-
گرمای تابستان را به خنکای آبشار خاله نسا بسپارید
دوشنبه 2 شهریور 1394 10:00
منطقه سیاهمزگی، یکی از مناطق حفاظت شده در استان گیلان است. زیبایی طبیعت این منطقه در تابستان دو چندان می شود. دو آبشار ؛ خرمکش و آبشار خاله نسا در این محدوده بسیار دیدنی است و تابستان هرسال مسافران زیادی را به سمت خود جذب می کند. هوای خنک کوهستان و خنکای آبشار ، تحمل بالارفتن از کوه را آسانتر می کند. برخلاف آبشار...
-
لذت افطار با رشته خوشکارِ اصل طاهر گورابی
شنبه 20 تیر 1394 13:40
حاصل رنج کشاورزان گیلان، چه شیرین بر سفره ی افطار می نشیند. گاه نان لاکو و گاه شیرینتر چون رشته خوشکار. دمی تنها رشته است و دمی پرملاط چون خوشکار. رشته اش حاصل آرد برنج و آب و خشکارش بارِ درخت گردو. این روزها اگر به گیلان بیایی، در هر محله عطر رشته خوشکار، پیچیده. چه بسیار فست فودهایی که بساطشان را جمع کرده اند و به...
-
آکواریوم بوستان ملت، از خالی ماهی است
شنبه 13 تیر 1394 13:46
دست آورد شورای اول را به بخش خصوصی واگذار کنید سه راهی کارخانه کانادا درای، باغ متروک و بلا استفاده ی قاسم در بلوار شهید انصاری . سه دهه پیش باغ قاسم محل تجمع افراد ناباب و معتاد شده بود. اما حالا این باغ متروکه و نا امن، یکی از بهترین بوستان های رشت است. بوستانی با نماد یک خانه کاملا سنتی گیلان در ورودی و کمپینگ...
-
یادمانی برای مرد راه آزادی – دکتر حشمت طالقانی
چهارشنبه 10 تیر 1394 13:13
یادمانی برای مرد راه آزادی – دکتر حشمت طالقانی عقربه های ساعت، به 5عصر نزدیک می شود . اراضی قُرق کارگزار مملو از جمعیت است. ابراهیم آخرین نسیم دل انگیز اردیبهشت را بر تن و پای مجروح خود حس می کرد. خونِ زخمِ پاهایش جابجا خشکیده بود. سفر دور و درازش از تنکابن تا رشت حسابی خسته اش کرده بود. پاهای خون آلودش را نگریست....
-
الهه های باروری- دیدنیهای اراک- حمام چهار فصل
دوشنبه 1 تیر 1394 14:12
وقتی پدران ما به شکار می رفتند، مادران ما در اطراف غارهایی که در آن ساکن بودند پرسه می زدند و آرام آرم متوجه رویش دانه هایی شدند که هرسال انبوه تر از گذشته رشد می کرد. مادران ما به سرعت دریافتند که چگونه می توان دانه های خوراکی را کاشت و برای مواقع بی غذایی ذخیره کرد. همان ها هم بودند که برای نگهداری دانه ها نیازمند...
-
چئون- دیدنیهای استان گیلان
شنبه 30 خرداد 1394 11:38
محیط زیست استان گیلان هرچند مانند همه استانها در این سالها زخم های فراوانی دیده اما زیبایی های طبیعی اعم از گیاهی و جانوری در این استان هنوز جاذبه های زیادی دارد. یکی از انها تصویر مرغ ماهی خواری است که همانند لک لک بوده و در زبان محلی شرق گیلان به آن چئون می گویند. این پرنده زیبا در یک روز بارانی نزدیک پل خمام به رشت...
-
خانه اولین شهردار رشت، میرزا خلیل رفیع -دیدنیهای گیلان-رشت
سهشنبه 26 خرداد 1394 13:32
میدان سید کلاب یا صیقلان امروزی، در بافت مرکزی و قدیمی شهرباران قرار گرفته است. هنوز سقف های سفالی در کوچه پس کوچه های اطراف میدان و محلات قدیمی منتهی به آن خودنمایی می کند. هرچند که آپارتمان هایی با حلب های رنگارنگ در گوشه و کنار برخی از این خانه های قدیمی قدعلم کرده اند؛ اما هنوز انجیرهای روییده بر سفال خانه های...
