینک آب شرب روستای پاکده با حفر یک حلقه چاه نیمه عمیق تامین می شود که یک سالی است، آب دهی آن به شدت کاهش یافته و کفاف منطقه را نمی دهد. کمبود آب شرب و کشاورزی، عمده ترین شکایت اهالی روستاست بطوریکه همین مشکل موجب شده در سالهای اخیر جمعیت 350خانواری روستا  به 200خانوار کاهش یابد. با اینکه پاکده، تنها سه کیلومتر تا شهر جیرنده فاصله دارد، اما هنوز فاقد گاز شهری است که خط لوله آن به جیرنده رسیده است.

کمبود آب و تعطیلی کشاورزی منطقه

روستای پاکده بر روی تپه ای واقع شده است که از سه جهت به دره های عمیق منتهی می شود.  در بستر این دره ها می توان آثار  مسیر رودخانه  و جویبارهایی را دید که حالا خشک شده اند. هر جا شیب زمین کمتر است، گندم دیم زیر آفتاب ظهر می درخشد. در روستاهای شهر لوشان که معروف به شهر آفتاب است- گندم های دیم زودتر از موعد به بار نشسته است.  ولی وضعیت توپوگرافی زمین در این محدوده موجب شده کشتِ زمین همچنان سنتی بماند. ضمن اینکه کمبود آب کشاورزی، امکان توسعه کشت مکانیزه را نمی دهد. حالا می توان کشاورزان منطقه را دید که در زیر آفتاب سوزان،  با «داس»  گندم ها را چیده و دسته دسته بر روی بام های پلکانی روستا خرمن کرده اند.

با اینکه فاصله پاکده تا مرکز شهرستان یعنی لوشان، 35کیلومتر است، اما جاده این مسیر بسیار ناهموار است و مشخص نیست آخرین بار چه زمانی روکش آسفالت شده است.

به گفته برخی اهالی اول بار در حدود 35 سال پیش، فرد خیری از اهالی روستا به نام آقای «جوانبخت»، راه شوسه مانندی به کمک اهالی منطقه  ایجاد نموده است.

کارگران معدن سنگرود به دیگر استانها واگذار شدند

در نزدیکی پاکده، یک معدن زغال سنگ هم بوده که مهمترین اشتغال منطقه را فرآهم می کرد. ولی با تعطیل شدن معدن از سال گذشته، 300کارگر این معدن، به معادن دیگر استانها واگذار شده و 108 کارگر دیگر معدن نیز با بیمه بیکاری گذران عمر می کنند.

بر سر راه آسفالته، زنان کشاورز  اندک محصولات باغی خود را برای عرضه بفروش گذاشته اند. «گل لطیفی» بانوی 75ساله ای است که گیلاس های حیاطش را برای مسافران گذری  لب جاده چیده است، محصولش زیاد نیست ولی تمنای خرید دارد.  گل بانو با لباس محلی منطقه و به  زبان شیرین تاتی که یادگار قدیمی ترین زبان های باستانی ایران است- توضیح می دهد که زمستان سخت درفک و برف و بوران اوایل بهار ، بیشتر صیفی جات محله را نابود کرده است و به دلیل کمبود آب، میوه های درختی هم زیاد بار نداده است.

« زهرا قضایی» نیز عمده ترین مشکل روستا را  اشتغال و فقدان آب کشاورزی توصیف می کند و می گوید: پاکده و روستاهای اطراف به نوعی جمعیت ییلاق و قشلاق دارند. بیشتر مردها و جوانان برای جستن کار به دیگر استانها رفته اند و بیشتر  جوان ها به  استان قزوین  و مازندارن مهاجرت کرده اند.

آب شرب منطقه کفاف جمعیت باقی مانده را هم نمی دهد

وی ادامه می دهد: کارگران معدن به استانهای دیگر رفته  و برخی که خانواده ای خود را همراه نبرده اند، هر 15 روز یکبار برای دیدن خانواده به پاکده می آیند.

