گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

9سال بعد از ثبت، نه مرمت و نه حفاظت صحیح؛ داستان تلخ تخریب بر پیکره عمارت« خواجه آوادیس» ادامه دارد



عمارتی که خواجه آوادیس، یک سال پیش از ترور ناصرالدین شاه ساخت، همچنان مورد بی مهری است.  سال 1386 نیمی از عمارت به منظور ساخت پارکینگ توسط اداره ارشاد رشت تخریب شد. هرچند سازمان میراث فرهنگی با ثبت بنا در اواخر همان سال مانع از تخریب کامل بنا گردید؛ ولی بعد از 9سال باقی مانده عمارت آوادیس نه تنها مرمت شده  بلکه ریزش برف و باران و نفوذ رطوبت روز به روز پایه های این عمارت زیبا را سست تر می کند. مضاف برآن گزارش شده برخی افراد سود جو به دیوارهای عمارت آسیب زده اند.

سال 1386 اداره ارشاد رشت، عمارت« آوادیس» را در محله استادسرا خریداری و قصد داشت با تخریب کامل بنا پارکینگ بسازد. غافل از اینکه این عمارت بجز آنکه به لحاظ معماری بی نظیر است،  شخصیت های تاریخ سازی را در خود پرورانده است. با انتقاد برخی رسانه ها، سازمان میراث فرهنگی گیلان تازه به داد عمارت L  مانندی رسید که نیمی از آن بطور کامل تخریب شده بود. میراث به منظور ثبت اضطراری، پرونده ساختمان را در  نیمه اسفند1386 به تهران ارسال  و در نهایت عمارت «خواجه آوادیس» در26/12/1386 و به شماره 22237 در فهرست بناهای میراثی کشور به ثبت رسید.

گچبریهای نفیس و پنجره های ارسی

گشتی در میراث «خواجه آوادیس» عمق فاجعه را بعد از 9سال  نشان می دهد. زمانی که اداره ارشاد بخشی از این عمارت را تخریب کرد، تعدادی  از درها و  پنجره های ارسی را از پایه دیوار جدا و در گوشه حیاط جمع کرد، همان زمان میراث فرهنگی طی نامه ای از ارشاد خواسته بود تا لااقل برای جلوگیری از نفوذ رطوبت، درهای نفیس را به مکان سر بسته منتقل نماید. حالا نه درها به جای اصلی خود برنگشته و  نه در فضای عمارت دیده می شود.

حریم یک عمارت میراثی، همچنان به عنوان پارکینگ اداره ارشاد استفاده می شود. آب اسپیلت های این اداره  بر پیکر بی جان میراث «خواجه آوادیس» می ریزد و با توجه به از بین رفتن پوشش سفالی بخشی از بنا، مشخص است تا چه میزان رطوبت و باران 9ساله به پی و بنای عمارت نیمه مخروبه نفوذ کرده است.

با این وجود، هنوز زیبایی های عمارت خواجه آوادیس چشمگیر است؛ بنای اصلی از آجر ساخته شده و دو اشکوبه است، گچ بریهای نفیس روی دیوارها، گره چینی های بکار رفته در ارسی ها و دربهای طاقی شکل و شیشه های رنگی، تزیینات سرستونها و سرشیرها و جان پناه ایوان، نقاشی های دیواری که زیر پوشش گچی خودنمایی می کند و شومینه ای که به سردی گراییده است.

سالهاست در زیر زمین  این عمارت که بسیار متفاوت ت  از بناهای دیگر است؛ ابریشمی استحصا نشده است.

تاجر ابریشمی که اموالش را وقف کرد

« خواجه آوادیس» بخشی از هویت تاریخی رشت است؛ تاجر ابریشمی که بعد از حمله مهاجمان ترک به ارامنه، (در زمان نهضت جنگل) خانه اش پناهگاه آسیب دیدگان بود. آوادیس موسس مدرسه ای است که از سالن نمایش  همین مدرسه  تئاتردر رشت  و گیلان رواج یافت.

