میدان سید کلاب یا صیقلان امروزی، در بافت مرکزی و قدیمی شهرباران قرار گرفته است. هنوز سقف های سفالی در کوچه پس کوچه های اطراف میدان و محلات قدیمی منتهی به آن خودنمایی می کند. هرچند که آپارتمان هایی با حلب های رنگارنگ در گوشه و کنار برخی از این خانه های قدیمی قدعلم کرده اند؛ اما هنوز انجیرهای روییده بر سفال خانه های متروکه، خبر می دهد که این کوچه ها روزگاری، تمام هویت شهر را تشکیل می دادند. اگر بخواهی هویت و تاریخ رشت را بشناسی، می توانی در همین خانه های قدیمی قدمی بزنی و هم داستان با سفال ها و خشت های متروک شوی.
خانه اولین شهردار رشت، حاج میرزا خلیل آقا رفیع، یا عمارت زین العابدین اخوان یکی از همین عمارت هاست. این خانه قدیمی با عمری بیش از صدسال و با معماری منحصربفرد، در استان گیلان استثنایی است. خانه در یکی از کوچه های خیابان شهید مطهری قرار دارد. کوچه ای که به پاس خدمات اولین شهردار رشت، حاج میرزا رفیع نام گرفته است. و بن بست منتهی به همین کوچه به نام اخوان نامگذاری شده است. این خانه در تاریخ 19/10/1381 در اولین دوره شورای اسلامی رشت، از مالکان وقت خریداری شد و در اواخر همان سال، کار بازسازی آن توسط مهندس روبرت واهانیان، آرشیتکت و مهندس ناظر بازسازی شد. عملیات بازسازی در اواخر سال 1382 به پایان رسید و هم اکنون ساختمان اداری شورای شهر رشت در این مکان قرار دارد.
صاحب و بانی این عمارت حاج میرزا خلیل پسر حاج ملا رفیع فیلدهی بود، روحانی معمم و ملقب به شریعتمدار. خلیل رفیع نیز معمم بوده و توسط انجمن شهر بین سال های27/11/1286 تا 1300 به عنوان شهردار رشت انتخاب می شود.
خلیل رفیع از خانواده معین الطباء دختری را به همسری انتخاب می کند که بعدها نام خانوادگی خود را به خاوند تغییر می دهند. خلیل رفیع و بانو فخر جهان خاوند صاحب سه فرزند به نام های درخشنده، بتول و محمد می شوند که متاسفانه درخشنده و محمد در اپیدمی وبا فوت می کنند و تنها بتول باقی می ماند که بعدها زوجه حاج آقا کوچ اصفهانی کریم اُف می شود؛ نساء کریم و رحیم نوه های دختری خلیل رفیع هستند که رحیم صاحب امتیاز روزنامه مرد گیلان مشهور بوده است.
خلیل رفیع در پانزدهم فروردین ماه 1303 ه. ش به دیار باقی می رود اما چند سال پیش از آن، عمارت زیبایی را که ساخته و 9 سالی در آن زندگی کرده بود به برادران اخوان می فروشد. بانو فخر جهان نیز در 11/9/1344 به همسرش می پیوندند و جسم وی را در امامزاده هاشم به خاک می سپارند.
مهندس روبرت واهانیان که کپی سند خانه را در اختیار دارد در این باره می گوید؛ زمانی که قرار شد شهرداری این عمارت را از خاندان پورعباس(که ملک از زین العابدین اخوان به آنها به ارث رسیده بود) بخرد؛ سند خانه را مطالبه کردم و معین پورعباس اصل سند و کپی رنگی آن را برای بنده آورد. در آن زمان بنده مشاور کمیسیون فرهنگی شورا و مامور پیگیری خرید خانه بودم.
وی می افزاید: این سند که عمدتا با عبارات و واژه های عربی نوشته شده بود؛ توسط مرحوم میر ابوالقاسمی و استاد فرض پور ترجمه شد. سال خرید خانه توسط برادران اخوان در این سند با این عبارت عربی کاملا مشهود است: «فی شهر شعبان المعظم توشقان ییل سنه 1333 ، خرداد و تیر 1294 ه. ش» که توشقان یا به ترکی دوشان به معنی خرگوش و از صورت های فلکی است.
