عمارت منجم باشی یکی از بناهای تاریخی این شهر است که به ثبت میراثی رسیده اما این عمات با شکوه که روزگار فرسودگی خود را طی می کند، هنوز در دست خاندان منجم باشی باقی مانده است. بخش زیادی از این عمارت تخریب شده و اخیرا نیز یکی از نوادگان با حکم دیوان عدالت اداری بخشی از سهم ارث خود را تخریب نموده و در حال ساخت مجتمع تجاری مسکونی می باشد.
این عمارت از معدود بناهای تاریخی قجری و در بافت مرکزی شهر و در فشکالی محله قرار دارد.
« خانواده منجم باشی همزمان با روی کار آمدن
آقامحمد خان قاجار در گیلان صاحب نام و عنوان شدند و نخستین عضو این خاندان که لقب
منجم باشی یافت، " میرزا صادق " بود که در سال 1212 هجری قمری جسد
بنیانگذار سلسله قاجاریه را برای تدفین به کربلا حمل کرد.
خاندان منجم باشی در لنگرود خدمات زیادی ارائه دادند. اولین کارخانه برق توسط یکی از اعقاب منجم باشی به لنگرود آمد.
در زمان حکمرانی مهدی خانم منجم باشی، لنگرود صاحب بندر، 4کاروانسرا و گمرک بود، 4پل آجری داشت که اکنون تنها یکی از آنها باقی است.
چارلز فرانسیس مکنزی، اولین کنسول انگلیس در رشت، (پس از شکست ایران از انگلیس بر سر مساله هرات در سال 1851م ایران ملزم می شود قنسولهای انگلیس را هم در ایران پذیرا شود) برای کسب اطلاعات دقیق از وضعیت ایران مامور می شود به گیلان بیاید. وی سفر دو ساله خود را از رشت به سمت استرآباد آغاز کرده و مشاهدات خود را می نویسد.
از نکته های مهم سفر وی توصیف راههای گیلان است، در آن زمان گویا وضع جاده ی لاهیجان به لنگرود بسیار بهتر از جاده رشت به کوچصفهان- لاهیجان بوده است. مسیر لاهیجان تا لیلاکوه لنگرود دریاچه بوده که اکنون خبری از آن نیست. لنگرود در ان زمان 4پل آجری داشته است و اکنون تنها یکی در مرکز شهر باقی مانده است.
زمانی که مکنزی به لنگرود می رسد حاکم جوان تنها پنج روز است که به فرمانروایی رسیده است. مکنزی بیست و چهارم تا بیست و پنجم دسامبر1858م را در لنگرود گذرانده است. عید کریسمس است و وی به دیدار حاکم جوان می رود که از یک بیماری قدیمی و مزمن رنج می برد. وی درباره او اینگونه می نویسد: « بیست ساله است و نام او میرزا مهدی پسر میرزا عبدالباقی منجم باشی است و با خوانین لاهیجان نسبت دارد. بتازگی به لنگرود آمده است و طبق معمول جانشین برادرش شده که به تهران فرار کرده است. او از مادر دیگری است و علاقه ای به برادر بزرگتر خود که قبل از او چندین سال حکمران لنگرود بوده ، ندارد. میرزا مهدی خان جوان است و تقریبا ریش ندارد.»
در زمان مهدی خان مالیات لنگرود و رانکوه تقریبا 8000 تومان است. لنگرود با 2000جمعیت، 4مسجد دارد و سه کاروانسرا که به تازگی ساخته شده یکی محل گمرک است و از روس و ترکمنستان نفت و نمک می آورند.
ه. ل. رابینو گومال، بعد از مکنزی یعنی در سالهای 1906 تا 1912 نایب کنسول انگلستان در رشت می شود. یعنی 55 سال بعد. وی بعد از مهدی خان منجم باشی، شجره نامه ی دو نسل دیگر از این خاندان را نیز می نویسد.