«مهندس روبرت واهانیان تبریز» درباره اولین مالک این بنا می گوید: خواجه آودیس اصالتا از ارامنه اصفهان بود که به رشت مهاجرت کرده و در این شهر مشغول تجارت ابریشم و نوغان بود. وی در سال 1895میلادی یعنی یک سال قبل از ترور ناصرالدین شاه  این عمارت را ساخت.

وی می افزاید: ملک بزرگ خواجه آوادیس تقریبا قسمت اعظم دو طرف خیابان سعدی فعلی را در برمی گرفت. 10 روز بعد از خروج میرزا کوچک خان از رشت و کودتای بلوشیکها(تابستان 1299ش)،  بازر رشت به آتش کشیده شد. کل بازار، مدرسه و کلیسای ارامنه - که در بازار بود-سوخت.

خواجه آوادیس بلافاصله در زمین خودش و به یاد پسرش «مگردیچ»- که فوت شده بود- مدرسه جدیدی ساخت. خواجه آوادیس همچنین وصیت کرده بود که املاک دیگرش نیز به شورای مدرسه برسد. ولی با فوت خواجه آوادیس، وراث خانه فعلی را در سال 1905 میلادی به «آوانس آوانسیان» می فروشند.

عمارتی که به آوانسیان معروف شد

این پژوهشگر تصریح می کند: «آوانس» پدر «آرتاشس آوانسیان» بود که در جوانی به نهضت جنگل پیوست و بعدها از اعضای اصلی گروه 53 نفر شد.«آوانس» صاحب شرکت ارابه‌رانی بود و بین رشت و تهران و دیگر شهرهای ایران ارابه‌رانی می‌کرد. بعدها این عمارت به «طاطاووس ینوک آوانسیان»، از مهاجران قره داغ ارسباران به رشت فروخته می‌شود. طاطاووس این ملک را به اسم دو پسر خود می‌کند. یکی از پسرها به نام آرتدوش، همراه مرحوم آرسن میناسیان از خیران معروف رشت بودند. «آرتوش آوانسیان» آخرین فرد مالک این خانه بود که در سال 1385 خانه را به اداره ارشاد رشت می فروشد.

بنایی با معماری ایرانی اروپایی

یک مهندس معمار، درباره ویژگی های معماری عمارت خواجه آوادیس می گوید: کمتر خانه‌ای در گیلان  با چنین  قدمت و معماری یافت می‌شود و چون محل زندگی چند چهره تاریخی بوده، حفظ آن ضروری است.

«مهندس مسعود حقانی»، درباره ویژگی های معماری این عمارت می گوید: در بررسی اولیه خانه‌های شهری رشت می‌توان ترکیب سه‌گانه‌ای را بصورت یک بخش اصلی در وسط و دو بال جانبی در تمامی پلان‌ها مشاهده کرد، بدین ترتیب که در قسمت میانی، تالار یا سه دری و در مواردی ایوان قرار گرفته است. در حقیقت این خانه همچون بعضی از خانه‌های بومی دارای دو لایه متفاوت، شامل لایه سرتاسری ایوان و لایه اطاق‌ها می‌باشد. چیزی که بندرت در معماری شهری سایر مناطق دیده می‌شود.

کتیبه ای که سال ساخت بنا را نشان می دهد

از نکات بارز دیگر این ساختمان، حالت سقف و پوشش سفالی و یا شیروانی است که دربرگیرنده تمام حجم بنا می‌باشد. پیش آمدگی سقف نیز سبب شده تا این اتصال با جزئیات بیشتری مطرح شود. عمارت بنا بر کتیبه موجود در خانه،  در سال 1895 میلادی  ساخته شده است.

 وی، در تشریح مشخصات پلان  توضیح می دهد: ساختمان دو طبقه است. طبقه همکف که مانند زیر زمین است، سابق محل پرورش نوغان بود. طبقه بعدی به وسیله چند پله به ایوان بالا متصل می‌شود و محل استقرار ساکنان خانه بود، این طبقه نیز دارای 3 پله بوده که سه اتاق را در نیم طبقه‌ای قرار می‌دهد.  پلان دارای طرح هندسی منظم و به صورت گسترده و باز و طویل و باریک طراحی شده تا حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی و دفع رطوبت صورت گیرد.