مهندس واهانیان تاکید کرد: فتوکپی رنگی سند را که از روی اصل سند تهیه شده بود، به شعبه سازمان اسناد ملی گیلان اهدا کردم و هنوز در این مرکز موجود است، اصل سند در آمریکا و نزد خاندان پورعباس می باشد.
اگر این خانه در سال 1285 ه. ش ساخته شده باشد و عمارت در سال 1294 ه. ش به برادران اخوان فروخته شده باشد، می توان نتیجه گرفت خلیل رفیع خود در عمارتی که ساخته بود؛ 9سالی زندگی کرده است.
پس از فروش این خانه به برادران اخوان، این عمارت باشکوه به عمارت اخوان معروف می شود. اما برادران اخوان که بودند که این عمارت زیبا را خریدند؟ سه برادر به نام خانوادگی اخوان مشترکاً خانه را از خلیل رفیع -که در آن زمان شهردار رشت بود- می خرند و چند سال بعد زین العابدین سهم دو برادر دیگر را خریده و عمارت به تمامی به نام زین العابدین اخوان می شود. مرحوم زین العابدین اخوان در سال 1310 رئیس اتاق تجارت رشت بود.
زین العابدین تنها یک دختر داشت که خانه به دخترش بانو عذرا اخوان( متولد 1289ه. ش و وفات 1365 ه. ش) می رسد که زوجه حاج رضا پورعباس شده بود. پورعباس نمایندگی انحصاری چندین شرکت از جمله مرسدس بنز و شرکت مریخ را بر عهده داشت.
هم اینک عکس هر دو مرحوم زین العابدین اخوان و حاج رضا پورعباس(داماد اخوان) در مدخل ورودی عمارت در طرفین طاقچه های سرسرا موجود است.
پشت قاب عکس مرحوم اخوان این عبارت با جوهر مشکی نوشته شده است:« حاج زین العابدین اخوان تولد:1256 ه. ش فوت:1341ه.ش تاجر و رئیس اتاق تجارت رشت مرحوم اخوان این بنا را تابستان 1294 ش از شریعتمدار رفیع خریداری نموده است.»
مهندس واهانیان عکس هایی قدیمی از مرحوم زین العابدین اخوان در اختیار دارد که در بین تصاویر تنها زین العابدین اخوان است که بدون کراوات توجه بیننده را به خود جلب می کند. به گفته واهانیان آن مرحوم فرد متدینی بود. این گفته را فاطمه پورعباس، دختر عذرا اخوان، نیز تایید می کند. او روزهای زیادی را به یاد دارد که پدر بزرگش مرحوم اخوان و پدرش پورعباس در حیاط می نشستند و ساعت ها قرآن می خواندند.
فاطمه پورعباس، دختر عذرا اخوان متولد سال 1311 ه. ش است . فاطمه ملقب به ماهرخ در گفتگو با نگارنده می گوید: خاندان اخوان و پورعباس نزدیک به یک قرن در این خانه زندگی کردند، عذرا اخوان در این خانه ازدواج می کند و بچه دار می شود، من (ماهرخ)هم در این خانه ازدواج کرده و صاحب 4 فرزند( دو دختر و دو پسر) شدم. بچه های من همگی در این عمارت بزرگ شدند، این عمارت بیش از آنکه به نام بانی و سازنده اش معروف باشد؛ می باید به نام اخوان مشهور گردد.
محمود رضا گیلانی، فرزند فاطمه پورعباس و دکتر محمد رضا گیلانی می گوید: شادروان پدرم دکتر محمد رضا گیلانی رئیس انجمن نظار نظام پزشکی استان گیلان و همچنین رئیس ادواری و رئیس بخش طب بیمارستان پورسینای رشت بود. وی در سال 1354 در اثر سکته قلبی و در هنگام رانندگی دچار حادثه شد و به رحمت خدا رفت.
وی می افزاید: بنده حدودا 8 ساله بودم که از این خانه نقل مکان کرده و در خانه ای در سبزه میدان ساکن شدیم. دایی مرحومم، امین پورعباس که اداره نمایندگی های مرسدس بنز و شرکت خاور را برعهده داشت؛ به امورات خانه رسیدگی می کرد و اجازه نمی داد خانه فرسوده شود. اما پس از فوت امین در یک حادثه، نگهداری این خانه که دیگر کسی در آن زندگی نمی کرد، بسیار سخت شده بود و به ناچار مادرم و دایی معین تصمیم به فروش خانه گرفتند.
