گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

خانه ابریشمی در انحصار یک اداره دولتی مانده است


در انتهای کوچه شاعری (شهید صادقی) در میدان صیقلان، یکی از بناهای میراثی دوره قاجار قرار دارد. اثری به جا مانده از خانواده «حاج میرزا اسماعیل حاکمی»، از متنفذین پیربازار که بعدها به نام صاحب دومش عمارت ابریشمی نام گرفت.

سازنده عمارت ابریشمی

میرزا اسماعیل حاکمی، در زمان ناصرالدین شاه قاجارکلانتر رشت بود و به حاج حاکم معروف شد. این عمارت باشکوه قجری، توسط پسر کوچکتر اسماعیل، یعنی حاج قاسم معروف به عالیجناب (حاج میرزا قاسم پیربازاری) احداث شد. سالهای 1318 هجری شمسی،  میرزا احمد ابریشمی خانه را از  عباسعلی حاکمی ورثه  قاسم خریداری  و از آن زمان به عمارت ابریشمی معروف  شد.

ورودی قدیمی خانه از کوچه ی پایین تری است که هم اینک کوچه خلیل رفیع نامگذاری شده و در امتداد بن بست  اخوان قرار دارد.

 درب قدیمی عمارت، یک در چوبی دو لنگه با سردربی با سفالهای قرمز است که با یک دالان به حیاط خانه باز می شود. درب ورودی فعلی، از کوچه صادقی است و هیچ همخوانی با یک بنای قجری ندارد. این ساختمان با کاربری اداری در دست بنیاد نخبگان قرار دارد و  تابلوی نصب شده در ابتدای کوچه نیز تابلوی معرفی یک اداره است نه فراخوان به یک بنای باشکوه.

محوطه از چهار طرف با دیوارهای آجری قرمز رنگ به ارتفاع 5متر با آهک بند کشی شده و دیوارهای ضلع جنوبی و شمالی در بالا دارای یک ردیف رف بوده و با نوعی طاقنما تزیین شده است. مساحت کلی بنا 2000متر مربع و مساحت زیربنا 650 متر مربع است. محوطه باغچه بندی و مشجر  و  وسط آن حوضی به طول 6متر و عرض 4متر قرار دارد.

  ادامه مطلب ...

با تغییر کاربری یک کارخانه متروک؛ قدیمی ترین کارخانه چای کشور، بستنی چای تولید می کند


«هوخ تیف» سمبل طلای سبز گیلان است، سمبل صنعت چای ایران. کارخانه ای که بسیاری نانشان را بر سفره سبز چای می گستردند. بسیاری کسان در آن نان خورده اند و تا کمتر از یک سال پیش که تعطیل  شده بود؛ بسیاری  کسان از نان خوردن افتاده بودند.

اولین کارخانه چای ایران

کارخانه چای سازی هوخ تیف قدیمی ترین کارخانه چای موجود در ایران است. اولین کارخانه چای لاهیجان کارخانه فجر بود که به بخش خصوصی واگذار شد و 5سال پیش متاسفانه تخریبش کردند. در حال حاضر هوخ تیف سمبل قدیمی ترین کارخانه چای در کشور است. بنای آن در  دوره پهلوی اول توسط یک شرکت آلمانی گذاشته شد و بر اساس نام شرکت مذکور، دهه ها معروف به کارخانه چای هوخ تیف بود و بعد از انقلاب به نام شهید اسلامی نامگذاری شد.

این کارخانه در دامنه کوهی در امتداد اولین برگهای نورسته سبز چای ساخته شده است، در دامنه کوه های لاهیجان. جایی که کاشف السلطنه اولین زمین های آزمایشی برای کشت برگ سبز چای را به کمک محمد ولی خان تنکابنی خریداری کرد.

  ادامه مطلب ...

نسخه های شفابخش دکتر عبدالله؛دکترعبدالله دیوانه کیست؟

هفته گذشته تصویر دیوانه ای کتاب به دست در تلگرام دست به دست چرخید که معروف به «دکتر عبدالله دیوانه» است. گفته می شود این مرد، پزشکی بود که بدلیل مطالعه زیاد و همدردی با مردم فقیر و غصه خوردن و همزاد پنداری با آنها دچار روانپریشی شده بود.