-
شکوه زن لیلا کوه؛ دستی بر خمیر، پایی در شالیزار-دیدنیهای گیلان/لنگرود
پنجشنبه 21 خرداد 1394 07:37
از باغهای چای، عطر نان خُلفه می آید لیلا کوه تا یک دهه پیش طبیعت بکری داشت؛ آشنای کوهنوردان و محلی هایی که باغات چایشان در سینه کش کوه بود. چند کارخانه چای که در مسیر راه فرسوده شده اند و برخی دیگر هنوز ماشین های چای خشک کنیشان گرما دارد. چند سالی است مسیر لیلاکوه تا ملاط و پرشکوه منطقه توریستی و تفریحی شده است....
-
عمارتی باشکوه که نفس های آخر را می کشد.- دیدنیهای گیلان /لنگرود
چهارشنبه 20 خرداد 1394 10:09
عمارت منجم باشی یکی از بناهای تاریخی این شهر است که به ثبت میراثی رسیده اما این عمات با شکوه که روزگار فرسودگی خود را طی می کند، هنوز در دست خاندان منجم باشی باقی مانده است. بخش زیادی از این عمارت تخریب شده و اخیرا نیز یکی از نوادگان با حکم دیوان عدالت اداری بخشی از سهم ارث خود را تخریب نموده و در حال ساخت مجتمع تجاری...
-
هلند ایران را فراموش نکنیم- دیدنیهای استان مرکزی/محلات
دوشنبه 18 خرداد 1394 11:08
شهر محلات در استان مرکزی معروف به هلند ایران است. این شهر منطقه ای ییلاقی است و محل خوشگذرانی و شکار بسیاری از شاهان قجر از جمله ناصرالدین شاه بوده است. چشمه آب ، امامزاده و حسینیه ای قدیمی خانه های گلی باقی مانده در بافت قدیمی بسیار دیدنی هستند. از همه مهمتر خیابان متهی به دهکده گل از دو طرف چنارهای بلندی دارد که آدم...
-
جمعه بازار خیابان سام در رشت- دیدنیهای گیلان
دوشنبه 18 خرداد 1394 09:01
بازارهای هفتگی گیلان همواره برای مسافران جذاب است. در این بازارهای هفتگی عمدتا کشاورزان روستاهای اطراف، محصولات دامی و کشاورزی خود را در معرض فروش می گذارند. صحنه هایی در این بازار دیده می شود که در هیچ جای کشور قابل دیدن نیست. از بافته های صنایع دستی، مرغ و اردک و غاز تا پرنده های مهاجر که شکار صیادان شده و ... در...
-
مقبره اشموئیل- دیدنیهای استان مرکزی
یکشنبه 17 خرداد 1394 07:33
اشموئیل نبی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل بوده و مزار آن در شهرستان ساوه است . آبان سال گذشته به این مکان رفتم. در 11 کیلومتری جاده بویین زهرا- ساوه تابلویی دیده می شود که روی آن نوشته شده 20 کیلومتر تا مزار اشموئیل نبی و به سمت کوهپایه فلش کشیده اند. جاده به تمامی آسفالته است و مسیر جاده بسیار زیبا. دو طرف جاده کوههای...
-
مخاطب امروز دنبال فکر کردن نیست
شنبه 16 خرداد 1394 12:29
نوشتن هم اصولی دارد . اگر اصول و قواعد آن را بیاموزید شما هم حتما نویسنده می شوید... تنها کتابهایی ماندگار می شوند که افق فکری مخاطب را گسترش می دهند... جامعه بسته جایگاه داستان کوتاه است. اما جوامع باز پذیرای رمان هستند یکی از مواردی که موجب توسعه و پایداری زبان فارسی به عنوان فرهنگ و هویت ملی ما می گردد، نوشتن...
-
حاج حاجی - پرندگان گیلان
سهشنبه 12 خرداد 1394 07:56
پرستو یا چلچله در زبان گیلکی حاج حاجِیّ خوانده می شود. این پرندگان که دمی دو شعبه دارند، در زمان فصل کوچ در گیلان بسیار زیاد دیده می شود و خانه های گلی آنها در زیر بالکن بسیاری از خانه ها بخصوص در محلات قدیمی دیده می شود. مردم نیز با این پرندگان خو گرفته اند و آنها را قاصدانی از خانه خدا می پندارند که از مکه برگشته...
-
پل تاریخی لوشان - دیدنیهای گیلان
دوشنبه 11 خرداد 1394 09:59
پل آجری لوشان پیش از احداث شاهراه کنونی قزوین- رشت و پل جدید بتونی، تنها راه ارتباطی دو سوی رودخانه شاهرود بود. برخی پژوهندگان ساختمان این پل اجری را به خسروخان گرجی حکمران گیلان در زمان سلطنت فتحعلی شاه نسبت می دهند . اما به نظر می رسد که این پل در قرن نهم هجری قمری ساخته شده باشد. پل لوشان 102 متر طول و چهار چشمه...
