این روزها به هر جای گیلان که سفر کنی، بازار خرید و فروش کدو حلوایی داغ داغ است. پاییز که نزدیک می شود، از دستفروش گرفته، تا وانت بارهای دوره گرد تا بازرچه های میوه و تره بار همه جای کدوی حلوایی زردرنگ جا خوش کرده است. برخی اوقات کدوهای بزرگی می بینی که اندازه اش آدم را متعجب می کند. دستفروشی در میدان فرهنگ کدویی را که خود پرورش داده بود؛ می فروخت این کدو 18 کیلوگرم وزن داشت.
ادامه مطلب ...
گیلانیها 5 وعده خوراک تناول می کردند
سنت های غذایی هر منطقه، بخشی از هویت فرهنگی آن منطقه را تشکیل می دهد و بقول محمد بشرا، تنوع غذایی گیلانیان تا به حدی بود که 5 وعده غذا تناول می کردند. امروز شاید گرانی و رواج فست فودها، طبخ خوراکهای سنتی را از رونق انداخته باشد، اما هنوز هستند، کسانی که با آغاز فصل صید ماهی ، به یاد لونگی و ماهی فیبیج و ماهی ملاته، به بازار ماهی فروشان می روند.
ادامه مطلب ...
در گیلان درختان تنومند زیادی است که از دیر باز مورد توجه مردم بوده است. گاه عقایدیپیرامون درخت شکل می گرفت عقایدی از نوع منظومه« آقادار» شیون فومنی .
این روزها که اینگونه عقاید رنگ باخته، همچنان درختان تنومند مورد توجه مردم اند؛ شکوه و عظمتشان و استواری هزاران ساله شان گردشگران را به حیرت وا می دارد. بخصوص اگر با تنه ی توخالی همچنان زنده باشند.
جاذبه های دیدنی امامزاده اسحاق
یکی از این درختان کهنسال در جنگلهای امامزاده اسحاق قرار دارد. برای دیدنش باید به شفت بروید، بخش احمد سرگوراب. پس از گذشتن از روستاهای بَداب، خَرفکُل، چوبَر و پَلنگ پشت به مجتمع جنگل نشینان کادوس می رسید. بعد از اداره منابع طبیعی مبارک آباد، از زیر پل کانال آب بر، عبور کرده، بالا محله و پایین محله بیجار سر را طی کنید و به سمت امامزاده اسحاق بروید.
از این پس جاده کوهستانی است . مراقب پیچ های تند و پی در پی باشید. 14 کیلومتر باید برانید . هرچقدر بالاتر می روید، زیبایی و عظمت جنگل های غرب گیلان بیشتر مجذوبتان می کند. اگر در فصل بارندگی می روید، ابر و مه اش دیدنی است و بقول تالش های ساکن در این محدوده « وِزمَتَر» در انتظار شماست و دیدتان را کم می کند.
از بلندای کوه، جلگه ی زیبای شفت هر لحظه کوچکتر می شود. در اوج گرمای مرداد- که شرجی هوا اوج می گیرد- ازآن بالا زنان و مردان شالیکار را می بینید که به دروی برنج مشغولند و آرزو می کنند تا پایان برداشت باران نبارد و اگر ببارد، زحمتشان دو چندان می شود و ساقه های نم گرفته دیگر با داس و داره بریده نمی شوند.
جنگلهای این محدوده، انبوهی از درختان برگ انجیری، افرا و خرمالو را در خود جای داده است. در این جنگلها، می توانید همزیستی مسالمت آمیز پاپیتالهای وحشی با درختان تنومند را ببینید. پیچکهایی که سالهاست به پشت گرمی این درختان، خود را به اشعه های خورشید رسانده و خود نیز تنومند شده اند. کلبه های چوبی جنگل نشینان و کندوهای زنبور عسل، از دیگر دیدنیهای کوههای امامزاده اسحاق است.
