گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

گلستان اندیشه ایرانی

این وبلاگ معرفی ایران و یادداشت های علمی و پژوهشی در این راستا را هدف خود قرار داده است

فرصت گردشگری که مغفول مانده؛ تنها یک اثر از مجموعه بناهای میراثی تمیجان ثبت میراثی شده است


« تمیجان»  روزگاری مرکز حکومت سلاطین کیایی بود. اکنون اما، از آن همه رونق کیائیان، چند اثر تاریخی باقی مانده که تنها یک اثر پیش از انقلاب در فهرست بناهای تاریخی به ثبت رسیده است. دهکده تمیجان بر سر راه املش و یک فرسخی غرب رودسر قرار داردو بناهای تاریخی و نیمه ویران آن  از جمله «ضرابخانه شاه اسماعیل صفوی» نشان می دهد که روزی بسیار آبادان بوده است.

«تمیجان» بر اساس یادداشت های لوئی رابینو، کنسول انگلیس، نه روستای کوچک فعلی بلکه منطقه ای وسیع و مرکز حکومت رانکوه  بود و تا سال 1839 میلادی که لنگرود ضمیمه رانکوه شد؛ مرکزیت رانکوه  را داشت

 زلزله 890هجری و حمله سلطان «حسام الدین فومنی» در سالهای 908 و 910 و 914، عملا آبادانی تمیجان بزرگ را از بین برد. و با سقوط سلاطین کیایی در سال 1000 هجری(92-1591)، تمیجان  بزرگ رو به انحطاط رفت.

مسجد جامع تمیجان با مناره فروافتاده

یکی از بناهای تاریخی تمیجان که متاسفانه مورد بی مهری زیادی قرار گرفته، مسجد جامع تمیجان است. این مسجد دقیقا روبروی پل تاریخی تمیجان و  بر سر راه معروف شاه عباس- که در سراسر مازندران و گیلان کشیده بود-  قرار دارد.  مسجدی  تاریخی با معماری بومی و سقفی سفالین که دربهای جدیدش رو به آفتاب شرق گشوده می شود.

شادروان دکتر ستوده دوبار از بنای این مسجد دیدن نموده و هربار تغییرات بنا را گزارش داده است. به نوشته وی، بنای مسجد از آجر است. فیلیپائی که مقطع آن ستاره ای شکل است، در وسط بناست که سرکشی (حمالی) بر آن قرار دارد و واشانهای سقف بر دیوارهای دو طرف و این سرکش متکی است.

براساس یادداشت های ستوده، درب و پنجره های مسجد چوبین بوده ولی حالا آهن جای چوب را گرفته است. این پزوهشگر درباره کتیبه مسجد می نویسد: در این مسجد سنگ مرمری سفیدی به درازای 50 و پهنای 25سانتی متر است که این عبارات بر آن حک شده است: « لا اله الاالله محمد رسول الله علی ولی الله بتاریخ شهر ذیقعده الحرام سنه 1075 حاجی محمد صالح تیمجانی ولد حاجی خور توفیق ساختن حوض و لاکه و منار یافت یارب ذخیره روز موعودش گردان»

هم اینک اثری از  مناره و حوض نیست ولی ستوده دهه 40آثار مناره ها را گزارش داده است ولی تیرماه 1350که ستوده مجدد از بنا دیدار داشته، آثار مناره ها هم از بین رفته بود.

تاریخ کتیبه ثابت می کند که بنای اصلی مسجد بسیار قدیمی تر از مناره ها بوده است.

آثار بازار و ضرابخانه تمیجان

رسول علیزاده، یکی از اهالی تمیجان قدمت تمیجان را یادآور شده و می گوید:  پیرامون مسجد جامع بازار تمیجان بود که حالا اثری از آن نیست.

وی می افزاید: در دهکده تمیجان، در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول، ضرابخانه ای بنا شده بوده و بر اساس آنچه در منابع مکتوب آمده، سکه های این ضرابخانه هم تا امروز هست. خوشبختانه هنوز خرابه های  این ضرابخانه در مسیر رودخانه بزرگ پلرود در تمیجان موجود است ولی بر اثر رشد بیش از حد گیاهان بر خرابه ها تنها توسط اهالی قابل شناسایی است.

علیزاده به بقاع  و گورستانهای تمیجان اشاره دارد و می افزاید: بقعه معروف به« خانم آستانه» و بقعه معروف به دو برادران «سید مبین و سید معین» معماری سنتی گیلان را داراد و لازم است میراث فرهنگی برای جلوگیری از تخریب و دستکاری در معماری آن، این بقعه ها را در فهرست بناهای تاریخی کشور ثبت نماید.

علیزاده تمیجانی اشاره دارد که در گذشته های دور بازار تمیجان بسیار رونق داشته است. در همین زمینه سید ظهیرالدین مرعشی، نویسنده  کتاب «تاریخ گیلان و دیلمستان»  رونق بازار تمیجان را گزارش می دهد و می نویسد: بازار پررونق تمیجان به دست حاکم وقت  به« سرگرواب نو» منتقل می شود . اما به خاطر ناراحتی تمیجانی ها از این نقل و انتقال از سرزمین آباو اجدادی مجدد بازار به تمیجان منتقل می گردد.

نقاشی های مذهبی بقعه دوبرادران از بین رفت

 بقعه آقا سید معین و آقا سید مبین در امتداد  مسجد جامع تمیجان و بر سر راه فرعی رودسر قرار دارد.

به گفته ی یکی از اهالی تمیجان و به استناد شجره نامه موجود، این دو سادات  از پسران امام موسی کاظم(ع) بوده و در بین اهالی به دو برادران معروف هستند. اطراف بقعه  گورستان و درختان تنومند آزادی است که به گفته اهالی در هنگام تعریض جاده 12عدد از این درختان بلند  قطع شد در حالی که اداره راه می توانست مسیر جاده را در سوی دیگر تعریض داده و مانع از قطع این درختان کهنسال شود.

