اسفند ماه سال 1392 بود که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تالش، از پیشکسوتان موسیقی تالش تجلیل نمود. در این همایش که تحت عنوان، « بزرگداشت پیشکسوتان موسیقی تالش» برگزار شده بود، از 10 چهره برتر در موسیقی محلی تالش تجلیل گردید.
یکی از این چهره ها، «صمد حبیبی» بود. وی بازنشسته آموزش و پرورش است و از جوانی به عنوان خواننده فولکوریک تالش و مولودی خوان در تالش شناخته شده بود. انتشار اولین کاست آوازهای محلی او به زبان تالشی، شهرت وی را تا جایی رساند که حالا به شهرهای مختلف کشور دعوت می شود و به زبان تالشی و فارسی برنامه اجرا می کند.
به سراغ وی رفتیم تا در مورد زندگی و سبک خوانندگی اش بیشتر بدانیم. وی که تازه از سفر مشهد برگشته می گوید؛ یک هفته از سوی مراکز فرهنگی آستان قدس رضوی برای اجرای برنامه های مولودی خوانی ویژه ولادت امام رضا(ع) به مشهد الرضا دعوت شده بودم.
- چطور شد که شروع به خواندن آواهای محلی نمودید و حالا به عنوان یک پیشکسوت مطرح هستید؟
من در دهم آذر ماه سال ۱۳۲۳ در روستای «سیاه بیل» رضوانشهر متولد شدم. 2ماهه بودم که پدرم به رحمت خدا رفت و 6سال بیشتر نداشتم که مادرم هم فوت کرد. پس از آن خواهر بزرگم سرپرستی مرا بر عهده گرفت.
من در خانواده ای رشد کردم، که پدر، خواهر و برادرم و دختر دایی ام همه آواها و ترانه هایی محلی را به زبان تالشی می خواندند و همین باعث شد وراثتی خواندن به من هم منتقل شود. خواهر بزرگم که سرپرست من بود، صدای دلنشینی داشت و مرتب آواها و دو بیتی های محلی را به تالشی می خواند و ما هم از بر می کردیم. خواهر و دختر دایی ام سالها پیش، بخشی از ترانه های محلی را که می خواندند، به صورت کاست ضبط کرده اند.
بچه که بودم، همانند پدرم و خواهرم -که آواز می خواندند- من هم به تقلید اشعار تالشی را که از دیگران یادگرفته و حفظ کرده بودم، می خواندم. در راه مدرسه و یا در مزرعه در جنگل هر جایی که طبعم می کشید، آواز می خواندم.
- شما فارسی و تالشی را توام می خوانید. اشعار بزرگان موسیقی زبان فارسی را هم با صدای دانشینی می خوانید.
بهر حال تحصیل من در مدرسه و بعدها شغل من در آموزش و پرورش به عنوان یک فرهنگی تاثیر زیادی در حفظ اشعار بزرگان ادب پارسی داشت.
من دهم آذر ماه1346 سربازی رفتم و 10آذر ماه سال1352 هم در آموزش و پرورش گیلان استخدام شدم. دو سال معلم آموزش ابتدایی بودم و بعد از آن به عنوان کادر اداری خدمت کردم و در نهایت آذر ماه 1380 هم بازنشست شدم. از وقتی دانش آموز بودم در راه مدرسه و خانه برای خودم آواز می خواندم. درس خواندن من و حفظ اشعار کتابهای درسی و غیر درسی هم باعث شد غیر از تالشی اشعار دیگری را هم به فارسی بخوانم. اشعار زیادی از سعدی و حافظ از حفظ کرده ام و بسته به موقیعیت مراسمی که دعوت می شوم، می خوانم.
- چطور شد که به عنوان خواننده حرفه ای از شما دعوت کردند؟
سالهای 1360 بود که من برای اولین بار نوار کاستی از آوازهای محلی و اشعار مولودی خوانی که خوانده بودم، پرکردم و به بازار فرستادم، همین امر باعث شد شناخته شوم و از آن پس از مراکز فرهنگی گیلان و البته بیشتر تهران به سراغم آمدند. اول بار در «تالار وحدت» اجرا داشتم. کم کم از سوی دیگر مراکز فرهنگی هم دعوت شدم، اجراهای زیادی در تالار وحدت، ارسباران، تالار اندیشه و ... داشتم.