افرای هزار ساله
4کیلومتر مانده به امامزاده اسحاق، تابلوی کوچک و رنگ و رورفته ای سمت راست جاده دیده می شود که روی آن نوشته شده؛ «درخت دیدنی کنگول باسکم». سالهاست این تابلو در همین ابعاد در اینجا نصب شده است. جهت فلش روی تابلو را بنگرید. درخت سمت چپ جاده در محوطه ی بازی قابل دیدن است.
ماشین را نگه دارید و به دیدن درختی بروید که در عین پوسیدگی داخل، همچنان ایستاده است. سطح بیرونی درخت از سویی که آفتاب کمتر به آن می تابد، کاملا پوشیده از خزه است. و شاخه ها و تنها به گونه ای دایره وار رشد کرده، که انگار چندین حلزون به تنه ی درخت چسبیده اند. ریشه های این درخت از شعاع10 کیلومتری از خاک بیرون زده و همچون مارهای در هم تنیده اند. درخت از دو جهت به گونه ای خالی شده که یک فرد بزرگسال به راحتی می تواند داخل درخت برود.
آتش بی توجهی گردشگران به درخت هزار ساله
بخش توخالی درخت خود جاذبه ی دیگری دارد. وقتی به درون آن می روید، کارتون خانواده دکتر ارنست برایتان تداعی می شود. عرض این درخت از داخل حدود 4متر است و ارتفاع آن تا آخرین قسمت توخالی، 54متر است. انگار داخل غاری رفته اید که قندیل هایی از سقف آویزان استند. تاسف بار تر زمانی است که می بینید آتش بی مهری مسافران به جان این درخت افتاده و بخشهای داخلی درخت جابه جا سوخته اند. زباله هایی که درون درخت جا مانده خود حکایت بی مسئولیتی مسافران است.
در نزدیکی کنگول باسکم چند درخت دیگر به همین سیاق دیده می شود. ولی پوسیدگی داخل آن به اندازه ای نیست که بتوان داخل درخت رفت.
لزوم توجه مسئولان شفت به درخت کنگول باسکم
ابراهیم دولتی مقدم طالقانی، رئیس شورای بخش احمد سرگوراب درباره این درخت می گوید: بومی ها از این درخت در گذشته برای نگهداری احشام استفاده می کردند. به نحوی که روزها گاوها را به تنه ی این درخت می بستند و شبها رمه را باز می کردند.
وی با اشاره به تخمین سن درخت توسط کارشناسان منابع طبیعی در 8سال پیش خاطر نشان ساخت: بنابه اظهارات متخصصین اداره منابع طبیعی در آن زمان این درخت 1060سال قدمت داشته و حالا می باید 1068 سال سن داشته باشد.
وی افزود: درختان افرایی که در محیط های جنگلی بطور طبیعی رشد می کنند، بطور متوسط قطر آنها درسال 3میلی متر افزایش می یابد. سن این درخت نیز بر اساس محاسبه میزان قطر درخت بدست آمده است.
دولتی مقدم درباره ی ویژگی های این درخت می گوید: تنه توخالی این درخت بقدری وسیع است که 12 نفر به راحتی می توانند در آن بنشینند. این درخت از درون پوسیده شده و دو دهانه ورود و خروج و یک دهانه کوچکتر شبیه پنجره دارد.
وی ابراز داشت: تاکنون ریشه های عمیق و طویل درخت مانع از خشکیدگی آن شده است ولی لازم است مسئولان نسبت به نگهداری این درخت اهتمام ورزند.
وی که سابقه سه دوره عضویت در شورای شهر احمد سرگوراب را دارد، تصریح کرد: شورای احمد سرگوراب بارها در جلسات شهرستانی نسبت به خشک شدن این درخت دیدنی هشدار داده و از مسئولان خواسته است تا نسبت به نگهداری این درخت و حصارکشی آن اقدام نمایند ولی متاسفانه مسئولان فرادست شهرستان شفت نسبت به مقوله گردشگری و بطور نمونه درخت کنگول باسکم در این منطقه بی توجه اند.