بنای بقعه قدیمی است و  همانند بسیاری از بقعه های گیلان از سه طرف ایوان وسیع دارد. سقف واشان کشی، و پل کوبی شده و سقف سراسر سفال است. صندوق مرقد چوبی و قدیمی است و بر بدنه آن نوعی مشبک کاری ساده صورت گرفته است.

بر اساس یادداشت های کتاب گیلان، دیوارهای داخلی بقعه  نقاشی های مذهبی داشته است ولی هم اکنون نقاشی ها با گچ پوشیده شده و این عدم توجه میراث فرهنگی را در ثبت چنین بنایی نشان می دهد. بر اساس کتاب مذکور یکی از قدیمی ترین سنگ قبرهای گورستان بقعه، تاریخ 1120ق /1708 میلادی را نشان می دهد. این تاریخ نشان می دهد بنای این بقعه می باید بسیار قدیمی تر از چیزی باشد که حالا رویت می شود. دورتا دور ایوان را اهالی با شیشه های بلند پوشانده اند و چوب های ایوان جای خود را به ستون های بنظر آهنی داده اند.

اما روستایی با این پیشینه تاریخی، تنها یک بنای ثبت شده میراثی دارد. پل آجری تمیجان در سال 54 توسط میراث فرهنگی وقت ثبت تاریخی شده است و پس از ان دیگر هیچ.

وعده ای برای ثبت بناهای میراثی و امید به تحقق آن

مسئول ثبت و حریم میراث فرهنگی گیلان در پاسخ به این سئوال که چرا با ثبت بناهای تاریخی تمیجان، مانع از دخل و تصرف در معماری بومی آن نمی شوید؛ می گوید:  تعدد بناها و پراکندگی آن در استان گیلان مانعی است که می توان به کمک مشارکت های مردمی در معرفی آثار مرتفع کرد.

سید مهدی میر صالحی با اشاره به بقعه دوبرادران تمیجان یادآور می شود: این بقعه با وجود مرمت های غیر اصولی همچنان دارای ویژگی های معماری بومی هست و می توان برای ثبت میراثی آن در فهرست بناهای کشور اقدام نمود.

وی درباره مسجد تاریخی تمیجان هم می گوید: متاسفانه مسجد تمیجان در دوره های مختلف دچار دستکاری های متعدد شده و اصالت معماری خود را تا حدودی از دست داده است.

میر صالحی وعده می دهد از بنای مسجد و بقعه  دیدار کرده و در صورت داران بودن شرایط  و ویژگی های معماری بومی، برای معرفی جهت ثبت در آثار فرهنگی کشور اقدام نماید.

مکث؛

تمیجان بزرگ روزگاری بسیار آبادان بوده است. بناهای تاریخی تمیجان تنها محدود به مسجد جامع، بقاعی با معماری بومی، ضرابخانه  و پل سید علی کیا نیست. براساس گزارش دوستداران فرهنگی و بناهای تاریخی، در حوالی رودخانه پُلُرود در تمیجان چند پل خشتی کوچکتر از پل بزرگ تمیجان وجود دارد. بی شک ثبت چنین بناهایی و معرفی یک مجموعه بنای تاریخی در تمیجان فرصت گردشگری مناسبی برای منطقه است که از دید مسئولان پوشیده مانده است.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 20/4/95

پوست و روده های اهدایی عید قربان، پایه های اولین مدرسه لنگرود را بنا نهاد



بعد از انقلاب مشروطه، نظام یادگیری از مکتب خانه ها به مدارس رفت. با احداث و قانون اجبار برای رفتن به مدرسه برای دختران و پسران، پس از سالهای 1304 خورشیدی، آموزش و پرورش کشور تحول اساسی یافت.

در گیلان، ابتدا مدارس در خانه های اسیتجاری تشکیل و به مرور مدارسی احداث شدند. تاریخچه آموزش و پرورش هر شهری ناگفته های زیادی دارد که مکتوب نشده، به سراغ یکی از محققین رفتیم که خود دانش آموخته اولین مدرسه لنگرود بود. محمد محمدی بندری، شاعر و پژوهشگر لنگرودی حرف های تازه ای درباره تاریخچه آموزش و پرورش لنگرود دارد.

-          اولین مدرسه لنگرود در چه سالی و چگونه ساخته شد؟

 اولین مدرسه در لنگرود که با کاربری مدرسه احداث شد، نامش «پوست و روده» بود. شاید از این نام تعجب کنید ولی چگونگی ساخت آن داستان جالبی دارد.

درزادگاه من  64 نفر انسان های خوش فکر و پولدار انجمنی تشکیل و پایه های لنگرود مترقی را بنیان نهادند. من عکس این افراد را هم دارم. بسیاری از کارهای نوین فرهنگی بدست آنها انجام شد.

زمانیکه رشت صاحب «انجمن امیدِّ ترقی» شد، در لنگرود هم ،  یک انجمن فرهنگی  تشکیل و برای اول بار بنیان آموزش و پرورش نوین گذاشته شد.

روزنامه «خیرالکلام»، افصح المتکلمین املشی در شماره 76 مورخ1327 قمری اشاره ای به خبر ساخت اولین مدرسه در لنگرود دارد. 13 شماره بعد از آن،  خیرالکلام گزارش می دهد که شخصی، به نام «مصباح السلطنه» مدرسه ای به نام «فتحیه»تاسیس کرده، پس فتحیه اولین مدرسه در لنگرود بود. بعد مدرسه «همت دانش» بوسیله «عبدالرحیم فرهنگی» بوجود آمد. وی جزو همان64 نفر بود. عبدالرحیم افتخاری در همین مدرسه درس می داد.

بعدا همت داشن تعطیل و بجای آن مدرسه «حشمتیه» تاسیس شد. مدارسی که نام بردم در خانه های استیجاری تشکیل شده بود. بعدها یکی از اعضای انجمن، از خانواده مرحوم مسیحا، زمینی تا مدرسه بسازند.