در پیام های مذکور نوشته شده بود؛ دکتر دیوانه پشت کاغذ سیگار نسخه مینوشت و مجانی بیماران را ویزیت میکرد. می گویند پاتوقش کتابفروشی میرفطروس لنگرود بود و  داروخانه های لنگرود، خط دکتر را میشناختند و نسخه اش را می پیچیدند .تشخیص دکتر عبدالله بسیار خوب بوده و بسیاری که از  رفتن پیش دکترهای روز نتیجه ای نمی گرفتند، صبر میکردند تا او را در کوچه و خیابان بینند. او مطب نداشت و مثل دوره گردها در کوچه ها پرسه می زد.

این پزشک سالهاست فوت کرده ولی عکسی که دهه شصت صاحب عکاسی ایلک از دکتر عبدالله گرفت، این روزها در تلگرام  می چرخد و خاطره دکتر عبدالله بار دیگر برای لنگرودی ها زنده شد.

او که بود، چرا دیوانه شد و آیا واقعا مدرک پزشکی داشت؟ دکتری که برای روستاییان نسخه مجانی می نوشت، چگونه مرد؟

اگر به لنگرود بروید، پرسالان هنوز دکتر عبدالله را می شناسند. بخصوص اهالی بازار. سید علی نقی ایمانی پارسا، دکتر دیوانه را به یاد می آورد که در پوست گوسفند می خوابیده. او می گوید: لهجه اش نشان می داد  از گالش های ییلاقات رودسر است. علی نقی برنج فروشی دارد و خود یک بار به تجویز دکتر دیوانه مرضش بهبود یافته است.

محسن شهیدی با38سال سن، حالا دکترای فلسفه دارد ولی همیشه در بازار، کمک حال پدرش بوده. او  در این باره می گوید: من هم تلگرامش را دیده ام، و از صبح به انسانیت مردی که می گفتند دیوانه است، می اندیشم. آخرین تصویرهایی که از او به یاد دارم، زمانهایی بود که نزدیک پل خشتی می نشست و کتاب می خواند. ژنده پوش و کج خلق بود ولی دیوانه ای نبود که  ما بچه ها اذیتش کنیم  یا او دیگران را بیازارد.

  ادامه مطلب ...

در اثر بی توجهی مسئولان؛ پرنده های باغ پرندگان ماهرو به باغ وحش مشهد واگذار می شود


غمی بزرگ در پس صدایش شنیده می شد. می گوید: سه شب است قلبم درد می آید. صدای محزون و کلام بریده بریده اش، نشان از شدت ناراحتی و رنج درونش دارد. بچه هایش را به رغم میل باطنی  دارد به باغ وحش مشهد می بخشد. ترس از مرگ و بیماری پرنده هایش.  دستهای تنها، و پشتی که گرم نیست و فریاد کمک خواهیش که در هیچ کجا شنیده نشد، تنها امیدش زنده ماندن پرنده هایش است که باغ وحش مشهد برایش تضمین کرده است. شهردار اربیل عراق خواسته بود پرنده هایش را بخرد برای باغ وحشش، حاضر نشد پرنده های گیلان را به خاک بیگانه بفروشد.

  ادامه مطلب ...

تاریخچه تعزیه لنگرود در گفتگو با صالح فرید لنگرودی


اشاره: صالح فرید را همه در زادگاهش می شناسند. با نقش هایش ؛ شمر و یزید و هرمله و حارث. چنان در نقشش فرو می رفت که گاه بیننده فراموش می کرد نمایش است. خاطرات زیادی دارد از نفرین و ترس و  کتک خوردن از سوی تماشاگران.

صاحب اولین کتابفروشی لنگرود بود و بخشی از درآمدش را صرف علاقه هنری اش می کرد.  با اینکه کتابفروشی توسط دیگری بلور فروشی شده اما کوچه هنوز  به نام فرید خوانده می شود.

سال 1390  از سوی ادره کل ارشاد گیلان به پاس 50 سال خدمات نمایشی ، به او مدرک پایه لیسانس و مقرری بازنشستگی اعطا شد. اکنون در 88 سالگی  با مویی سپید و قدی خمیده  خادم بقعه میراثی آسید حسین است. همانجا که تعزیه هایش اجرا می شد، به همراهی حجت حسن پور مسئول تدارکات تعزیه لنگرود خاطرات هنری اش را برایمان مرور می کند.

  ادامه مطلب ...