کم کم بیشتر شناخته شدم و از استانهای دیگر هم برای من دعوت نامه می آمد. به استانهای زیادی برای اجرا سفر کرده ام؛ کرمان، لرستان، سیستان و بلوچستان و مشهد از جمله شهرهایی است که زیاد سفر کرده و اجرا داشته ام.
- در گیلان چطور ؟
اجراهای من در استانهای دیگر بیشتر بوده ، البته یکی دو بار به رشت دعوت شدم و دفعات محدودی هم ضبط برنامه از شبکه باران داشتم ولی در مراسم های استان گیلان کمتر دعوت شده ام. بیشتر فعالیت خوانندگی من در شهرستان زادگاهم یعنی رضوانشهر می باشد. تا کنون چندین بار برای اجرای مولودی های مذهبی به مشهد دعوت شده ام و یک موسسه فرهنگی در مشهد نیز که بر روی ضبط آواهای محلی کار می کند، اشعار تالشی مرا ضبط کرده است.
در موزه میراث روستایی هم هر زمانی ویژه برنامه داشته باشند، از بنده دعوت می شود و برای میهمانان اشعار خوش آمدگویی و مولودی خوانی و چاوشی خوانی را به زبان تالشی می خوانم.
- در مورد سبک خوانندگی خود بیشتر توضیح دهید؟
سبک من، در زمینه موسیقی مقامی «سبک تالشدولایی» است و بیشتر مرا به عنوان «مولود نامه خوان » می شناسند.
مولودیهایی که می خوانم، در مدح ائمه اطهار و پیامبر اکرم(ص) می باشد. در برنامه های مناسبتی به شهرهای مختلف دعوت می شوم و برنامه اجرا می کنم. مثلا سال 1385 که به نام «سال پیامبر اکرم (ص)» بود در «جشنواره سراسری نغمه خوانان ایران» شرکت کردم. برنامه را شهرداری تهران و در فرهنگسرای هنر برگزار کرده بود و از من هم دعوت و در پایان مراسم از بنده تجلیل گردید.
من بیشتر ترانه های فولکوریک عامیانه را که نسل اندر نسل و سینه به سینه در میان مردم تالش رواج داشت را می خوانم. برخی را هم خودم سروده ام. طبیعت بکر رضوانشهر و تالش، ذوق هنری هر شاعری را به جوش می آورد. از برخی اشعار شاعران مشهور هم در سروده هایم استفاده می کنم مثل اشعار باباطاهر، برزکوهی. اشعار عرفانی و پندآموز سعدی و حافظ را هم می خوانم.
سروده های تالشی خود را منتشر کرده اید؟
یک سری از اشعاری که خودم سروده ام، در دفتری یادداشت کرده ام ولی تا به حال آنها را چاپ نکرده ام. بخشی از دو بیتی هایی که من می خوانم جنبه عمومی دارد یعنی در فرهنگ مردم در میان داستانها و افسانه های تالش رایج است و من آنها را هم جمع آوری کرده ام.
در حوزه فرهنگی، قوم تالش کمتر شناخته شده است. من بر روی زبان تالشی و حفظ آن خیلی تعصب دارم و همواره از فرزندانم می خواهم با بچه های خود به زبان مادری و تالشی صحبت کنند.
من وقتی می بینم فرزندان تالش به زبان خود صحبت نمی کنند؛ خیلی ناراحت می شوم. زبان هر منطقه فرهنگ و هویت آن قوم است و باید حفظ شود.
فرزندان شما هم راه شما را ادامه داده اند؟
6تا بچه دارم ولی تنها یکی از آنها به تالشی می خواند.
- چه پیامی برای مسئولان فرهنگی دارید؟
ما در تالش اساتید موسیقی برجسته ای داریم مثل؛ استاد خادمی، ذبیحی، سید نهضت حسینی نژاد و... مسئولان باید در زمان حیات از آنها حمایت کنند تا این موسیقی محلی حفظ شود و به دیگر استانها هم معرفی شود. سال 92 استاد «قسمت خانی» را به دلیل بیماری از دست دادیم. وی از پیشکسوتان موسیقی و آوازهای محلی و اصیل تالش بود. از شبکه استانی هم انتظار می رود بیشتر روی شناخت و حفظ زبان تالشی برنامه بسازد و در زمان حیات این اساتید به فکر آنها باشند.
تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 28/6/95