دولتی مقدم تاکیدکرد: متاسفانه در شهرستان شفت کارهای زیربنایی در حوزه گردشگری انجام نمی شود و به پیشنهادهای شوراهای بخش نیز اهمیتی داده نمی شود. خود من شخصا بارها درباره وضعیت این درخت به مسئولان هشدار داده ام ولی پیگیری نکرده اند. شورای بخش نیز درآمدی ندارد تا بتواند در این راستا هزینه کند.
وی یادآور شد: این درخت یکی از جاذبه های گردشگری محدوده امامزاده اسحاق است و کسی که به این محدوده می آید، قبل از زیارت امازاده ، درخت کنگول باسکم را حتما می بیند.
این درخت باقدمت هزارساله ای که دارد، همچنان نفس می کشد اگر آتش بی مهری مسافران اجازه دهد، با همان تنه ی خالی استوار می ماند. لازم است میراث فرهنگی به این درخت توجه نموده و همانند سرو هزار ساله هرزویل نسبت به ثبت ملی یک اثر طبیعی اقدام کند. همچنین منابع طبیعی با بررسی وضعیت و علت پوسیدگی، مانع پوسیدگی بیشتر درخت شود.
اما در گام نخست لازم است مسئولان شهرستان شفت با نصب حصارهایی مانع از آسیب مسافران به این درخت شوند.
تهیه و تنظیم: شیرمحمدی28/5/94
زمانی که دانش آموز بود، به ذهنش خطور نمی کرد که روزی مدیر مدرسه ای گردد که خود در آن درس می خوانده است. 65 سال بعد وقتی در کسوت معاون رئیس جمهور و سخنگوی دولت یازدهم زنگ اولین مدرسه رشت را به بهانه آغاز سال تحصیلی به صدا در می آورد؛ گفت: شاید رئیس جمهور آینده ایران یکی از دانش آموزان این مدرسه باشد.
شاید رئیس جمهور آینده دانش آموز این مدرسه باشد
این جمله اظهارات دکتر محمد باقر نوبخت است، زمانی که در مهر ماه سال 1392 زنگ دبیرستان شهید بهشتی رشت (شاهپور سابق)را به صدا درمی آورد. دکتر نوبخت در این مراسم برای افزایش اعتماد بنفس و امید به دانش آموزان مدرسه گفته بود: روزی که در این دبیرستان دانش آموز بودم معلوم نبود که در آینده چه کاره خواهم شد و از ابتدا ویژگی های ممتازی نداشتم که مثلا پیش بینی شود مدیر، نماینده و یا رئیس جمهور خواهم شد. به همین دلیل می گویم ممکن است رئیس جمهور آینده ایران یکی از دانش آموزان این مدرسه باشد.
پر بیراه هم نگفته بود، نگاهی به لیست دانش آموزان این مدرسه نشان می دهد بسیاری از مفاخر علمی و فرهنگی کشور که برخی در دنیا هم شناخته شده اند، روزگاری شاگرد این مدرسه بوده اند: زنده یاد، دکتر محمد معین، پروفسور بهزاد، پدر زیست شناسی ایران، پروفسور رضا ریاضی دان برجسته دنیا، هوشنگ ابتهاج، شاعر، پروفسور مجید سمیعی، جراح مغز و اعصاب معروف دنیا، شادروان خمامی زاده و حتی دکتر محمد علی ثابت قدم، شهردار فعلی رشت .
ثبت میراثی اولین دبیرستان رشت
ساختمان دبیرستان شاهپور رشت در دوران پهلوی اول و توسط یک مهندس آلمانی تبار ساخته شد. این بنای میراثی در میدان فرهنگ (ناصریه سابق)، ابتدای خیابان آزادگان قرار دارد و به شماره 1517 و در تاریخ 26/9/1356 در میراث فرهنگی کشور به ثبت رسید.
