گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

«دریاچه سراگاه» بهشت تالش را به تصویر می کشد


گیلان بهشت ایران است اما نه هفت طبقه،  طبقات ناشناخته فراوانی دارد که دیدن هر کدام «باغ ارم شداد» را به تصویر می کشد. باغی که شداد پسر عاد ایجاد کرد تا به تصریح قرآن در بهشت زمینی که ایجاد کرده، زندگی جاودانه داشته باشد.

جنگلهای تالش و دیدن دریاچه سراگاه، گویی همان بهشت زمینی شداد است. دریاچه ای که تصویر جنگلهای کوهای تالش را در خود بازمی تاباند و بیننده را به تحسین خالق این همه زیبایی وا می دارد ولی برای بسیاری از گردشگران ناشناخته است.

برای دیدن این زیبایی مسحور کننده باید به جنگلهای غرب گیلان بروید. سراگاه، روستایی در شهرستان تالش از بخش مرکزی «هشت پر» می باشد.

دیدار از روستاهای کوهستانی هشت پر

برای رفتن به سراگاه، از میدان هشت پر که مجسمه کوه نورد در آن نصب شده، می باید به سمت کوه هایی بروید که یادبود شهیدان گمنام در آن قرار دارد. جاده ی پیچ در پیچ،  سختی کوه های تالش را می شکافد و همینطور که بالاتر می روی، شهر «هشتپر» زیرگام هایت قرار می گیرد؛ خانه های با سقف های شیروانی در جلگه ای که رودخانه پر آب «کرگانرود» از میانه آن عبور کرده و به ساحل خزر می ریزد.

در امتداد جاده می باید به سمت روستای «نعلبند» بروید. شاید حرفه نعلبندی در این روستا پیشینه ای دیرینه دارد، این را از اسب های داخل روستا هم می توان فهمید اسب هایی که هنوز بخشی از حمل بار و انسان را در یک روستای کوهستانی به دوش می کشند. پسرکی نوجوان، خوشه های پشته شده برنج را در دو سوی اسبش بسته و به سمت شالیکوبی می رود.

در ابتدای روستای «نعلبند»، جاده دو شعبه می شود؛ جاده ای به سمت ییلاقات «مریان» می رود و جاده فرعی دیگری به سمت روستای سراگاه منتهی می شود.

شالیزارهای پلکانی و باغ های کیوی

شالیزارهای روستاهای یاد شده، به جهت کوهستانی بودن مسیر، تماما پلکانی است. از بالای کوه می توان، آخرین شالیزارهایی را دید که مردمان غیور تالش با داس و به شکل کاملا سنتی در حال درو هستند. اینجا جلگه هموار نیست که ماشین های درو به داد شالیکاران برسند. آنها که هنوز دروگر نیافته اند؛ خوشه های پربارشان، سر افکنده  بر بستر خاک تمنای درو دارند.

شالیزارهایی که درو شده، خرمن های خوشه های برنج را در خود انباشته دارد. جا به جا خوشه های بریده شده را در  اخرین هُرم آفتاب شهریور ما پشته کرده اند تا خشک شود. خوشه سبز تا زردی آفتاب به خود نگیرد، برنج سفیدش را در شالیکوبی بر سفره ها هدیه نمی دهد. دسته های بزرگ گنجشک، به مزارع حمله ور شده اند تا آخرین برنج های ریخته شده در بستر خاک  را برداشت کنند. جیک جیک مستانه شان، فریفته شان کرده و زمستان بی برکت را فراموش کرده اند.

سختی کار شالیکاری از یک سو و کم شدن آب رودخانه ها در اثر تغییرات شرایط جوی موجب شده، بسیاری از شالیکاران این منطقه، زمین برنج خود را تبدیل به باغ کیوی نمایند؛ محصولی زودبازده با زحمت کمتر از نشاندن برنج.

پس از عبور از مسجد جامع روستای سراگاه و عبور از آخرین کوچه هایی که به نام «بهشت» با شماره نامگذاری شده اند؛ دیگر آسفالت جاده هم تمام می شود. حالا دیگر از صعود خبری نیست و یک آن شیب تندی را  زیر پایت حس می کنی. بعد از پل درحال احداث بر رودخانه کم آب سراگاه، می باید چند کیلومتری پیاده  روی کنی.

گرما و کم آبی و پاییز زودرس

پیاده روی در میان مزارع برنج و ذرت و حبوبات، لطف خاصی دارد. کاکل ذرت های به بار نشسته، لذت دیدن حصارهای چوبی دور مزارع که با چوب های نازک بید ساخته شده است و کدو بن هایی که با استفاده از همین حصارها، وزن سنگین میوه های بزرگ خود را تاب می آورند.  بجز کدوهای زرد، کدوهای گرد سفید خاص غرب، در بیشتر مزارع دیده می شود. دل سپردن به جیغ ممتد جیرجیرکهای پنهان شده لای درختان  بخشی از لذت سفر است.

برگ های خشکیده درختان تبریزی، افتاده در حاشیه جاده، نوید پاییز را می دهد. از کم آبی حتی گلهای پیلوم و سرخس ها هم سوخته اند. بخشی از رودخانه مسیر، با کانال کشی، آب را به شالیزارهای سراگاه می رساند.

دریاچه سراگاه استخر پرورش ماهی  شده

حدودا 3کیلومتر پیاده روی در جلگه سراگاه، و عبور از شالیزارهای برنج، تلالو خیرکننده آب دریاچه سراگاه نمایان می شود.  دریاچه ای وسیع، که کوههای پوشیده از درختان جنگلی مشرف به خود را هم در دلش بازمی تاباند. تصویر جنگلهای تالش  سر به ته در آب نمایان است. و مرغ های ماهیخوار بر فراز دریاچه، طمعِ طعمه دارند.

به گفته اهالی سراگاه آب دریاچه از چشمه های زیر زمینی متعددی تامین می شود که در بستر دریاچه قرار دارد. در حال حاضر این دریاچه مصنوعی -که بیشتر شبیه سد خاکی ایجاد شده در روستای سقالکسار است- به عنوان دریاچه پرورش ماهی فعالیت دارد.

تنها قایق بجا مانده در ساحل دریاچه متعلق به ماهیگیران بوده و تورهای ماهیگیری در اطراف قایق به زمین افتاده است.

کلبه ای در نزدیکی دریاچه ایجاد شده و بر  دیوار آن پرده ای نصب شده که گردشگران را از ورود به داخل دریاچه پرهیز می دارد. بنظر می رسد این دریاچه به عنوان استخر پرورش ماهی خصوصی است و مالک هشدار می دهد  که آب آن کاملا آلوده است و  به دلیل دارا بودن کودهای شیمیایی لازم است مسافران از دست زدن به آب نیز پرهیز نمایند.

با چنین هشداری می توان فهمید که یک فرصت گردشگری در منطقه مغفول مانده و  از دریاچه سراگاه تنها یک بهره وری اقتصادی را می توان انتظار داشت.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی

برای مشاهده عکسها می توانید به اینستاگرام اینجانب به آدرس زیر مراجعه نمایید. mehrish958888

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.