داستان ماهی بزرگ
سهشنبه 29 اردیبهشت 1394 11:49
داستان ماهی بزرگ- قصه های پالیز روزی روزگاری خانواده ای در کلبه ی کوچکی زندگی می کردند. آنها یک پسر هم داشتند. پسر کوچولو همیشه به جنگل می رفت و بازی می کرد. یک روز پسر کوچولو رفت کنار برکه تا ماهی بگیرد. او یک ماهی بزرگ گرفت . اندازه ی آن ماهی آنقدر بزرگ بود که همه ی خانواده توانستند آن را بخوردند. قصه های دخترم...