انجمن، جلسه ای برای ساخت مدرسه تشکیل داد. نزدیک عید قربان بود. بزرگان مجلس افرادی نظیر مرحوم امینی، دیلمی، هاشم لی و... تصمیم گرفتند، صبح روز قربان تقسیم شوند و بروند خانه مردمی و پوست و روده قربانی را بگیرند و برای ساخت مدرسه هزینه کنند.

-          شخصیت هایی مثل مرحوم امینی از متمکنین و البته خیرین لنگرود بودند، چرا دنبال جمع کردن پوست و روده  رفتند؟!

هر کدام  از این افراد، خودشان به تنهایی می توانستند چند مدرسه درست کنند. منتها می خواستند همه مردم در این حرکت فرهنگی سهیم باشند. به همین دلیل اولین مدرسه ساخته شده در لنگرود ؛ نامش «پوست و روده» بود. بعد از مدتی دیدند کلمه پوست و روده یک مقدار توی ذوق می زند، نام مدرسه را «داریوش» نامگذاری کردند.

-           خود شما هم در مدرسه پوست و روده درس خوانده اید؟

بله سال 1325خورشیدی. ابتدا تنها دبستان بود، بعدها دبیرستان هم شد من جزو سومین گروه دانش آموختگان دبیرستان بودم. همشاگردی من افرادی نظیر: ابراهیم شکیبایی و حسین درتاج  شعرای بزرگی هستند. نادر و مظفر بالایی هم از چهره های شناخته شده اند.

-          گویا عکس مدرسه پوست و روده و اعضای انجمن فرهنگی لنگرود را هم در اختیار دارید.

این عکس مربوط به یکی از مراسم هایی است که در مدرسه برگزار شده. حیاط مدرسه طاق نصرت زده اند و جمعیتی از دانش آموزان و بزرگان لنگرود نشسته اند. من چند سال پیش با آخرین بازمانده این عکس که «شعبانی» نام دارد صحبت کردم.

گویا آن روز مراسم جشن درختکاری بوده ، در تصویر هم می بینید دانش آموزان دارند درخت می کارند. در این عکس تمام رجال شهر در ردیف جلو نشسته اند. اکثر اعضای 64نفر انجمن ترقی هم هستند.

-          ظاهرا یکی از اعضای انجمن اصلا گیلانی نبود! و شما او را پدر فرهنگ شرق گیلانی معرفی می کنید.

 

آقای حبیبی در اصل اصفهانی بود. بواسطه ازدواج دخترش در لنگرود ماندگار شد. حبیبی، رییس فرهنگ لنگرود بود. دامادش دکتر «شمس الدین ابوالهدی» قبل از انقلاب یکی دوبار هم نماینده لنگرود در مجلس شد. حبیبی، در زمان نهضت جنگل «رییس کمیسر فرهنگی میرزا کوچک خان» هم بود و عکس او را هم با لباس جنگلیان  در اختیار دارم. حبیبی مدارس رودسر، رحیم آباد، کومله و املش  را هم بنیانگذاری کرد. به همین خاطر حبیبی را باید« پدر فرهنگ شرق گیلان» دانست.

-          سرنوشت مدرسه پوست و روده چه شد؟

 مساحت زمین اهدایی مسیحا خیلی زیاد بود. حتی من به یاددارم بیشتر حیاط مدرسه جنگل بود. بعدها بخش های زیادی از حیاط مدرسه در تصرف برخی دستگاه های دولتی درآمد. بخشی از حیاط را سپاه تملک کرد و ضلع شرقی هم باشگاه ورزشی شد.  بخشی،  هم توسط فرانسوی ها یک مدرسه پیش ساخته بزرگ شد که اکنون آموزش و پرورش لنگرود است.

-         یعنی بنای قدیمی که در این عکس می بینیم، از بین رفت!

مدرسه اولیه که در این عکس می بینید، هنوز سرجاش هست. منتها یک بار در آتش سوزی احتمالا سالهای 37  سوخت ولی مدرسه را  به همان شکل اولیه مرمت و بهسازی کردند. بنای قدیمی اولین مدرسه نوین لنگرود در گوشه حیاط «مدرسه بعث» هنوز موجود است.

 

-          اولین مدرسه دخترانه لنگرود چه زمانی ساخته شد؟

سال دقیقش را حضو ر ذهن ندارم، اولین مدرسه «دارالمعلمین نسوان» نام داشت و «عزت السلطنه رصدی» مدیرش بود؛ زنی خلاق و مبتکر که خیلی زود رئیس دارالمعلمین گیلان شد. این خانم تا بعد از انقلاب  هم زنده بود. دخترش در لنگرود زنده است و اخیرا دیدم در رسانه ها به عنوان مسن ترین بانوی کتاب خوان گیلان معرفی شده است.

مکان اولین مدرسه دخترانه لنگرود اجاره ای بود و بعدها به «عفت» تغییر نام داد. این مدرسه هنوز در کوچه ای به همین نام و روبروی بیمارستان امینی موجود است.

-          و آخرین سخن؛

می خواهم از شخصی یاد کنم که به فرهنگ لنگرود خیلی خدمت کرد؛ «محمد شریعت محرری» سالها رئیس «فرهنگ و اوقاف و صنایع مستظرفه» بود . مدتی هم مدیر عامل جمعیت هلال احمر لنگرود بود و مدیریت شایسته ای داشت. وی یادداشت هایی در مورد تاریخچه آموزش و پرورش لنگرود و همچنین بهداری های لنگرود دارد که در اختیار بنده است. وی نام تک تک روسای آموزش و پرورش منطقه را با ذکر سال و سنوات  و مهمترین خدمت فرهنگی نوشته است.