مهندس حقانی تاکید دارد؛ تبادلات تجاری رشت با اروپا، بر نوع معماری این بنا تاثیر داشته و تلفیقی از معماری بومی و اروپایی در بناهای شهری دیده می شود. استفاده از بازشوهای فراوان در نما، استفاده از شیشه‌بندها در ایوان‌ها، بویژه در سمتی که باران‌خور است، درنظر گرفتن اصل تقارن و ترجیح محور و تأکید به آن و تکرار ریتم‌های معین و وجود ایوان‌های سراسری از مهمترین ویژگی های این بنای فاخر است.

 وی درمورد تزیینات داخلی بنا یادآور می شود: بیشتر خانه با گچ بری فراوان آراسته شده و دارای نقوشی از گل و گلدان و پرندگان تزیینی است. تالار شاه‌نشین، دارای یک شومینه و پنجره ارسی با شیشه‌های رنگی  است و شمای خاصی به معماری خانه می‌دهد. تمامی کفپوش آن تخته کوبی و در قسمت ایوان دارای نرده و ستون‌هایی چوبی است. انتهای ستون‌ها به کله شیری متصل شده‌اند که همگی به زیبایی با رنگ آبی طراحی گشته‌اند. بنا دارای 7 تیپ در و 3 تیپ پنجره می‌باشد. اتاق‌ها طاقچه‌هایی دارد که بالای همگی تزیینات گچبری‌ است. سقف ساختمان نیز سفالپوش به رنگ قرمز است. این بنا نیز مانند بسیاری از معماری های گیلان، در قسمت پایین دیواره‌ها، دارای گربه‌رو است. این گربه‌روها خود نیز دارای تزیینات است که متأثر از کل گچبری‌های ساختمان می‌باشد.

بنای میراثی که محدوده حریم ندارد

9سال از ثبت یک بنای دوره ناصری می گذرد و اداره ارشاد به عنوان مالک و اداره میراث به عنوان متولی حفظ بناهای میراثی، هنوز نتوانسته اند این بنا را مرمت و تغییر کاربری دهند.

 همچنین با اینکه اداره ارشاد تاکید دارد که در حفظ بنا کوتاهی نکرده است، اما یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی ادعا دارد، بخش هایی از عمارت در سالهای اخیر توسط برخی افراد سود جو  به قصد یافتن گنجینه از خانه یک تاجر ابریشم سوراخ شده است!

بازدید از خانه آوانسیان بدون هماهنگی با حراست اداره ارشاد امکان پذیر نیست، ولی بنظر می رسد بنای میراثی که با وجود تاکید میراث، محدوده حریمی برای آن تعریف نشده و کاربری پارکینگی دارد، خیلی هم حفاظت شده نیست. آن هم  پارکینگی که درب آن به محله استادسرا باز می شود، نه محور سعدی.

افزون بر آن، درب فرعی سالن آمفی تئاتر ارشاد - که به حیاط خواجه آوادیس باز می شود- امکان تردد غیر کارکنان  و افراد خارج از هماهنگی با حراست را هم  در زمان اجرای برنامه های سالن،  فراهم می کند.

اداره ارشاد در حفاظت از بنا کوتاهی نکرده است

حسن پور، مدیر ارشاد شهرستان رشت، در این باره می گوید: اداره ارشاد نهایت دقت را در حفاظت از این بنای میراثی دارد.  این بنای فاخر همواره مورد توجه دانشجویان معماری بوده و مرتب از دانشگاه گیلان برای بازدید بنا می آیند ولی تمامی بازدیدها با مجوز کتبی و حضور یکی از نیروهای حراست این اداره صورت می گیرد.

وی تاکید می کند: در بخش میراثی بنا، دوربین حفاظتی نصب شده و  امکان ندارد تخریبی  از سوی افراد سود جو صورت گرفته باشد.