-
شوابیل را از نگاه سمفونی مردگان ببینید-دیدنیهای اردبیل
شنبه 9 خرداد 1394 14:01
یکی از مناطق دیدنی اردبیل، شورابیل است. دریاچه ای که تغییرات زیادی کرده است. این منطقه با ساخت و سازهای زیاد در اطراف آن و همینطور اضافه کردن آب شیرین به دریاچه دیگر ماهیت خود را از دست داده است حتی ماهیت درمانی گذشته را. دریاچه شورابیل در تحولات زمین شناسی زودتر از دریاچه ارومیه بوجود آمده است. تصاویری که می بینید...
-
استخوان های ما هم وظیفه ای دارند- جاذبه های دیدنی استان مرکزی- تفرش
شنبه 9 خرداد 1394 13:46
« تا روزی که زنده هستیم، شایسته است بهترین خدمات را برای سرزمین مادریمان انجام دهیم و پس از پایان عمر، این وظیفه برعهده استخوانهایمان است.» این جمله از آن یک زاده تفرشی است. پروفسور محمود حسابی. چه بخواهیم و چه نخواهیم، کارهای بزرگ و اساسی و اندیشه های وسیع و همت های بلند چنان اثری از خود به جای می گذارند که قرنها پس...
-
قصه پستوقک - قصه های نه نه احترام
پنجشنبه 7 خرداد 1394 08:32
یکی بود، یکی نبود. در یک روستای کوچکی، زن و مردی بودند که بچه دار نمی شدند، سالها گذشت و خداوند در میانسالی پسری به آنها عطا کرد. این زن و مرد از بس این بچه را دوست داشتند؛ همه چیز برایش فرآهم می کردند و او به قدری لوس و نازپرورده شده بود که در نوجوانی هم هیچ کاری را به تنهایی انجام نمی داد و پدر و مادرش همه کارها را...
-
داستان پسر تنبل- قصه های نه نه احترام
پنجشنبه 7 خرداد 1394 08:32
یکی بود، یکی نبود پسر تنبلی بود که در دهکده ای با مادرش زندگی می کرد این پسر خیلی تنبل و بیکار و بی عار بود همیشه در رختخواب می خوابید . مادرش هر چقدر نصیحتش می کرد فایده ای نداشت حتی از تخت پایین نمی آمد تا غذا بخورد مادر بیچاره اش غذا را کنار تختش می برد، مادرش دیگر از دست او به ستوه امده بودف فکر کرد و نقشه ای کشید...
-
قصه مرد خسیس- قصه های نه نه احترام
پنجشنبه 7 خرداد 1394 08:31
تاجری بود که در شهری دکان داشت این تاجر با اینکه انبارهای پر از روغن و برنج و چیزهای دیگر داشت ولی خیلی خسیس بود این مرد با دختر یک خانواده ازدواج کرد صبح که به دکان می رفت یک تکه نان خشک و ظرف آبی برای همسرش می گذاشت تا شب که بر می گشت و همه در اتاق ها و صندوق ها را قفل می کرد زن بیچاره از گرسنگی ضعیف و بیمار شد دریغ...
-
پدر کم عقل و دختر زیرک –قصه های نه نه احترام
پنجشنبه 7 خرداد 1394 07:59
روزی روزگاری در زمانهای قدیم مردی در روستایی زندگی می کرد ولی عقل درستی نداشت این مرد 3 دختر داشت، همسرش مریض بود پس از مدتی زن مرد و پس از چهل روز مرد دختر هایش را صدا کرد و گفت: مادرتان وصیت کرده که بعد از مرگم صندوقم را بازکنید و کفش هایی داخل آن را بردارید، به پای هرکس که بود او را به زنی بگیر. دخترها در صندوق را...
-
قصه دو خواهر- قصه های نه نه احترام
پنجشنبه 7 خرداد 1394 07:57
در دهکده ای دو خواهر زندگی می کردند، خانه انها از همدیگر فاصله زیادی داشت. خواهر بزرگتر وضع مالی خوبی داشت ولی بدجنس بود، خواهر کوچکتر فقیر و بی چیز بود ولی ایمان محکمی به خداوند یکتا داشت. همسرش خارکن بود، به صحرا می رفت بوته های خار می کند و می فروخت و امرار معاش می کرد. خواهر بزرگ یک دختر داشت، خواهر کوچکتر حامله...
-
داستان خیر و شر- قصه های نه نه احترام
چهارشنبه 6 خرداد 1394 08:24
در روستایی دو رفیق به نام های خیر و شر زندگی می کردند. آنها که در روستا نمی توانستند معاش خود را بدست آورند باهم عهد کردند که به شهر بروند مقداری غذا و توشه با خود برداشتند و به راه افتادند، پس از ساعت ها راه رفتن، خسته و گرسنه شدند ، استراحت کردند و خواستند غذا بخورند. رفیق حیله گر که شر بود، گفت: دوست من اول بیا...