شریعت  سال 1332، که کودتا شد، رئیس فرهنگ بود. در آن سالها معلم هایی با گرایش های چپ زندانی یا فراری شدند.آن زمان لنگرود یک دبیرستان داریوش 5کلاسه پسرانه و یک دبیرستان 3کلاسه دخترانه عفت داشت وبه دلیل نداشتن دبیر، دستور تعطیلی دبیرستانها صادر شد.

شریعت مقاومت کرد و نگذاشت دبیرستانها تعطیل شود. یادم هست از تمام پزشکان خواست تا داوطلبانه در مدارس درس بدهند؛ دکتر مظفری و دکتر طلوعی از جمله این پزشکان بودند. خود محرر هم داوطلبانه درس می داد.

 

کتابخانه شخصی محمد بندری افزون بر 12هزار جلد کتاب داشت که متاسفانه نیمی از آن  در اثر  آتش سوزی که در منزلش رخ داد، نابود شد.  بخش های زیادی از کتابی که وی درمورد تاریخ لنگرود نوشته بود؛ از بین رفت.  آرزوی سلامتی و طول عمر برای این شاعر بومی داریم تا  بتواند دوباره از نو یادداشت هایش را  مرتب و تاریخ لنگرود را منتشر نماید.

 

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی

19/4/95

تجمع رسوبات رودخانه و رشد گیاهان در پل خشتی سلاطین کیایی؛ قدیمی ترین پل خشتی گیلان در تمیجان مهجور و ناشناخته است


در یکی از روستاهای شهرستان رودسر، پل خشتی قرار دارد که قدمت آن به پیش از صفویه می رسد و یادگار حکوت سلاطین کیایی است. عرض شش متری این پل خشتی به اندازه ای است که هم اکنون یک خودرو به راحتی می تواند از روی پل عبور نماید. با اینکه پل تاریخی «تمیجان» در هشتم آذرماه سال 1354خورشیدی و به شماره 1125 در فهرست بناهای میراثی کشور به ثبت رسیده است؛ ولی برای بسیاری از گیلانیها هم ناشناخته است.

برای دیدن این پل می باید جاده قدیم املش- رودسر را طی کنید. متاسفانه هیچ تابلوی معرفی برای این اثر تاریخی با ارزش در کنار جاده وجود ندارد.  بعد از مشاهده تابلوی روستای «لگموج» به سمت لگموج و «کهنه گوراب» بروید. جاده این روستاها در امتداد رودخانه بزرگ منطقه قرار دارد.

این پل خشتی بزرگ و چند پل خشتی کوچک در همان حوالی بر روی رودخانه «پلورود» قرار دارد. پلورود یا به تلفظ فعلی «پلرود» از رودخانه های اصلی و پر آب گیلان بعد از سفید رود است که از کوهستانهای اشکورات جاری و در اراضی هموار بخش رحیم آباد رودسر عبور کرده و به دریای کاسپین می ریزد.

پل خشتی که در سال 1354ثبت ملی شد

«پل خشتی تمیجان» از جمله بناهایی است که پیش از انقلاب در فهرست بناهای میراثی کشور ثبت شده است. بر اساس پرونده ثبتی این پل، اداره فرهنگ و هنر گیلان، از سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی ایران می خواهد تا وضعیت این پل را بررسی و گزارش نماید. « نادر ناصرالمعمار» در بیستم آبان ماه 1353  از پل «تمی جان» بازدید نموده و گزارش خود را همراه عکس و پلان معماری پل به سازمان حفاظت از آثار باستانی وقت کشور ارائه می دهد.

بر اساس گزارش «ناصرالمعمار» این پل در شش کیلومتری جنوب غربی رودسر واقع شده است.  طول پل 60متر و عرض آن 5متر می باشد و بلندی دهانه اول از سطح آب 620 سانتی متر  و بلندی دهانه دوم که مقداری از کف آن از گل پر شده است، 450 سانتی متر و  و دهانه سوم 380سانتی متر است.

بر اساس این گزارش بدنه و پایه های پل آجری و کف آن سنگفرش می باشد و پل راه ارتباطی چند روستا بوده است. براساس یادداشت های «ناصرالمعمار»، بدنه های شمالی و جنوبی پل دارای تزیینات آجری زیبایی است، از فضای زیر پل یک اطاقک ساخته اند که به دو محفظه خالی دیگر راه دارد و به نوبه خود دارای اهمیت و زیبایی خاصی است. طاق این اطاقک با ظرافت  و مهارت بی نظیری ساخته شده است.

رسوبات رودخانه4دهنه پل را مسدود کرده است

این پل، 3دهنه اصلی و 2دهنه کوچک دارد. در حال حاضر به دلیل کم شدن حجم آب رودخانه، تنها از یک دهنه  بزرگ شاهد آب دهی هستیم. بخشی از دهنه بزرگ دیگر با رسوبات پر شده و بقیه دهنه ها نیز با رسوبات رودخانه کاملا مسدود شده اند و بر روی رسوبات، گیاهان زیادی رشد کرده و قطعا همین امر موجب سستی این پل تاریخی می شود.

زیبایی این پل در انبوهی از درختان قد کشیده در بستر رودخانه پنهان مانده و  انباشت رسوبات رودخانه، فرصتی برای اهالی فراهم آورده که در حریم یک اثر تاریخی برای خود مزرعه بسازند. با مسدود شدن حریم دو سوی پل، بازدیدکنندگان تنها می توانند سنگهای صیقلی بستر  و جانپناه پل را ببینند.

قدمت پل تمیجان را به شاه عباس اول نسبت می دهند

ناصرالمعمار در گزارش ثبتی پل،  احتمال داده بنای پل مربوط به اوائل حکومت صفویه و یا پیش از آن باشد.

دکتر منوچهر ستوده، دهه 40پل تمیجان را مشاهده کرده و  بنای آن را به شاه عباس صفوی (شاه عباس اول) نسبت می دهد و می نویسد: « این پل بر سر راهی است که شاه عباس در سراسر مازندران و گیلان کشیده بود و به اردبیل متصل می شد» به گفته وی آبادانی دهکده تمیجان، مربوط به سالهای 820 هجری قمری است که به دست «سید محمد کیا» شروع شده است.