وی درباره عمارت منجم باشی ها و خاندان وی اطلاعت جالبی می دهد. به عنوان نمونه می نویسد پل خشتی بر رودخانه فشکالی محله و راه پشته که هم اینک نیز موجود است؛ اهالی حاجی آقا پرد می نامند که شاید منظور آنها منجم باشی بزرگ باشد. به نوعی شاید سازنده پل منجم باشی بزرگ بوده است.
رابینو در توصیف محله ی فشکالی اینگونه می نویسد: « در این محله، مسجد فشکالی اقامتگاه منجم باشی و خانه نزدیکان او، سبزه میدان که سابقا خیلی وسیع بوده و امروز به سبب تجاوز خانواده منج باشی از وسعت آن کاست گردیده است و ... قرار دارد.» (رابینو،ص: 398)
وی همچنین در توصیف اقامتگاه منجم باشی اینگونه می نویسد: « اقامتگاه منجم باشی یکی از خانه های زیبای لنگرود است که دارای وسعت زیاد و طویله های بزرگ می باشد. در سبزه میدان مقابل این خانه عمارتی بود که کف آن روی پایه هایی قرار داشت و شقف آن با سفال پوشیده شده بود و برای اقامتگاه تابستانی مورد استفاده قرار می گرفت.»
رابینو در توصیف سلسله منجم باشی اینگونه می نویسد: « تا سه یا چهار سال اخیر منصب حکومت لنگرود و رانکوه در خانواده منجم باشی موروثی بود. اولین کسی که از این خانواده به حکومت رسید آقا صادق نامی بود که زمانیکه آقا محمد خان قاجار مرتضی قلیخان مازندرانی را به مقابله با هدایت خان فرستاد او و آقا صادق لاهیجانی از طرف هدایت خان ماموریت یافتند تا از آقا محمد خان تقاضای صلح بکنند.
میرزا موسی پسر کوچک میرزا صادق در سال 1212 هجری(1797 میلادی) از طرف فتحعلیشاه برای همراهی سپاه آقامحمد خان در کربلا اعزام شد، و بعدها به حکومت گیلان رسید و قوای روس را در 1850 در پیله داربن منهزم نمود. پس از حاجی آقا بزرگ پسر کوچکترش میرزا مهدی خان وزیر یا حاکم و یا نایب حکومت گیلان گردیدند. افراد مختلف این خاندان به سبب اینکه کار حکومت را به مزایده کشانده بودند ضعیف شدند و همین امر باعث شد تا از قدرت و نفوذ آنها کاسته گردد.» (رابینو، ص:400 و 401)
فشکالی محله و بناهای اطراف آن به نوعی از آثار خاندان منجم باشی می باشد. سبزه میدان یا باغ ملی که متاسفانه درختان تنومند آن در سالهای 60 به بهانه تجمع معتادان قطع شد، یکی از میراث های طبیعی این خاندان بود که امروزه تغییر کابری داده و به عنوان بوستان و بازیگاه کودک استفاده می شود.
از دیگر بناهای این محدوده اداره برق شهرستان لنگرود است که به گفته خانم منجمی از نوادگان این خاندان: « اول بار منجم باشی بود که برق را به منطقه آورد و این اداره برق فعلی، همان کارخانه تولید برق بود که بعدها به دولت بخشیده شد.»
از درد و دلهای خانم منجمی اینگونه برداشت می شود که سالهاست این عمارت مورد بی مهری مسئولان قرار گرفته است. یک حمام قدیمی نیز از متعلقات بنای اصلی بوده که متاسفانه بخش اعظم آن تخریب و قسمتی نیز تبدیل به مغازه شده است.
بخش جنوبی عمارت بین دو نواده منجم باشی تقسیم شده و حالا خانم منجمی با حکم دیوان عدالت اداری آن را تخریب کرده و قرار است مجتمع مسکونی- تجاری بسازد.