فاطمه پور عباس(ماهرخ) می گوید: مادرم عذرا سه پسر داشت و من تنها دختر او بودم پسر کوچکش به نام اسماعیل در 12 سالگی فوت می کند معین پورعباس دکترای اقتصاد داشت و سالها مدیر کل عمران و مسکن و شهرسازی سازمان برنامه و بودجه بود و بازگشایی خیابان مطهری از کارهای عمرانی او ست. ایشان در قبل از انقلاب اسلامی به معاونت وزارت مسکن و شهرسازی منصوب گردید.
فاطمه (ماهرخ) می افزاید: این خانه بسیار بزرگ است و 8 اتاق خواب دارد، جشن عروسی دخترانم و بسیاری از اقوام در همین خانه برگزار شد، ضمن اینکه عمارت دیگری نیز جنب این خانه بود که سالها قبل از اینکه خانه را به شهرداری بفروشیم، آن را فروخته بودیم.
این عمارت قدیمی نیز همچنان پابرجاست و از بالکن طبقه دوم می توان ایوان و سرسرای خانه را مشاهده کرد. این خانه تقریبا متروک شده و روبه فرسایش است. جا دارد شهرداری این عمارت را نیز از مالک آن خریداری نموده و به مجموعه کنونی اضافه نماید.
ماهرخ ضمن بیان خاطراتی از مادرش عذرا اخوان و پدربزرگش زین العابدین می گوید: مادرم همیشه می گفت؛ وقتی من بیمرم شما این خانه را می فروشید، من هم می گفتم، خانه بدون شما صفا ندارد این خانه بدون وجود شما برای ما معنایی ندارد. همان هم شد اما من چاره نداشتم، نمی توانستم تنهایی این خانه را سرپا نگه دارم، همیشه ترس داشتیم این خانه توسط بساز بفروشی که اعلام آمادگی کرده بود؛ تخریب شود. وقتی خبر دار شدیم شهرداری اعلام آمادگی کرده تا خانه را بخرد خیلی خوشحال شدیم.
وی می افزاید: در زمان مهندس شکرگزار، شهردار وقت، این خانه خریداری شد. وقتی شکرگزار قبل از خرید این عمارت برای بازدید آمد؛ در همان نگاه اول دستور داد خرید خانه و بازسازی آن در دستور کار قرار گیرد، من و برادرم معین هم خوشحال شدیم که شهرداری این خانه خانه میراثی را نگهداری می کند.
ماهرخ گاهی برای تجدید خاطرات به این عمارت می آید، وی سیکاس 90 ساله حیاط را نشان می دهد و می گوید: این سیکاس را پدربزرگم با دست خودش در حیاط کاشت، کاج قدیمی حیاط و بیشتر گیاهان منحصر بفرد و بی نظیر این حیاط را مرحوم اخوان کاشته است.
حوض حیاط اصلی هم از جنس سنگ و پر از نیلوفرهای آبی و ماهی های قرمز بود، که مانند ساکنان این خانه سالها در این حوض شنا می کردند و بعدها حوض را به رنگ فیروزه ای درآوردند، البته نقاشی های دیواری حیاط که موسوم به نقاشی لندنی است، پیش از فروش خانه رنگ خورده و اصالت گذشته را ندارد. بالکن سمت راست نیز قبلا تا سقف شیشه خور بود و بعدها نرده کشی شد.
فاطمه اخوان تاکید می کند: این عمارت میراث مردان بزرگ رشت است، زمانی که برق به رشت آمد، پدرم این عمارت را به سیستم روشنایی جدید مجهز کرد، بسیاری از اشیایی که هنوز در این عمارت است متعلق به خاندان ماست از جمله لوستر بزرگ 60 شاخه که در تالار بزرگ عمارت آویزان است و کمد قدیمی روسی که در اتاق رئیس شورا موجود است.