از یادداشت های لوئی رابینو، کنسول انگلیس در رشت می توان فهمید که تمیجان که به گفته رابینو، «تیمجان» هم نامیده می شده، نه روستای کوچک فعلی بلکه منطقه ای وسیع و مرکز حکومت رانکوه  بود. در سال 1839 میلادی که لنگرود ضمیمه رانکوه شد؛ مرکزیت رانکوه به لنگرود منتقل گردید و از آن زمان تمیجان شکوه گذشته خود را از دست داد. البته ویرانی تمیجان در زلزله 890هجری و ویرانی رانکوه در اثر حمله سلطان «حسام الدین فومنی» در سالهای 908 و 910 و 914، عملا آبادانی تمیجان بزرگ از بین رفت و با سقوط سلاطین کیایی در سال 1000 هجری(92-1591)، تمیجان رو به انحطاط رفت.

میرزا علی کیا، سازنده پل تمیجان و پیش از سلسله صفوی است

اما یکی از پژوهشگران تاریخ سلاطین کیایی عقیده دارد این پل نه در زمان صفویه و شاه عباس بلکه  پیش از آن و در زمان «میرزا علی کیا» احداث شده است. محمد تقی پور احمد جکتاجی، یکی از مترجمین کتاب «فرمانروایان گیلان» درباره موقعیت تمیجان دردوره سلاطین کیایی می گوید: پل تمیجان مربوط به پیش از صفویه و از آثار دوره سلاطین کیایی است.  وقتی شاه عباس کبیر بر مسند قدرت نشست، عملا کیاییان سقوط کرده بودند.

وی می افزاید: «میرزا علی کیا» از مقتدرترین سلاطین کیایی است که حوزه حکومتی خود را تا ری و تهران هم گسترش داد. در زمان حکومت وی شاهد عمران و آبادانی زیادی در منطقه هستیم. وی مالیات های موسوم به «زنه زر» و «مورده شورانه» را لغو کرد و پل تاریخی تمیجان احتمال قریب به یقین از آثار دوره «میرزا علی کیا»ست. محدوده این پل ، مرکز آبادانی تمیجان بزرگ  و مرکز حکومت رانکوه بود که حالا ما تنها به نام یک روستای کوچک می شناسیم.

مدیر مسئول دوماهنامه گیله وا خاطر نشان می سازد: سلطان محمد کیا در روز آخر ربیع الاول سال 883 هجری قمری(1477 میلادی)درگذشت و پسر بزرگش «میرزا علی» جانشین وی شد. در حالیکه سلسله صفویه 907قمری رسما اعلام موجودیت نمود.

تصویری که دکتر ستوده در دهه 40 از این پل خشتی ارائه داده، رشد بیش از حد گیاهان بر بدنه پل را در همان زمان هم نشان می دهد. ولی با توجه به پر شدن دهنه های پل از رسوبات رودخانه ای و همچنین تخریب بخشی از جان پناه ضلع جنوبی پل، بازبینی و مرمت قدیمی ترین پل تاریخی گیلان،تمیز کردن حریم پل از عوامل زیان آور گیاهی ضروری است. به دلیل اینکه برای پل، حریم حفاظتی تعریف نشده، ساکنان تمیجان حریم پل را تبدیل به مزرعه کرده اند. مزرعه ای که نشان می دهد بر اثر پرشدن رسوبات رودخانه ایجاد شده، نه اینکه ملک خصوصی باشد.

فاطمه اسماعیل پور، کارشناس ثبت و حریم سازمان میراث فرهنگی کمبود اعتبار برای مرمت بناهای تاریخی را یادآور می شود و می افزاید: به دلیل پراکندگی و تعدد بناهای ثبت شده میراثی امکان، تخصیص اعتبار برای بازبینی های دوره ای وجود ندارد و در این راستا دهیاری ها و بخشداری های می باید میراث را یاری داده و در حفاظت از بناهای ثبت شده محدوده خود همت نمایند.

وی می افزاید: میراث فرهنگی در اوایل دهه 80  نسبت به مرمت این پل اقدام نموده است. ولی با این حال تلاش می شود در اسراع وقت بازدید این پل در دستور کار قرار گیرد.

مکث؛

به دلیل رطوبت، بناهای میراثی گیلان به ندرت از دوره قاجار عقب تر می رود. این پل میراث بجا مانده پیش از دوره صفویه است و بنابراین بیش از اینها می باید مورد توجه قرار گیرد. بی تردید تعیین محدوده میراثی برای قدیمی ترین پل تاریخی گیلان و پاک کردن بستر پل از رسوبات رودخانه خیلی سریع باید در دستور کار میراث فرهنگی و یا مقامات مسئول محلی قرار گیرد وگرنه شاهد تخریب پل تاریخی تمیجان خواهیم بود.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 10/5/95

تاریخ بازدید دوشنبه7/4/95

سرو هرزویل استوار و مهجور؛ لزوم توجه مدیران به حفظ آثار ملی


ابر سروی در استان گیلان است که به روایتی1000سال و به روایتی 3000سال است نفس می کشد. خیلی ها به دیدنش رفته اند. از ناصرالدین شاه  قاجار گرفته (1250ش) تا نیکتین، کنسول روس (1300ش) . شاه قاجار در سفرنامه ی فرنگش آورده که در زیر  این درخت غول پیکر عصرانه خورده و موزیسین هایی -که لای شاخ و برگ های درخت مخفی شده بودند-  برایش موسیقی نواخته اند.

سرو زردشت یا ابردرخت هرزویل

با اینکه سرو روستای هرزویل در منجیل 16سال زودتر از سرو ابرکوه یزد در فهرست آثار طبیعی کشور ثبت شده ؛ ولی برای بسیاری از گیلانیها هم ناشناخته است.

