چهاردهم مرداد ماه، مصادف است با آغاز جنبش مشروطه. جنبشی که هر چند در کوتاه مدت با شکست مواجه شد؛ ولی تاثیرات سیاسی و اجتماعی طولانی مدتی در تاریخ ایران به جای گذاشت. با اینکه فرمان مشروطه در اواخر عمر مظفر الدین شاه به امضا رسید؛ اما پایه های حکومت پارلمانی توسط شاه پیشین بنیان گذاشته شده بود و ناصرالدین شاه خود دستور وضع قوانینی برای تشکیل اولین حکومت پارلمانی را صادر کرده بود. ولی سوء قصد به ناصرالدین شاه تلاش های افرادی چون کاسف السلطنه را نافرجام گذاشت
نوه دختری عباس میرزا، ملقب به کاشف السلطنه
یکی از اولین رجالی که در تدوین قوانین اولین حکومت پارلمانی نقش موثری داشت؛ «میرزا محمد چایکار ملقب به کاشف السلطنه» است که در تاریخ ایران تنها او را به عنوان ترویج دهنده کشت چای در گیلان می شناسند. وی هرچند زاده تربت حیدریه است؛ ولی نام و یادش هر لحظه در گیلان زنده است.
«آقا محمد خان قاجار قرانلو»، ملقب به کاشف السلطنه، نوه دختری «عباس میرزا»، نایب السلطنه فتحعلی شاه قاجار، بود و اولین روز فروردین ماه 1244خورشیدی در تربت حیدریه به دنیا آمد. وی بعدها به خاطر ترویج کشت چای در گیلان شهرت «چایکار» را برای خود انتخاب کرد.
محمد میرزا بعد از اتمام دروسش در دارالفنون و فراگیری زبان فرانسه، در شانزده سالگی به عنوان منشی میرزا نصرالله خان مشیر الدوله (نایب اول وزارت خارجه) در وزارت خارجه استخدام می شود. بعد از دوسال در 1260خورشیدی با سمت دبیر دومی عازم پاریس می گردد.
کاشف السلطنه و ناصرالملک، اولین واضعان قوانین پارلمانی
سفر وی به پاریس و تحصیل در رشته حقوق دانشگاه سوربن ارتقای شغلی وی را نیز فرآهم کرد و نایب اول سفارت شد. محمد میرزا 8سال در فرانسه بود تا اینکه در سومین سفر ناصرالدین شاه به اروپا، همراه کاروان شاه به ایران بازگشت.
ناصرالدین شاه بعد از سفرهای متعدد به اروپا و تحت تاثیر قوانین فرنگ، در ابتدای بازگشت از سفر سوم در سال 1307قمری تصمیم گرفت مجلسی تشکیل داده و وزارایی معین کند.
بر اساس اسنادی که «ثریا کاظمی»، نوه دختری محمد میرزا، منتشر کرده، محمد میرزا چایکار 26ساله به همراه ناصرالملک (قراگزلو) به مدت شش ماه مشغول ترجمه و وضع قوانین اساسی و تکالیف دولتی شدند تا در مجلس آینده به کار گرفته شود. مجلسی که پانگرفته با یک سوء قصد به یک پادشاه خودکامه عمرش به پایان رسید.
از آنجا که حکومت مطلقه شاهی با نظام شورایی همخوانی ندارد؛ اولین پایه های جمهوری با شلیک تیر طرفداران «محمد علی باب» و « قره العین» به شاهی که تنها ظواهر فرنگ را مقلد بود، متزلزل شد.
در آن زمان یعنی دو سال بعد از فرمان ناصرالدین شاه به تشکیل مجلس، محمد میرزا نایب الایالگی تربت حیدریه را برعهده داشت. واقعه سوء قصد به جان ناصرالدین شاه توسط یک عده بابی در قریه نیاوران، ترتیب داده شده بود. هرچند شاه جان سالم بدر برد، ولی تاثیر بدی بر ناصرالدین شاه گذاشت و رفتارش با تحصیل کرده های فرنگ رفته -که علاقمند به ایجاد حکومت پارلمانی به سبک اروپایی بودند- به شدت تغییر کرد.
پخش شبنامه علیه ناصرالدین شاه توسط کاشف السلطنه
بعد از این تغییر رویه شاه، آزادیخواهانی که موافق ایجاد حکومت پارلمانی بودند؛ علیه ناصرالدین شاه تبلیغ می کنند. محمد میرزا کاشف السلنه از جمله این افراد بود که علیه شاه و در حمایت از افکار آزادیخواهی، شبنامه پخش می کند. وقتی خبر به گوش ناصرالدین شاه می رسد، حکم دستگیری زنده و مرده کسی صادر می شود که تا چندی پیش مترجم و قانون نویس مورد اعتماد ناصرالدین شاه بود.
حکم صادره وقتی به گوش محمد میرزا می رسد، ابتدا از تربت حیدریه به ملک خود در نیشابور متواری شده و پنهان می گردد با محاصره قوای دولتی، چند نفر در این درگیری کشته می شوند. محمد میرزا با عجله به روسیه فرار کرده و از آنجا به عثمانی می رود. زندگی جدید در تجارتخانه اش در استانبول هم دوامی نداشت محمد میرزا در استانبول نیز با ایرانیان مقیم عثمانی -که مخالف استبداد شاهی بودند- سریع دم خور شده بود. ناصرالدین شاه از دولت عثمانی حکم استرداد محمد میرزا را خواستار و همین امر موجب شد بار دیگر محمد میرزا متواری شده و به فرانسه برود.
بازگشت به ایران بعد از مرگ ناصرالدین شاه
بر اساس نوشته های ثریا کاظمی، نوه دختری محمد میرزا، کاشف السلطنه تنها زمانی توانست آزادنه به ایران باز گردد که ناصرالدین شاه به قتل رسیده بود. یکبار همراه کاروان شاهی به ایران آمد تا مقدمات حکومت پارلمانی ایجاد کند و بار دیگر وقتی توانست به ایران برگردد که شاه خودکامه کشته شده بود.
بازگشت کاشف السلطنه به ایران منشا بزرگترین خدمات در حوزه کشاورزی گیلان و تولید چای داخلی بود.
شایعه قتلی که صحت داشت؛ اثر گلوله بر شقیقه کاشف السلطنه
با اینکه در بسیاری از منابع تاریخی نوشته اند که وی در آخرین سفر خود برای ترویج کشت چای در یک حادثه رانندگی با اتوموبیل خود به ته دره سقوط کرد و از بین رفته است، ولی نوه آن شادروان تصریح می کند که نمازگزار و کارگران مراسم تدفین شاهد، آثار یک گلوله در شقیقه کاشف السلطنه بوده اند.
در زمان فوت، شایعه قتل محمد میرزا چایکار بر سر زبانها بود و لی با وجود تلاش های خانواده و بستگان کاشف السلطنه برای پیدا کردن عاملان قتل او بی نتیجه ماند.
تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 27/4/95