سرآغاز تشکیل این مدرسه که اولین مدرسه رشت بود؛ به سالهای 1277 ه. ش برمی گردد. زمانی که محمد ولی خان سپهسالار، حاکم گیلان، در زمان مظفر الدین شاه نخستین مدرسه رشت را به نام مدرسه مظفریه شرافت در یکی از خانه های این شهر تاسیس کرد. این مدرسه بعدها با استفاده از کمک مردم به ساختمان دو طبقه ای در سبزه میدان منتقل شد. تا سال 1307 به این مدرسه مدرسه متوسطه نمره 1 می گفتند.
این مدرسه تا سال 1298 یعنی یک سال پس از پایان جنگ جهانی اول همچنان دایر بود. در بحبوحه انقلاب جنگل این مدرسه به خانه حاجی داوود انتقال یافت. با پایان غم انگیز انقلاب میرزا (1300) کار مدرسه نمره 1 نیز کار خود را از سر گرفت. سالهای 1305 این مدرسه توانست دانش آموزان را تا مقطع نهم (سوم متوسطه) آموزش دهد. سال 1306 که محمد علی تربیت رئیس معارف گیلان شد، کلاس دهم را نیز دایر کرد. تربیت به دانش و فرهنگ اهمیت زیادی می داد و خود از بانیان کتابخانه ملی رشت بود. در همین سالها مدرسه نمره 1 به مدرسه شاهپور تبدیل گردید. سرشناس ترین شاگرد این دوران، دکتر محمد معین بود که پس از اتمام مقطع 10 برای ادامه تحصیل راهی تهران شد. سال 1310 مدرسه تا پایه ششم را داشت و در آن زمان 322 دانش آموز در این مدرسه تحصیل می کردند.
سال های 1313 تا 1314 که آقای حشمت الله دهش مدیر مدرسه می شود، لباس دانش آموزان مدرسه متحد الشکل می گردد. تا آن زمان مدرسه شاهپور در مکان های استیجاری و فضای نامناسب حیات داشت . حیاط مدرسه در زیرکوچه، (خیابان شریعتی فعلی) آنقدر کوچک بود که نمی شد برای تمرینات ورزشی بدرستی از فضا بهره برد.
خرید اراضی ناصریه برای احداث مدرسه شاهپور
وقتی علی اصغر حکمت برای سرپرستی معارف ایران از اروپا به ایران احضار می گردد،( 1312) موقع عبور از گیلان، صادقی نژاد، رئیس معارف وقت گیلان، فرصت را مغتنم شمرده و وزیر جدید را در جریان وضعیت نامناسب مدرسه قرار می دهد. کمی بعد علی اصغر حکمت دستور تهیه زمینی مناسب برای احداث مدرسه شاهپور را صادر می کند. یک سال بعد ، 13 تیرماه، علی اصغر حکمت شخصا به گیلان آمده و زمین هایی که برای احداث دبیرستان درنظر گرفته شده بود را مورد بازدید قرار داد و در نهایت زمینی به وسعت 18 هزار متر مربع برای مدرسه خریداری شد. اطراف این زمین جز از ناحیه شمال و باختر، تماما سبزه زار بود.
« مهندس شولتس آلمانی تبار» بنای اصلی دبیرستان را تهیه و با نظارت وی و رئیس فرهنگ وقت گیلان به پایان برد. بنا تقریبا در وسط این زمین بزرگ ساخته شد. مدرسه طوری طراحی شد که بجز کلاس های درس آزمایشگاه فیزیک، شیمی و آزمایشگاه طبیعی را نیز دارا بود. از دیگر شاخصه های مدرسه دارا بودن تالار نقاشی، سالن جلسات و تئاتر و بالکنی که محل نصب نورافکن و نمایش فیلم بود.
نمای ساختمان بسیار زیبا ساخته شد. قسمت بالای آن این بیت (توانا بود هرکه دانا بود- زدانش دل پیر برنا بود) زینت یافته و در زیر آن ساعت نصب شده و در پایین آن و زیر سردرب ورودی، تنه ی فروهر با سیمان برجسته خودنمایی می کند. روی بالهای فروهر واژه های دانایی و توانایی حک شده است.