این سرو در مسیر خیل مسافرانی است که به دیدن طبیعت گیلان می آیند ولی  بیشتر مسافران منجیل از توربین های توربین های بادی و سد سفید رود عبور کرده و کمتر به دیدن ابرسرو هرزویل می روند.

با اینکه درخت را در حصارهای فلزی محبوس کرده اند؛ ولی تنومندی و قطوری اش را می توان از پشت حصار ها دریافت.

یکی از مسافران بازدید کننده، اطلاعات اندکی در مورد این درخت در فضای مجازی خوانده و حالا به قصد دیدن این درخت، مسیر پادگان منجیل را به سمت روستای کوهستانی هرزویل کج کرده است.

علی خرسندی درباره عظمت این درخت می گوید: دیدن این درخت مرا به یاد سرو معروف زردشت انداخت که در کاشمر کاشته بود و بعدها به دستور خلیفه بغداد  قطع شد. نوشته اند،  تا سالها حمام های بغداد را با هیزم آن گرم می کردند.

وی می افزاید: وقتی این مطالب را در تاریخ بیهق ابن فندوق خواندم برایم بنظر افسانه بود؛ ولی دیدن این درخت نشان می دهد چنین درختانی وجود داشته اند.

تندبادهای منجیل به سرو هرزویل آسیب نرسانده

سمانه خمسه از زنجان برای دیدن سرو هرزویل آمده است. استواری این درخت او را شگفت زده کرده و می گوید: در مسیر راه منجیل به هرزویل چناهاری تنومندی دیدم که در اثر بادهای منجیل کج شده اند برایم عجیب است که این درخت در طی این سالها، اصلا خم نشده است.

پارچه هایی که به نیت حاجت خواهی به شاخه های این درخت بسته شده، در بادهای عصرگاهی منجیل به این سو و آن سو تاب می خورد و بیننده را به یاد افسانه درخت گیسو می اندازد.

درخت نذر کرده و مقدس

یکی از اهالی هرزویل که در نزدیکی این درخت مغازه دارد؛ در این باره می گوید: از قدیم سرو هرزویل برای مردم منطقه قداست داشت، مردم به نیت حاجت خواهی به شاخه های درخت پارچه های سبز می بستند و یا داخل شکاف های  تنه و شاخه های درخت سکه فرو می کردند.

وی می افزاید: از وقتی محیط زیست دو تا دور درخت را حصار کشیده، مردم کمتر به شاخه ها دسترسی دارند و به فنس های فلزی نخ می بندند.

در سالهای اخیر اطراف این ابر درخت، واحدهای مسکونی زیادی ساخته شده است . این روند بخصوص بعد از زلزله سال 69منجیل شدت بیشتری گرفت. به گفته یکی از اهالی هرزویل، در زلزله بافت قدیم هرزویل به شدت تخریب شد و اهالی برای سکونت به بخش های بالاتر و نزدیک چشمه و درخت مهاجرت کردند.

حالا هرزویل جدید در جایی ساخته شد که قبلا  باغهای زیتون و گردو بود. ساخت و ساز جدید در حریم درختی که ثبت ملی شده است، ممکن است به این اثر طبیعی آسیب بزند. نفوذ سیمان  و پس آب منازل مسکونی به ریشه های درخت ، مهمترین نگرانی دوستداران این درخت است.

ایجاد محدودیت های حفاظتی برای ابرسرو

بهروز آژند، مدیر محیط زیست شهرستان رودبار درباره این اثر طبیعی ملی می گوید:  سرو کهنسال هرزویل، یکی از یادگاران طبیعی استان گیلان است که در 30شهریور سال 1366 از سوی شورای عالی محیط زیست به عنوان اثر ملی به ثبت رسیده است.

با اینکه تابلوی نصب شده در نزدیک درخت به بازدیدکنندگان یادآور می شود که سن درخت 3000ساله است، اما مدیر محیط زیست رودبار سن درخت را 1000 سال عنوان می کند و در این باره توضیح می دهد: کارشناسان محیط زیست در سال 1366 به  وسیله دستگاه مخصوصی سن درخت هرزویل را 1000سال تخمین زده اند. همچنین ارتفاع این درخت 30متر و قطر تنه آن 40/4 متر می باشد.

آژند در پاسخ به این سئوال که برای حفاظت از این درخت با توجه به ساخت و سازهای حریم  محیط زیست چه تدابیری دارد، خاطر نشان می سازد: اطراف درخت  فنس کشی شده و برای اطراف درخت با محیط 06/0 هکتار محدوده حفاظتی درنظر گرفته شده است و یکی از محیط بانان منطقه مرتب وضعیت درخت را رصد کرده و اجازه آسیب رساندن به درخت را نمی دهد.

ظرف سه سال اخیر، در اطراف این درخت بخصوص در محدوده خیابانی که بنام سرو نامگذاری شده، ساخت و سازهای زیادی صورت گرفته است.  با اینکه سرو هرزویل در مرتفع ترین نقطه هرزویل است؛ اما ارتفاع بناهای جدید مانع از دید کامل درخت می شود. آژند پرسش ما را در ایجاد محدودیت های ساخت و ساز در اطراف درخت، را  بی پاسخ می گذارد و تنها یادآور شد؛ زمین های اطراف جزو املاک شخصی است و عملا شورا و شهردار می باید چنین محدودیت هایی را اعمال نمایند.

تنها معرفیِ این درخت در مسیر مسافران، تابلوی رنگ و رو رفته ای است که در سمت راست جاده ورودی منجیل نصب شده. ابعاد آن به اندازه ای نیست که معرف سرو غول پیکر باشد. مدیر محیط زیست شهرستان رودبار، می گوید؛  اداره راه شهرستان محدودیت های ابعاد برای نصب تابلو درنظر گرفته است. او معتقد است سرو هرزویل آنقدر معروف هست که بی تابلو هم مردم به دیدنش بروند!