سال 1381 بود که شورای شهر ساختمان اولین شهردار را از مالکان آن خریداری نمود تا شورای شهر در این عمارت مستقر شود مشروط به اینکه اصالت اولیه بنا و معماری آن دست نخورده باقی بماند. معماری ساختمان از معماری روسی و اروپای شرقی الگوبرداری شده است. مهندس واهانیان در این باره می گوید: « کل مصالح ساختمان در اصل چوب است که با کشتی از روسیه وارد شده و در اینجا بوسیله استادکاران و مهندسان روسی مونتاژ شده است.»
عمارت، دو طبقه بسیار زیبا و باشکوه دارد که برخلاف بسیاری از عمارت های قدمی رشت قرینه نیست. هر طبقه دارای 400 متر زیربناست که با حیاط عمارت در مجموع 1347متر زیربنا دارد. طبقه همکف با دیوارهای آجری و طبقه دوم تماما سازه چوبی است. ستون های مدور چوبی به طول 5/4 تا 5 متر در روسیه خراطی شده و از بندر انزیلی به رشت می رسد. درب و پنجره های چوبی از جنس نراد و باقی سازه های چوبی در روسیه مونتاژ شده و حاج رفیع که نقشه اصلی را نیز با خود از روسیه آورده بود؛ در رشت سازه های مونتاژ شده را با آجر و ملات ماسه و آهک بنا می کند.
وقتی به معماری متفاوت این بنا پی می بریم که آن را با ساختمان مجاور آن یعنی خانه ابریشمی که معماری بومی گیلانی دارد ؛ مقایسه کنیم تفاوت نمای خانه و مصالح در این مقایسه مشهود است. معماری عمارت اخوان اقتباس شده از خانه های مسکونی سن پطرز بورگ و تفلیس و بادکوبه است و نیاز به چوب های بلند روسی بود تا دهانه های بزرگ را بپوشاند. در حالی که در بنای ابریشمی از چوب های محلی استفاده شده است.
مهندس واهانیان یک سال و نیم از عمر خود را صرف مرمت و بازسازی این عمارت می کند و تمام تلاش خود را بکار می بندد تا اصالت بنا حفظ شود. اما چوب های برخی قسمت ها فرسوده شده و امکان تهیه چوب های روسی نیست و به ناچار چوب های پوسیده سرویس های بهداشتی، جای خود را به ملات و اجر می دهد.
واهانیان عمارتی را مرمت کرده که بنا به گفته خودش تا 50 سال دیگر نیز از گزند باران و رطوبت در امان است. او کف ها را تراشیده و تعویض کرده و سفال نو بر سقف انداخته است. برف سنگین 1383 نشان داد که واهانیان چقدر در کار خود دقیق و متعهد بوده است. در آن سال سقف بسیاری از ساختمان های جدید هم فرو می ریزد اما عمارت حاج رفیع استوار و پابرجا هنوز باقی است.
در تالار شورا که قدم بزنی، نقاشی هایی موسوم به سبک لندنی دست نخورده باقی مانده و واهانیان حتی بخاری چدنی یکی از سالن ها را هم که از روسیه آورده بود؛ به همان شکل و شمایل بازسازی می کند. گویا هنوز هیزم های این بخاری چدنی ، کل عمارت را گرم نگه داشته است.
هنوز بوی ماهی شور از خم های بزرگ حیاط پشتی که خدمه ها در آن زندگی می کردند به مشام می رسد، اما امروز خمره بزرگ ماهی شور در حیاط جلویی در کنار حوض خودنمایی می کند .
باران که می بارد، ماهیهای قرمز حوض های هر دو حیاط که یکی همیشه پوشیده از نیلوفرهای آبی است؛ می رقصند چراکه ناودان های شیروانی ها آنقدر بلند تعبیه شده که آب تازه را به حوض می رساند.
درخت ها و درختچه های باغ در هر فصلی زیبا و دیدنی است. در هر فصلی باغ به یک رنگ است و کمتر رنگ خزان به خود می بیند. پوشش گیاهی حیاط نیز بیشتر از روسیه آورده شده است. مهندس واهانیان سنگ فرش حیاط را نیز دست نخورده باقی گذاشته است برعکس عمارت ابریشمی که بتن جای سنگفرش را گرفته است، وقتی روی سنگفرش حیاط این عمارت باشکوه قدم می زنی صدای تاریخ به گوش می رسد.
تهیه و تنظیم:مهری شیرمحمدی
این گزارش در روزنامه همشهری در تاریخ24/آبان ماه 1393 به چاپ رسید