مرمت بنای آوادیس برعهده میراث فرهنگی است

با اینکه عمارت خواجه آوادیس، ملک اداره ارشاد است، ولی مسئولان ارشاد می گویند این وظیفه میراث فرهنگی است تا بنای میراثی که به ثبت رسانده؛ مرمت نماید.

پاک نیا، معاونت فنی اداره کل ارشاد می گوید: دو سال پیش میراث فرهنگی بخشی از سقف و سربندی بنا را مرمت کرد ولی مرمت های میراث از دو سال پیش متوقف مانده و وظیفه تامین اعتبار و مرمت یک بنای ثبت شده ، وظیفه سازمان میراث فرهنگی است.

البته مدیر ارشاد شهرستان رشت، نظر دیگری دارد و تایید می کند که وقتی بنایی ملک اداره ارشاد است، بودجه مرمت و تغییر کاربری را باید اداره کل ارشاد تامین نماید. ولی تلاش خبرنگار ما برای دریافت پاسخ  مناسب از وسی معاونت اداری مالی اداره کل ارشاد مبنی بر تخصیص اعتبار مرمت بی نتیجه ماند.

بخشی از مرمتها با اعتبار میراث فرهنگی انجام شد

معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی گیلان می گوید: میراث فرهنگی توانست عمارت خواجه آوادیس را در زمان تخریب به صورت فوری در فهرست بناهای میراثی کشور به ثبت رساند. قبلا این بنا به شکل ال بود که اداره ارشاد بخشی از آن را تخریب کرد خوشبختانه توانستیم  مانع تخریب بیشتر شویم.

محمدرضا باقریان با اشاره به اعتبارات محدود سازمان میراث فرهنگی می افزاید:  با وجود تعدد بناهایی که نیاز به مرمت دارند، میراث توانست چند سال پیش اعتباری را برای مرمت بخشی از بنا تخصیص دهد.

وی می افزاید: مرمت سربندی، دامنه سرشیرها انجام شد. همچنین توانستیم بخشی از تخته پوشهای کف بنا را تعویض نماییم ولی برای داخل فضا اعتباری نداشتیم تا مرمت کف و پنجره ها و گچ بریها را انجام دهیم.

باقریان تاکید دارد که این عمارت از نادرترین بناهای شهری گیلان به لحاظ معماری است ولی اذعان دارد که تاکنون با اداره ارشاد نشستی به منظور تامین اعتبار و همکاری دو جانبه برای مرمت از سوی  میراث صورت نگرفته است.

معاون میراث فرهنگی گیلان تصریح می کند:  آثار تاریخی هویت و شناسنامه ما هستند بنابراین  همه باید دست به دست دهیم و مانع تخریب آنها شویم.

بنایی که خواجه آوادیس وقف کرد، سرنوشت تلخی یافت. اما اگر  از سوی متولیان فرهنگی با اعتبارهای ملی که دارند همتی باشد؛ این بنا می تواند به عنوان بخشی از تاریخ رشت و حضور و خدمات ارامنه در گیلان باقی بماند.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی21/6/95

تاریخ بازدید از بنا 21/5/95

 

هنر دوران سلجوقی بر پیکره خاموش اسپی مزگت



در توصیفش نوشته اند؛ یکی از عجایب هفتگانه بناهای تاریخی گیلان است؛ اما «چون دری در خلاب». اول بار وقتی شادوران «منوچهر ستوده» در دهه 1340شمسی برای ثبت بناهای تاریخی گیلان کمر همت بست؛ گزارش داد که بقایای یک مسجد بسیار قدیمی را در جنگلهای دیناچال غرب گیلان دیده است. برای ستوده تعجب آور بود که بنای« اسپی مزگت» (به زبان تالشی ، مسجد سفید) از دید تیزبین لوئی رابینو، کنسول انگلیس در رشت هم دور مانده  است.