4کیلو سکه داخل شکاف های درخت

کیانوش تقویمی پور، محیط بان حافظ سرو هرزویل در باره حفاظت از این درخت می گوید:  تاچند سال پیش مهمترین نگرانی ما نوشتن یادگاری، فروکردن اشیاء تیز به تنه درخت و روشن کردن آتش زیر سرو بود  ، خوشبختانه با پیگیری های مکرر محیط زیست  اطراف درخت فنس کشی شد.

وی با اشاره به اعتقادات  مردم به این درخت می گوید: اهالی برای درخت نذر می کردند و سکه های فلزی داخل شکاف فرو می کردند. مدتی پیش و پس از چند ماه تلاش به کمک یکی از همیاران محیط زیست، حدود 4کیلو سکه از تنه درخت خارج کردیم و هنوز هم این سکه ها موجود است.

وی به کم کاری شهرداری و شورای هرزویل در مورد معرفی و حفاظت از این درخت می گوید: قبلا شهرداری تمام اطراف تنه درخت را بتن سیمانی کرده بود و محیط زیست  تلاش زیادی کرد تا تمامی بتن های سیمانی را از حریم درخت بردارد.

این محیط بان به سرکشی مداوم به این درخت اشاره می کند و می افزاید: شخصا آبیاری و مبارزه با آفات این درخت را برعهده دارم و اجازه نمی دهم شاخه های درخت دچار شکستگی و آسیب توسط دیگران شود.

وی همچنین در مورد سرریز پس آب خانگی در رودخانه نزدیک درخت می گوید:  قبلا پس آب خانگی داخل رودخانه نزدیک درخت می ریخت ولی در حال حاضر مشکل فاضلاب نداریم زیرا پس آب منازل لوله کشی شده و داخل رودخانه نمی ریزد.

تقویمی توضیح می دهد: قانونا محیط زیست نمی تواند محدودیت های بیشتر برای این درخت ایجاد نماید. بارها از شهردار و شورای هرزویل خواسته ام تا با نصب تابلوهایی در مسیر دسترسی، هم این درخت را بیشتر معرفی نمایند و هم با دریافت ورودی برای منطقه درآمدزایی نمایند ولی تاکنون اقدامی نشده است.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 20/4/95

 

معدن زغال سنگ سنگرود؛ چشم به راه بخش خصوصی پاکده 7نقطه آبی مسدود شده در زلزله منجیل دارد ولی از کمبود آب رنج می برد


روستای «پاکده» از جمله، دورترین روستاهای جنوبی استان گیلان است. جمعیتش بعد از زلزله منجیل و تعطیلی معدن ذغال سنگ سنگرود، به یک سوم کاهش یافت و  حالا بیشتر روستاییان بخش جیرنده مهاجرت کرده و تنها در تابستان و تعطیلات به دیدار سالمندان ساکن روستا می روند.  مهمترین مشکل روستا وضعیت اشتغال است که بعد از تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود (در نزدیکی پاکده)،  حادتر شد. کمبود آب شرب و آب کشاورزی و فقدان گاز شهری نیز از دیگر مشکلا روستاست.

نیمه شب 31 خرداد  سال1369 ، خشم زمین یکباره تعداد زیادی انسان را در دل زمین فرو برد. مرکز زلزله «جیرنده» گزارش شد. جیرنده و روستاهای اطراف آن بعد از زلزله منجیل جمعیتش به یک سوم کاهش یافت.

خشک شدن رودخانه پاکده بعد از زلزله 69منجیل

بعد از زلزله، رودخانه پاکده -که آب کشاورزی منطقه را تامین می کرد- یکمرتبه خشک شد. با مختل شد تولیدات کشاورزی منطقه، به دلیل کمبود آب، عملا  روستاهایی که تولید کننده بودند، به عنوان جمعیت مصرف کننده در حاشیه دیگر استانها  و شهرها ساکن شدند.

 هم اینک آب شرب روستای پاکده با حفر یک حلقه چاه نیمه عمیق تامین می شود که یک سالی است، آب دهی آن به شدت کاهش یافته و کفاف منطقه را نمی دهد. کمبود آب شرب و کشاورزی، عمده ترین شکایت اهالی روستاست بطوریکه همین مشکل موجب شده در سالهای اخیر جمعیت 350خانواری روستا  به 200خانوار کاهش یابد. با اینکه پاکده، تنها سه کیلومتر تا شهر جیرنده فاصله دارد، اما هنوز فاقد گاز شهری است که خط لوله آن به جیرنده رسیده است.

کمبود آب و تعطیلی کشاورزی منطقه

روستای پاکده بر روی تپه ای واقع شده است که از سه جهت به دره های عمیق منتهی می شود.  در بستر این دره ها می توان آثار  مسیر رودخانه  و جویبارهایی را دید که حالا خشک شده اند. هر جا شیب زمین کمتر است، گندم دیم زیر آفتاب ظهر می درخشد. در روستاهای شهر لوشان که معروف به شهر آفتاب است- گندم های دیم زودتر از موعد به بار نشسته است.  ولی وضعیت توپوگرافی زمین در این محدوده موجب شده کشتِ زمین همچنان سنتی بماند. ضمن اینکه کمبود آب کشاورزی، امکان توسعه کشت مکانیزه را نمی دهد. حالا می توان کشاورزان منطقه را دید که در زیر آفتاب سوزان،  با «داس»  گندم ها را چیده و دسته دسته بر روی بام های پلکانی روستا خرمن کرده اند.

با اینکه فاصله پاکده تا مرکز شهرستان یعنی لوشان، 35کیلومتر است، اما جاده این مسیر بسیار ناهموار است و مشخص نیست آخرین بار چه زمانی روکش آسفالت شده است.

به گفته برخی اهالی اول بار در حدود 35 سال پیش، فرد خیری از اهالی روستا به نام آقای «جوانبخت»، راه شوسه مانندی به کمک اهالی منطقه  ایجاد نموده است.