تاریخ این بنا در شعری گنجانده شد، که شاعرش استاد بدیع الزمان فروزانفر بود. در این بیت استاد بزرگ ادبیات آمده است: چهارده سال از هزار و سیصد افزون بد که یافت/ این بنا انجام و شد ماواگه علم و هنر.
بجز فضای آموزشی، ساختمان دیگری با فاصله 400 متر بنا گردید که کتابخانه و دفتر دبیرستان و کادر اداری مدرسه را تشکیل می داد. در نهایت مدرسه با 700 هزار ریال به اتمام رسید و مهرماه 1315 با 421 دانش آموز مورد بهره برداری قرار گرفت.
این مدرسه نوین، مرتب به لحاظ کیفیت آموزشی ارتقا می یافت؛ تشکیل انجمن های مختلف نظیر انجمن ورزش، طبیعی، نطق و مناظره سالنامه و تالیف، برگزاری کلاسهای آموزش نظامی، کمک به دانش آموزان تنگدست و... تنها یکی از فوق برنامه ها بود.
در این مدرسه دختران نیز درس می خواندند. البته در سالهای 1351 این مدرسه بصورت مختلط اداره می شد ولی اولین دختری که در سال 1321 تا 1322 مقطع ششم را به پایان برد، خانم «ژانیا ترکیناوا» بود که بعدها در رشته مهندسی دانشکده فنی دانشگاه تهران موفق به دریافت دانشنامه شد.
تغییر نام دبیرستان
در بحبوحه انقلاب اسلامی وقتی آذر هوشنگ مدیریت دبیرستان را برعهده گرفت؛ نام دبیرستان به آزادگان تغییر یافت. تغییر نام دبیرستان به شهید بهشتی زمانی بود که محمد باقر نوبخت، ریاست دبیرستان را برعهده گرفت.
ساختمان دبیرستان در مقاطعی از تاریخ دستخوش تغییرات شد. از همه غم انگیز تر، آتش سوزی مدرسه در سال 1377 بود که آزمایشگاه نابود گردید. پس از آن مدرسه به کمک میراث فرهنگی مرمت شد. پیش از اینها ساختمان دبیرستان و حیاط مدرسه اندک اندک کوچکتر شد. ابتدا ساختمانی برای آموزش و پرورش ، سپس خانه ای برای مدیران کل آموزش و پرورش ساخته شد. ضلع شمالی حیاط مدرسه نیز دبیرستان شریعتی ساخته شد. ساختمانهای اداری، فروشگاه تعاون فرهنگیان، مسجد قدس و مهمانپذیر فرهنگیان از دیگر بناهایی بود که حیاط قدیمی ترین مدرسه نوین رشت را کوچکتر کرد. تا جاییکه محمد باقر نوبخت وقتی برای نواختن زنگ مدرسه در سال 1392 پا به مدرسه دوران تحصیلش گذاشت از این فضای تنگ شده برای جنب و جوش دانش آموزان تاسف خورد.
تهیه و تنظیم: شیرمحمدی 17/6/1394
مهرماه 1313 بود که دسته ی گروه موزییک شهرداری با گروهی از مسئولان شهر جلوی کتابخانه ملی جمع شده بودند. این مراسم برای افتتاح رسمی اولین کتابخانه ملی کشور در رشت بود.
خیلی ها تاکنون بدیدنش رفتند؛ از علامه دهخدا گرفته تا دکتر محمد معین. ملک الشعرای بهار تا عباس اقبال آشتیانی. همه این مجموعه فرهنگی را ستوده اند، اما کمتر کسی می داند که جمعیت « نشر معارف گیلان» برای سرپانگه داشتنش چه خون دلها خورده است. از زمانی که قِران قران برای تاسیسش از خیرین پول جمع می کرد و تا زمانیکه یک مرکز فرهنگی به اشغال سربازان روس درآمد.
ادامه مطلب ...