«اسپی مزگت» بین رضوانشهر و هشت پرتالش  و در میان پارک جنگلی دکتر رستگار قرار دارد.  با اینکه این بنا توسط سازمان میراث فرهنگی گیلان در تاریخ 16/7/1379 و به شماره 2796 در فهرست بناهای میراثی کشور به ثبت رسیده است؛ ولی هنوز خیلی ها از وجود آن بی خبرند و شاید یکی از دلایل آن این باشد که تازه در  همین سالهای اخیر سازمان میراث فرهنگی گیلان، با نصب تابلویی در ابتدای جاده اصلی رضوانشهر به تالش، مسافران را برای دیدن اسپی مزگت رهنمون شد.

بنایی به قدمت دوره سلجوقی

این مسجد که بنایش منسوب به قرن 6و 7هجری قمری است؛ حدودا یک کیلومتر و نیم از جاده اصلی فاصله دارد. مسیر یاد شده تا نزدیک مسجد تماما آسفالت است. و درختان بلند جنگلهای دیناچال، تونل سبزی را  تا مسیر مسجد ایجاد کرده است.  

پس از طی مسیر یاد شده ، لابه لای درختان تودرتو، بنای عظیمی را می بینید، که روزگاری شکوه و عظمت خاصی داشته است.  نزدیک به اسپی مزگت، کلبه کوچکی است که بنظر می رسد پایگاه یگان حفاظت میراث فرهنگی از این بنای عظیم باشد، اما خرابی همین کلبه خود گویای میزان حفاظت  از اسپی مزگت است!

روبه روی کلبه، کتیبه سنگی سفیدی با آرم سازمان میراث فرهنگی بر بستر زمین استوار مانده که مختصری از مشخصات مسجد بر آن حک شده است.

کمی جلوتر بنای عظیم اسپی مزگت پیداست. بی حفاظ و نگهبان و بنایی که تنها چند طاق ضربی و ستون های عظیمش باقی مانده است. مسجد در محاصره گرداب های فصلی  و فضولات گاوهای یله گیلان. نشانه هایش جا به جا در حریم یک بنای میراثی هویداست. 

نوشتن یادگاری بر تن رنجور اسپی مزگت

 بنای مسجد در میان داربست ها و سقف کاذبی که میراث فرهنگی برای جلوگیری از ریزش باران به روی بناکشیده؛ گیر افتاده است. از ستونهای پایه و سردرب هلالی بلند می توان عظمت شبستانهای مسجد را دریافت. نقوش دیوارها و سر ستونها هنوز به همان زیبایی است که شادروان ستوده توضیح داده است. اما تن رنجور مسجد را نوشتن یادگاری های بازدیدکنندگان با اجسام نوک تیز بیشتر از دهه 40خراشیده شده است.

طبیعت گیلان، و رشد سریع درختان بر هر بنایی حتی سالم، سرعت تخریب و پوسیدگی بنا را بالا می برد. هرچند میراث فرهنگی با نصب یک شیروانی بوسیله داربست بر روی بنا، مانع از نفوذ رطوبت به بخش سالم مانده شده، ولی بر بلندای ستونهای  باقی مانده و شبستان مسجد انجیرها و خزه های روییده، سرعت تخریب را بالا برده است.

بخش هایی از ستون های مسجد داخل گودالهایی افتاده که بر اثر سیلاب ایجاد شده است. و بر روی بخش هایی که به کناره رودخانه فرو افتاده ؛ خزه و گلسنگ و انجیر ، سرعت انهدام اسپی مزگت را بالا برده است.

از جویبارهای تشکیل شده در اطراف بنا می توان فهمید سیلابهای فصلی داخل و اطراف بنا را همچنان می شوید. بخش جنوبی مسجد در اثر سیلابها به صورت گودالهایی درآمده و ستونهای عظیم با سست شدن پایه هایشان، داخل این گودالها افتاده اند.