کارگران معدن سنگرود به دیگر استانها واگذار شدند

در نزدیکی پاکده، یک معدن زغال سنگ هم بوده که مهمترین اشتغال منطقه را فرآهم می کرد. ولی با تعطیل شدن معدن از سال گذشته، 300کارگر این معدن، به معادن دیگر استانها واگذار شده و 108 کارگر دیگر معدن نیز با بیمه بیکاری گذران عمر می کنند.

بر سر راه آسفالته، زنان کشاورز  اندک محصولات باغی خود را برای عرضه بفروش گذاشته اند. «گل لطیفی» بانوی 75ساله ای است که گیلاس های حیاطش را برای مسافران گذری  لب جاده چیده است، محصولش زیاد نیست ولی تمنای خرید دارد.  گل بانو با لباس محلی منطقه و به  زبان شیرین تاتی که یادگار قدیمی ترین زبان های باستانی ایران است- توضیح می دهد که زمستان سخت درفک و برف و بوران اوایل بهار ، بیشتر صیفی جات محله را نابود کرده است و به دلیل کمبود آب، میوه های درختی هم زیاد بار نداده است.

« زهرا قضایی» نیز عمده ترین مشکل روستا را  اشتغال و فقدان آب کشاورزی توصیف می کند و می گوید: پاکده و روستاهای اطراف به نوعی جمعیت ییلاق و قشلاق دارند. بیشتر مردها و جوانان برای جستن کار به دیگر استانها رفته اند و بیشتر  جوان ها به  استان قزوین  و مازندارن مهاجرت کرده اند.

آب شرب منطقه کفاف جمعیت باقی مانده را هم نمی دهد

وی ادامه می دهد: کارگران معدن به استانهای دیگر رفته  و برخی که خانواده ای خود را همراه نبرده اند، هر 15 روز یکبار برای دیدن خانواده به پاکده می آیند.

«علی وحیدی»، یکی از کارگرنی است که در مازندارن شاغل است و تنها در تعطیلات می تواند به زادگاهش بر گردد. او می گوید: منبع و پمپ آب روستا در اثر کمبود آب تنها نیم ساعت در روز کار می کند و بیشتر روز اهالی با فقدان آب دست و پنجه نرم می کنند.

وی مغازه توزیع کپسول گاز را نشان داده و می افزاید: با اینکه لوله گاز شهری تا جیرنده آمده و فاصله پاکده تا جیرنده تنها سه کیلومتر است، ولی هنوز پاکده از گاز شهری بی بهره است.

وحیدی تصریح می کند: سوخت مصرفی روستا نفت است و شرکت نفت آن را سهمیه بندی کرده ولی به ازای سهمیه هر خانوار نیز توان سوخت رسانی ندارد.

بیشترین درختان باغی منطقه، قبل از زلزله گردو بوده که به گفته اهالی بعد از خشک شدن  رودخانه پاکده از بین رفته است. زیتون محصول دیگری است که در سالهای اخیر آفت به جانشان افتاده است. تنها درآمد فعلی ماندگان در روستا، گله داری در ییلاقات است که از عهده سالمندان مانده در روستا برنمی آید. با تعطیلی شرکتی که در آن محدوده آب معدنی تولید می کرد، حالا جمعیت جوانان جویای کار عمارلو ، در دیگر استانهابه دنبال قوتی می گردند.

درصورت واگذاری معدن به بخش خصوصی جمعیت مهاجر بازمی گردد

رضا سمیع پور، دهیار پاکده در گفتگو با همشهری، مهمترین چالش منطقه را تعطیلی معدن زغال سنگ سنگرود و فقدان آب کشاورزی توضیح می دهد و می گوید: با حل این دو معضل، جمعیت مهاجر به روستا بازمی گردد.

وی می افزاید: معدن سنگرود سال 82 حدود 19ماه تعطیل شد. استاندار وقت با دولتی نمودن معدن مجدد آن را احیا نمود ولی ارزیابی های دولتی نشان می دهد این معدن نه تنها سوددهی نداشته بلکه دولت از سال 85به این سو بیش از 73میلیارد تومان برای سرپا نگه داشتن معدن به آن تزریق مالی داشته است.

معدن سنگرود توان زیادی برای استخراج دارد

وی مدیریت غلط و عدم ارائه اطلاعات درست را مهمترین عامل تعطیلی معدن از سال 94 به این سو می داند و یادآور می شود: با اینکه مدیریت دولتی اعلام نموده معدن توان تولید ندارد، یک مهندس معدن که خود قبلا در سنگرود کار می کرده، اخیرا وضعیت معدن را بررسی نموده  و با قاطعیت اعلام کرده که دو فاز غربی و شرقی معدن سنگرود توان استخراج زغال سنگ برای سه نشل را دارد و اطلاعات مدیریت وقت معدن مبنی بر تمام شدن زغال سنگ اشتباه می باشد.

سمیعی از تلاش مسئولان محلی برای واگذاری معدن به بخش خصوصی خبر می دهد و می گوید: اخیرا یک ایرانی مقیم آلمان بدین منظور اعلام آمادگی کرده است و امیدواریم استاندار و نماینده مردم در مجلس  همکاری نموده و در رفع موانع اداری و قانونی تلاش نمایند.

اندکی اعتبار دیواره سنگی نقطه آبی را باز خواهد کرد

دهیار پاکده همچنین می گوید: روستای پاکده، برخلاف روستاهای خورگام و رحمت آباد، 7نقطه آبی زیرزمینی دارد و در صورتی که منابع مالی تامین می شود می توان یکی از نقاط آبی را که بعد از زلزله مسدود شده، مجدد احیا نمود.

وی یادآور می شود تنها با برداشتن دیواره سنگی 10متری یکی از نقاط آبی باز و می توان کشاورزی منطقه را احیا نمود.

تهیه و تنظیم: مهری شیرمحمدی 30/3/95

 بازدید از پاکده:15/3/95