وی می گوید: « سالها پیش این عمارت بسیار باشکوه بود. اصل عمارت بالکن و طاقی بزرگی رو به خیابان داشت که تماما حاوی گچبریهای نفیس و نقاشی های برجسته از زنان و مردانی با پوشش قاجاری بود که متاسفانه بعد از انقلاب به دلیل تفکرات افراطی تخریب کردند. بخشی از حیاط عمارت سالها پیش توسط میراث فرهنگی به بهانه مرمت خریداری و همچنان رها شده است و با وجود پیگیریهای مکرر ما نه میراث خواهان خرید این خانه است و نه اجازه بازسازی به ما می دهند.»
وی می افزاید:« انصاری، شهردار پیشین لنگرود تلاش داشت این عمارت را از خاندان ما خریداری نماید، بسیاری از مراحل اداری نیز طی شده بود و قرار بود با هزینه شهرداری مرمت و به عنوان یک مرکز فرهنگی استفاده شود، اما با استیضاح انصاری ، دیگر هیچ مسئولی پیگیری نکرد و تنها امید ما هم از بین رفت.»
از همه تاسف بار تر، بنای اصلی است که پس از چندین بار دست به دست شدن بین وراث حالا تفکیک شده، بخشی کاملا مخروبه شده و به دلیل عدم حصار کشی متاسفانه سارقان به نامه ها و اسناد و دست خط های تاریخی عمارت دست برد زده اند حتی کاشی کارهای نفیس نیز از سرقت در امان نمانده است.
خانم منجمی با تاسف می گوید: « مادربزرگ من دختر صفی علیشاه و عروس خاندان منجم باشی بود و تا همین چند سال پیش سند ازدواج آنها که مذهب و طلاکاری بود با یک قاب شیشه ای بر دیوار عمارت نصب بود اما سارقان شبانه به عمارت دستبرد زدند و متاسفانه قباله ازدواج را از قاب شیشه ای خارج کرده و لوله می کنند و همین امر باعث می شود این سندِ پوسیده، پودر شده و از بین برود. همچنین کاشی کاری های عمارت، وسایل چوبی عتیقه و... یکی پس از دیگری به سرقت رفته و همانطور که می بینید، بخش شرقی عمارت کاملا فروریخته است. »
به گفته ی خانم منجمی، تنها بخش سالم مانده این عمارت بخش غربی است که درب اصلی آن روبه اداره برق باز می شود. مالک فعلی آن در آمریکا زندگی می کند و سالی یک بار برای تفریح به این خانه می آیند یک سرایدار از عمارتی که به شکل غیر اصولی مرمت شده است، نگهداری می کند.
سرایدار با خوشرویی تمام بخش های عمارت را به ما نشان می دهد. بخش تحتانی به دلیل نم زیاد یک لایه سیمان سفید خورده و تمام گچ بریها ، نقوش دیوار و کاشی کارهای نفیس محو شده است، پنجره های آلومینیومی جدید نیز جای خود را با پنجره های چوبی عوض کرده است. به نوعی بیننده عمارتی می بیند با دو طبقه مجزا بخشی جدید و بخشی میراثی!
بخش فوقانی عمارت دست نخورده باقی مانده اما بوی رطوبت بسیار آزار دهنده است. دو تالار بزرگ با ارسی و شیشه های رنگی زیبا آخرین رمق های عمارتی را نشان می دهد که روزگاری در اوج شکوه بوده است.
تمام اتاق ها پر است از اشیا قدیمی این خاندان، عکس های خانوادگی و حتی نوه ها و نتیجه هایی که در خارج زندگی می کنند. از همه مهمتر فرمانهای شاهان قاجار و پهلوی به منجم باشی ها برای صدارات در گیلان قاب شده بر دیوار خوش نشسته است.
سرایدار که پیرمردی است 80 ساله، از شوکت خانم همسر منجم باشی بزرگ به نیکی یاد می کند و می گوید:« زن بسیار مهربانی بود و من از 15 سالگی برای این خاندان خدمت کرده ام. حالا این عمارت در دست نوه های منجم باشی است که سالی یک بار از آمریکا برای تعطیلات نوروز به اینجا می آیند.»