-
ملک جمشید، ملک محمد، ملک خورشید- قصه های نه نه احترام
چهارشنبه 6 خرداد 1394 08:24
روزی روزگاری، حاکمی در شهری زندگی می کرد. او سه پسر به نامهای ملک جمشید، ملک خورشید و ملک محمد داشت. پسرها مادر نداشتند و یک نامادری بدجنس و حسود داشتند. پدر پسر کوچکتر، یعنی ملک محمد را خیلی دوست داشت. او بسیار باهوش و زرنگ بود. نامادری خیلی به او حسودی می کرد. به همین دلیل نقشه ای کشید تا پسر را از بین ببرد، این پسر...
-
قصه خانم گوگال -قصه های نه نه احترام
چهارشنبه 6 خرداد 1394 08:21
روزی روزگاری یک گوگال که از تنهایی به تنگ آمده بود، لباس هایش را عوض کرد، کفش نو پوشید، راه افتاد و رفت. توی راه به یک چوپان رسید، سلام کرد، چوپان گفت: تسن گوگال کجا می ری؟ گفت: بی تربیت به من بگو خانم گوگال، چادر به دست، حنا به پا کجا می ری؟ چوپان گفت: خانم گوگال کجا می ری؟ گفت: می روم شو کنم، شوهر کنم، از تنهاییم...
-
قصه گنجشک- قصه های نه نه احترام
چهارشنبه 6 خرداد 1394 08:18
گنجشکی با مادرش زندگی می کرد. روزی از روزها مادر به گنجشک دستور داد: پسرم برو قدری هیزم برایم بیاور تا نان بپزم گنجشک با مادر شرط کرد که تو برایم یک کلوچه بپز. مادر قبول کرد ، گنجشک به صحرا رفت تا هیزم جمع کند مادر هم شروع کردن به آماده کردن خمیر نان و یک کلوچه هم برای پسرش درست کرد. درویشی در خانه را زد و کمک خواست...
-
قصه گرگ و عبدولک- قصه های نه نه احترام
چهارشنبه 6 خرداد 1394 07:40
روزی روزگاری بود، مرد دهقانی بود به نام عبدولک . یک روز زمین هایش را شخم می زد تا بذر بپاشد، ناگهان دید گرگی در گوشه ای نشسته و با تیخ بدنش را می تراشد، گفت: می روم و به دیگران می گویم چه کار می کردی. گرگ گفت: تو سر مرا فاش نکن من هر روز که گوسفند شکار کردم، دمبه اش را به تو می دهم . عبدولک قبول کرد. عصر به خانه...
-
قصه های نه نه احترام- قصه گرگ و روباه
سهشنبه 5 خرداد 1394 14:13
خاطرات بچگی ام با جنگ گره خورده است، بیشتر شبها به خاطر اعلام وضعیت خطر برق نداشتیم. دلخوشی ما قصه هایی بود که مادرم شبها برایمان تعریف می کرد. ما هفت بچه قد و نیم قد بودیم که مادرم قصه هایی را که از بچگی از مادربزرگش یاد گرفته بود؛ برایمان تعریف می کرد. همه داستان ها یادم رفته بود، اما مادرم که ما به او نه نه می...
-
آرزوی باسواد شدن نفس و آناهیتا را آب برد
سهشنبه 5 خرداد 1394 08:28
آرزوی باسواد شدن نفس و آناهیتا را آب برد نفس و آناهیتا دو دختری که تصاویرشان را می بینید، آرزو دارند به مدرسه بروند اما کار هر روزه شان آبکشی برای محله است. این دو دختر هر روز چندین کیلومتر مسیر روستا تا چشمه را با الاغ و مشک هایشان طی می کنند تا آب مورد نیاز خانواده را تامین کنند. تصاویر زیر در ساعت:14 روز چهارشنبه...
-
جاذبه های کرمانشاه
دوشنبه 4 خرداد 1394 10:06
در هر شهری یک یا چند محصول خوراکی طرفداران زیادی دارد و توسط دوره گردها عرضه می شود. مثلا در شهرهای شمالی باقلا پخته و خام محلی طرفدار دارد. در بسیاری از شهرها، ذرت کباب شده عرضه می شود. اما اولین بار بود که می دیدم در کرمانشاه، بلال آب پز شده طرفدار دارد. در بافت مرکزی شهر فروشندگان دوره گرد این محصول بسیار زیاد است...