از ضلع شمالی یک در هلالی و از ضلع شرقی 4در هلالی دیده می شود.  نام مسجد «اسپی» است که به تالشی به معنای سفید است.  اما سعی باد و باران و نفو رطوبت به گچکاریها و سفیدکاریهای مسجد، چیزی از سپیدی برای مسجد بجای نگذاشته است. این نوع گل کاری ویژه بناهای معماری تالش بوده است. خشت های قرمز لای ساروجهای سفید پیداست و  تنها در برخی قسمت ها  لایه سفید رویه مشخص است. در برخی بخش ها تزیینات گل و بوته سردر ها دیده می شود.

کتیبه ای به خط کوفی و آیات سوره توبه

شکافی عمیق، سردرب طاقی ورودی اصلی را دوتکه کرده است. از سردر طاقی اصلی که داخل مسجد بروید، بر تعداد شکافهای عمیق بخصوص در ضلع غربی بیشتر می شود. در شبستان اصلی، هنر معماران و گچکاران قرن ششم را می توان به وضوح دید. بر دیواره شمالی کتیبه ای به خط کوفی مشتمل بر آیات قرآن دیده می شود. خوانش آن مشکل است ولی از یادداشت های شادوران ستوده می توان فهمید که آیه لم یخش الا اللله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین باشد(توبه 18) قدمت اثر برای این پژوهشگر نامعلوم مانده است ولی ستوده می نویسد: « معلوم نیست بانی این بنا کیست. ... وضع بنا و کتیبه کوفی ساده آن گواهان صادق بر قدمت بنا هستند، اما هر دو خاموش به ما می نگرند و نشانی از بانی نمی دهند.»

وی همچنین می نویسید: « در دنباله این آیه بدون شک نام بانی می آمده است که امروز هیچگونه اثری از آن باقی نیست. این کتیبه که ابتدای همین دهلیز بوده، روزی چهار دهلیز اطراف را تزیین می داده است.»

در ضلع غربی همین دهلیز به ارتفاع یک متر از سطح زمین، نوعی گچ بری با خطوط منحنی هم دیده می شود. از تکرار آن می توان فهمید  که دور تا دور دیوارهای همین گچ بری ادامه داشته است.

اما بنایی که در سال 79 در فهرست بناهای میراثی کشور ثبت شده چرا اینگونه بی حفاظ و متروک افتاده است؟!

گیاه زدایی از بنای مسجد توسط میراث فرهنگی

به گفته کارشناس مسئول ثبت بناهای میراثی استان گیلان، بنای اسپی مزگت پیش از ثبت در فهرست بناهای میراثی کشور گیاه زدایی گردید و  برای تشخیص سن بنا و  یافتن پی های ساختمان، حفاری هایی نیز در آن صورت گرفته است.

مهدی میرصالحی می افزاید: پیش از ثبت بنای اسپی مزگت، درختان تنومندی بر پایه ها و بدنه باقی مانده مسجد رشد کرده بودند و میراث توانست  در زمان دکتر رزازی، و در سالهای 1375، گیاه زدایی اصولی از بنا داشته باشد. با ثبت بنا در مهرماه 1379 در فهرست بناهای میراثی کشور، در نیمه سال 1380، میراث فرهنگی بر بلندای مسجد توانست یک شیروانی بزند تا جلوی رطوبت به بخش باقی مانده گرفته شود.

وی تصریح می کند: در حریم اسپی مزگت چند بار حفاری شد و تعدادی گور، پی چندین بنای مسکونی  و همینطور سفالینه های متعدد کشف گردید. در این حفاریها قدمت بنا به دوره سلجوقی و قرون 7 و 8هجری شمسی تخمین زده شد.

میرصالحی خاطرنشان می سازد: مصالح بکار رفته در اسپی مزگت، از آجر و خشت و سفال و آهک بوده و به همین دلیل تاکنون در برابر رطوبت گیلان مقاومت داشته است.

با این حال این مقام مسئول اذعان دارد که بعد از سالهای یاد شده، اقدامی برای گیاه زدایی سالانه از حریم بنا و همچنین حفاظت از یک بنای دوره سلجوقی از سوی میراث فرهنگی صورت نگرفته است.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 25/6/95