عکس منجم باشی بزرگ هنوز در عمارت دیده می شود، اما رنگ این نقاشی همانند چوب های قدیمی عمارت رنگ پریده شده است.
در گیلان به دلیل رطوبت زیاد قدمیت بناهای تاریخی تنها به دوره قاجار می رسد اما همین معدود بناهای باقی مانده نیز از دید مسئولان میراث فرهنگی و متولیان آن مغفول مانده است. عمارت باشکوه منجم باشی که روزگاری محل رفت و آمدهای بزرگان و سرشناسان و حتی سفرای خارجی بود- حالا جولانگاه سگهای ولگرد و دزدان اشیای قیمتی شده است.
توصیفی که دکتر عربانی از این خانه می دهد(1384) با انچه امروز باقی مانده، بسیار تاسف بارتر است. « این خانه در اصل شامل بیرونی، اندرونی، خلوت خانه، مسجد، حمام و اصطبل بوده است. ورودی اصلی ساختمان بیرونی که به «مهتابی» مشهور و مشرف بر معبر عام است از جبهه غربی است. سردر ورودی هلالی شکل و حاوی گچ بری ساده است. مابین ورودی اصلی و سرسرا یک هشتی قرار دارد که بوسیله چند پله به طبقه فوقانی بنا ارتباط می یابد.
طبقه فوقانی از یک سالن پذیرایی و سه اطلاق تشکیل شده است. سالن اصلی از داخل با گچبریهای استادانه و قاب بندیهای متعدد بین درها و پنجره ا تزیین یافته است . این سالن و تزیینات آن یکی از نمونه های هنرمندانه گیلان در دوره قاجار به شمار می رود.
جلوی اطاقها ایوانی به عرض 1متر و طول 10 متر وجود دارد که چهار ستون چوبی سقف آن را سرپا داشته اند. نمای این قسمت ساده و فاقد عناصر تزیینی است.
اندورنی نیز در دو طبقه ساخته شده و 2ورودی از جبهه جنوبی به آن راه پیدا می کند. آنچه که به اندرونی این بنا ارزش و اهمیت داده، درها، و ارسیهای مشبک و زیبا و شیشه های الوان و گچ بریها و نقاشی های رنگ و روغنی روی دیوارها ، چه در داخل ساختمان و چه در نمای بیرونی انست.
ازاره دیوارها در طبقه همکف با کاشی های الوان و لعابدار حاوی تصاویر زنان و مردان دوره قاجار تزیین یافته است... .
بنا به شیوه ی سنتی گیلان واشن ریزی شده و چوب یا سفال پوش است و لبه به شیوه سربندی سه پوش و چکش برگردان است.» (کتاب گیلان، ص: 551)
مقبره خاندان منجم باشی، در ضلع جنوبی، امامزاده آسید حسین لنگرود و نزدیک رودخانه است. خود امامزاده و مجموعه مسجد و سقاخانه، نیز ار بناهای میراثی هستند. درب جنوبی امامزاده که مقبره در ابتدای آن است؛ به بازار ماهی فروشان باز می شود و در ابتدای کوچه، تابلوی اداره برق بر روی دیوار نصب شده است. در واقع منجم باشی بزرگ در امتداد عمات و اداره برقی خفته است که خود ساخته بود.
نگارنده، جمعه 10 بهمن ماه 93 از این عمارت بازدید نمودم معلوم نیست تا این تاریخ چند درصد این عمارت باقی مانده است. و برج تجاری خانم منجمی در جوار یک عمارت فرتوت چند درصد پیشرفت فیزیکی داشته است!
این گزارش در
روزنامه همشهری صفحه گیلان 11خرداد 1394 شماره 6549 با اندکی حذف به چاپ رسید.
مطلب بالا کامل شده ی گزارش می باشد.