«علی وحیدی»، یکی از کارگرنی است که در مازندارن شاغل است و تنها در تعطیلات می تواند به زادگاهش بر گردد. او می گوید: منبع و پمپ آب روستا در اثر کمبود آب تنها نیم ساعت در روز کار می کند و بیشتر روز اهالی با فقدان آب دست و پنجه نرم می کنند.

وی مغازه توزیع کپسول گاز را نشان داده و می افزاید: با اینکه لوله گاز شهری تا جیرنده آمده و فاصله پاکده تا جیرنده تنها سه کیلومتر است، ولی هنوز پاکده از گاز شهری بی بهره است.

وحیدی تصریح می کند: سوخت مصرفی روستا نفت است و شرکت نفت آن را سهمیه بندی کرده ولی به ازای سهمیه هر خانوار نیز توان سوخت رسانی ندارد.

بیشترین درختان باغی منطقه، قبل از زلزله گردو بوده که به گفته اهالی بعد از خشک شدن  رودخانه پاکده از بین رفته است. زیتون محصول دیگری است که در سالهای اخیر آفت به جانشان افتاده است. تنها درآمد فعلی ماندگان در روستا، گله داری در ییلاقات است که از عهده سالمندان مانده در روستا برنمی آید. با تعطیلی شرکتی که در آن محدوده آب معدنی تولید می کرد، حالا جمعیت جوانان جویای کار عمارلو ، در دیگر استانهابه دنبال قوتی می گردند.

درصورت واگذاری معدن به بخش خصوصی جمعیت مهاجر بازمی گردد

رضا سمیع پور، دهیار پاکده در گفتگو با همشهری، مهمترین چالش منطقه را تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود و فقدان آب کشاورزی توضیح می دهد و می گوید: با حل این دو معضل، جمعیت مهاجر به روستا بازمی گردد.

وی می افزاید: معدن سنگرود سال 82 حدود 19ماه تعطیل شد. استاندار وقت با دولتی نمودن معدن مجدد آن را احیا نمود ولی ارزیابی های دولتی نشان می دهد این معدن نه تنها سوددهی نداشته بلکه دولت از سال 85به این سو بیش از 73میلیارد تومان برای سرپا نگه داشتن معدن به آن تزریق مالی داشته است.

معدن سنگرود توان زیادی برای استخراج دارد

وی مدیریت غلط و عدم ارائه اطلاعات درست را مهمترین عامل تعطیلی معدن از سال 94 به این سو می داند و یادآور می شود: با اینکه مدیریت دولتی اعلام نموده معدن توان تولید ندارد، یک مهندس معدن که خود قبلا در سنگرود کار می کرده، اخیرا وضعیت معدن را بررسی نموده  و با قاطعیت اعلام کرده که دو فاز غربی و شرقی معدن سنگرود توان استخراج زغال سنگ برای سه نشل را دارد و اطلاعات مدیریت وقت معدن مبنی بر تمام شدن زغال سنگ اشتباه می باشد.

سمیعی از تلاش مسئولان محلی برای واگذاری معدن به بخش خصوصی خبر می دهد و می گوید: اخیرا یک ایرانی مقیم آلمان بدین منظور اعلام آمادگی کرده است و امیدواریم استاندار و نماینده مردم در مجلس  همکاری نموده و در رفع موانع اداری و قانونی تلاش نمایند.

اندکی اعتبار دیواره سنگی نقطه آبی را باز خواهد کرد

دهیار پاکده همچنین می گوید: روستای پاکده، برخلاف روستاهای خورگام و رحمت آباد، 7نقطه آبی زیرزمینی دارد و در صورتی که منابع مالی تامین می شود می توان یکی از نقاط آبی را که بعد از زلزله مسدود شده، مجدد احیا نمود.

وی یادآور می شود تنها با برداشتن دیواره سنگی 10متری یکی از نقاط آبی باز و می توان کشاورزی منطقه را احیا نمود.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 30/3/95

 بازدید از پاکده:15/3/95